سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 تعداد کل بازدید : 492189

  بازدید امروز : 177

  بازدید دیروز : 144

تکلیف الهی

 
خداوند جویای دانش را دوست می دارد ونیز فرشتگان و پیامبران او. [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 97/2/7::: ساعت 4:18 عصر

امسال 30 سال از سال 67 می گذرد.

قبلا گفتم که سال 67 بر حسب یک اتّفاق ساده، در مراسم تشییع یک شهید در محلّه مان، عقب کابین آمبولانس‌ نشستم و تا بهشت زهرا (سلام الله علیها) کنار تابوت آن شهید بودم و برای اولین بار بود که یک جنازه می دیدم، آن هم پیکر مطهر یک شهید (*)

پس از آن همواره دغدغه داشتم چطور باید راه این شهداء را ادامه دهیم و سپس با نزدیک شدن به سن قانونی تصمیم گرفتم به جبهه بروم که جنگ تمام شد.

اما جنگ برای من تمام نشده بود و به تعبیر شهید آوینی «شاید جنگ پایان یافته باشد اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت ».

لذا سی سال است که دستمان روی ماشه است؛ چرا که آموخته ایم جهاد فکری و فرهنگی، در واقع همان جهاد اکبر پس از جنگ نظامی است.

سلاح ما قلم ماست و هر جا که لازم باشد می نویسیم.

امروز هم ولی امرمان تأکید کرده اند روی تولید محتوا در فضای مجازی و رسانیدن حرف حق به مخاطبان در فضای مجازی.

حال اگر کسانی مقتضیات این عرصه را نمی شناسند و ما را متّهم به خلاف کاری می کنند، چه باک؟!

اگر خلاف ما این است که به تعبیر شما «دست به کانال» هستیم، ما به این خلافکاری افتخار می کنیم.

شما به آنچه که تکلیف خود می دانید عمل کنید و پرونده سازی و اتهام تراشی کنید، ما هم به آنچه که تکلیف خود می دانیم، عمل می کنیم.

إن شاءالله روزی همان شهدایی که مرا متّهم به وهن مقام شامخشان کردید، بین ما و شما قضاوت خواهند کرد و من هم هرگز از کسانی که مقام شامخ شهید و شهادت را دستاویز إعمال غرض ورزی هایشان قرار دادند، گذشت نخواهم کرد.

بچرخید تا بچرخیم!

أعاذنا الله من شرور أنفسنا و سیّئات أعمالنا

پی نوشت:
*-
بیستمین سال تولد دوباره


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: شنبه 96/12/12::: ساعت 5:56 عصر

سال گذشته زمانی که در همین ایّام درباره «اهمّیت انعطاف پذیری در قانون» نوشتم، هرگز تصوّر نمی کردم ماجرایی که در آن یادداشت به آن اشاره کردم، ظاهراً از نظر عدّه ای همانند تابویی باشد که کسی حقّ نقد و تحلیل درباره آن را ندارد!

وقتی مُدام از ما به عنوان «کارکنان ارزشی» یاد می کردند، فکر می کردم «ارزشی بودن» یعنی کارمندی که «دغدغه های ارزشی» دارد و آن چه را که حق می داند، بیان می کند(1) و نمی دانستم که ظاهراً برخی «ارزشی بودن» را به معنی «صندلی پُر کنِ ساکت» می دانند! ادامه مطلب...

 
<      1   2      
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک