بازدید امروز : 54
بازدید دیروز : 79
خدا را شکر که به برکت انقلاب اسلامی و خون شهداء این روزها دیگر کسی نمی تواند نقاب بزند و چهره نفاق روز به روز آشکارتر می شود و کینه ها نسبت به اسلام عزیز روز به روز آشکارتر می شود(از امثال تئوریسین قبض و بسط شریعت و پلورالیزم دینی در داخل گرفته تا روزنامه های دانمارکی و مقامات اروپایی و ...) و همگان حقیقت خود را آنچه هست عریان نشان می دهند.ادامه مطلب...
همانطور که اسلام خیلی از سنت های باطل را اصلاح کرده و سنت های حسنه جای آن نشانده، چمهوری اسلامی هم سنت باطل سیزده بدر را اصلاح کرده و روز سیزدهم فروردین را روز انس با طبیعت نامگذاری کرده تا فرهنگ سازی کند و به تدریج این باور خرافاتی را از ذهن و دل مردم بزداید(البته اگر برخی مجریان و گویندگان و ... در صدا و سیما بگذارند و این خرافه را همانند خرافه چهارشنبه سوری ترویج نکنند) .
ولی نمی دانم چرا این همه آدم های باپرستیژ و باکلاسی را که از نحسی عدد سیزده به سوی دشت و صحرا و جنگل و ... فرار می کنند، کسی امّل و خرافاتی و عقب مانده خطاب نمی کند ولی اگر جوان مؤمنی از نحسی گناه فرار کند و از لغو و باطلی گریزان شود و از مجلس و جمعی که او را از یاد خدا غافل می کند رویگردان شود، امّل و خرافاتی و عقب مانده خطاب می شود؟!
باور کنید ضرب المثل «با یک گل بهار نمیشه» درسته، حتی در مورد گل نرگس.
میگن: «ما یک گلی داریم که وقتی بیاد همه جا بهار میشه»
مگه نمی دونند این یک گل ما هم تا گلستانی از آدم های صالح و آماده نباشند، نمیاد.
تازه قرار نیست به محض اومدن گل ما یک دفعه همه جا بهار بشه.
زمستون تاریکی و جهالت و ظلم و ستم و فساد که مثل زمستون طبیعت خود به خود تاج و تختشو تقدیم به بهار نمی کنه.
پس باور کنید «با هیچ یک گلی بهار نمیشه» چون «یک دست صدا نداره».
گلی از گلستان یاران مهدی(عج) باشید.
نوروزتان مبارک.
خاطرات 20 سال گذشته و ایام نوجوانی ام را مرور می کردم.
ایام سرنوشت ساز و حوادث تلخ دوران دفاع مقدس
امام (ره) پیام می داد: حسینیان آماده باشید! امروز ایران کربلاست! درنگ امروز فردای اسارت باری را به دنبال خواهد داشت.
بغض گلویم را گرفته بود اما سن و سال و شرایطم اجازه نمی داد.ادامه مطلب...
همه ساله در ایام ا... دهه فجر انقلاب اسلامی چند بار سرود های «بوی گل سوسن و یاسمن آمد»، «بهمن خونین جاویدان»، خمینی، ای امام» و ... را می شنوید؟
شاید بتوان گفت ده ها بار، اینطور نیست؟
همه این سرود ها، تاریخی و برای همه مردم آشناست. اما برخی سرود ها نیز علی رغم اینکه بخشی از تاریخ پر شور و حماسه بهمن 1357 و مورد توجه و اقبال عمومی بوده کم کم با غفلت سهوی یا عمدی صدا و سیما رو به فراموشی است.ادامه مطلب...
زمانی که در انجمن اسلامی دانشگاه فعالیت می کردیم، تابلویی داشتیم که نصف آن را به جریانات دوم خردادی اختصاص داده بودیم و نصف دیگر آن را به اخبار و مقاله های روزنامه های اصول گرا.
قابل ذکر است که متأسفانه دانشگاه ما تقریباً یک مرده سیاسی بود و من مجبور بودم برای ایجاد حساسیت و سؤال نسبت به مسائل کشور، در استفاده از تابلوی اعلانات انجمن اسلامی، تریبون هر دو جریان باشم. یعنی هم روزنامه های دوم خردادی را تهیه می کردم و بریده جراید اخبار و مقاله های مهمشان را روی تابلو نصب می کردم و هم بریده جراید روزنامه های اصولگرا را (در حالی ظاهراً معقول نیست کسی مطلبی را که به آن اعتقاد ندارد، خودش بردارد و روی تابلو نصب کند!)
اما یک روز متوجه شدم بچه مذهبی های انجمن اسلامی که تا آن روز هیچ تلاش خاصی برای تعمیق باور های دینی و تقویت بینش سیاسی دانشجویان نداشتند، به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم فعال(!) شده اند و تمام بریده جراید را از روی تابلو برچیدند و با نصب چفیه و چند عکس از سرداران شهید، نوشته اند: دیگه بسه. فقط امام حسین(ع)!ادامه مطلب...
سال 1366 بود، طبق معمول هر سال در آستانه ماه محرم، وعاظ و روحانیون برای خطی مشی گرفتن به خدمت حضرت امام (ره) رسیده بودند.
اوج جنگ و درگیری بود. دفاع مقدس به مرحله خیلی حساس و سرنوشت سازی رسیده بود ...
حضرت امام(ره) خطاب به وعاظ و روحانیون فرمودند:«شما باید در این ماه محرم، روحیه شهادت طلبی را در جوانان زنده کنید.»
من در آن سال نوجوانی بودم تشنه فهم و درک آرمان ها و احساسات و انگیزه های متعالی رزمندگان دفاع مقدس و با شنیدن سخنان امام، به عشق اینکه روحیه شهادت طلبی پیدا کنم از اول ماه محرم پای سخنرانی پیشنماز مسجد محله مان نشستم تا در صورتی که شرایط سنی و ... مهیا شد،انگیزه و آمادگی روحی لازم را برای حضور در جبهه کسب کرده باشم.
شب اول سخنرانی با بیان احکام غسل جنابت شروع شدادامه مطلب...
هر سال شب اول محرم که می شد، مداح مسجد محله مان اشعاری را با این ترجیع بند در رثای حضرت مسلم(سلام الله علیه) می خواند:
امشب در این شب تار/ سر می گذارم به دیوار
و من با شنیدن این قبیل اشعار تک بعدی و صرفاً احساسی، نه به ماهیت پلید حاکمان و مردم دنیا پرست و ضعیف النّفس کوفه پی می بردم و نه از رشادت و شجاعت سفیر امام حسین (علیه السّلام) چیزی می آموختم و به ناچار هر سال ماه محرم دنبال مجالس دیگری بودم که روح حماسه را در وجودم بدمد و مرا به تدبر و شناخت هر چه بیشتر فلسفه قیام امام حسین(علیه السلام) وا دارد و به همین خاطر هر سال ماه محرم بلافاصله پس از نماز خواندن در آن مسجد، آنجا را ترک می کنم تا با شنیدن اشعاری سخیف و بی مایه کلافه و عصبانی نشوم.
به همین خاطر آن زمان بیشتر به مداحی های حاج صادق آهنگران علاقه مند شدم و فکر می کنم یکی از حماسی ترین و افشاگرانه ترین و در عین حال عاطفی ترین مرثیه سرایی هایی که از ایشان شنیدم در رثای حضرت مسلم(سلام الله علیه) بود که به مناسبت ایام شهادت حضرت به خوانندگان هدیه می کنم:ادامه مطلب...
گفتم به بهانه روز دانشجو چند جمله ای از سخنان استاد رحیم پور را به این مناسبت به شما هدیه دهم که 16 آذر سال 82 با کلی ترفند و توکل به خدا و وجعلنا خواندن توانستم از سد پولادین نگهبانان دانشگاه تهران بگذرم و خودم را به این جلسه در تالار دانشکده فنی برسانم.(آخه انجمنی ها هم می خواستند هم زمان با برنامه بسیج همونجا برنامه داشته باشن و امکان بروز تشنج و درگیری بود).ادامه مطلب...
یکی از روش های مغالطه این است که به جای اینکه وارد اصل بحث شویم و جواب طرف مقابل خود را بدهیم، او را متهم کنیم که مثلاً قبلاً چنین سابقه ای داشته، جزو فلان حزب و بهمان گروه است و یا به عناوین مختلف او را تحقیر کنیم و به این طریق از پاسخگویی صریح و روشن طرفه رویم و به این ترتیب طرف ما هر چه هم دلیلش منطقی و محکم باشد شنوندگان، خوانندگان و یا بینندگان جلسه مناظره به دیده حقارت به او می نگرند و این بدبینی و بی اعتمادی تلقین شده به آنان مانع از توجه و پذیرش دلائل طرف مقابل ما می شود.
حدود 4 ماه قبل یادداشتی با عنوان شجاعت مهستی نوشتم و در آن یک نکته و سؤال کلیدی را مطرح کردم اما متأسفانه هیچ یک از مخالفان جرأت وارد شدن به اصل بحث را نداشتند و در عوض انواع تهمت ها و سؤالات بی ارتباط با موضوع را به سوی حقیر پرتاب کردند اما با این وجود باز هم سعی کردم به همه سؤالات و انتقادات آن ها جواب دهم.
مدت ها پس از فرونشستن جنجنال های آن یادداشت، به تازگی نظر جدید مخالف دیگری ذیل آن دریافت کردم که ادعا کرده روش ما مشت و چماق بوده و به برکت دکتر رحیم پور ازغدی به بحث منطقی روی آوردیم(!)
گفتم شاید بهتر باشد این نظر و جواب آن را در قالب یادداشت جدید وبلاگم بیاورم:ادامه مطلب...
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
لینک دوستان
درباره خودم
آوای آشنا
فهرست موضوعی یادداشت ها
بایگانی
اشتراک