سفارش تبلیغ
صبا
 تعداد کل بازدید : 510266

  بازدید امروز : 17

  بازدید دیروز : 71

تکلیف الهی

 
قربانگاه خردها را بیشتر آنجا توان یافت که برق طمعها بر آن تافت . [نهج البلاغه]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 96/1/14::: ساعت 11:2 عصر

به بهانه یازدهمین سالگرد عروج ملکوتی جوان بسیجی، مرحوم فرید سیناییان

فروردین ماه سال گذشته در کاظمین بودم و به یاد بسیجی مرحوم فرید سیناییان که دهمین سالگردش بود نوشتم.

امسال هم قسمت شد که روز  سالگردش در نجف اشرف به یادش باشم.

جوان عزیزی که در وصیت نامه اش به دردمندی سفارش کرده بود و آن را از تفضّل های خاص خداوند منّان دانسته بود.

انسان دردمند نمی تواند نسبت به آنچه که در اطرافش می گذرد بی تفاوت باشد.

انسان دردمند ضمن توجه به خودسازی، نمی تواند در برابر انحراف و گمراهی اطرافیانش بی دغدغه باشد.

انسان دردمند نمی تواند از ترس رسوایی، همرنگ هر جماعتی شود.

انسان دردمند نمی تواند از ترس واکنش مسؤولان ناشکیبا در برابر انتقادات، از بیان آنچه که حق می داند واهمه داشته باشد.

انسان دردمند نمی تواند فاصله بین شعارها و عمل ها را رصد نکند.

انسان دردمند نمی تواند صرفا بله قربان گوی هر سیستمی باشد و جرأت نقد و اظهار نظر نداشته باشد.

انسان دردمند نمی تواند صرفا صندلی پر کن هر مراسمی باشد و هیچ تحلیل و موضعی نسبت به محتوای برنامه ها نداشته باشد.

انسان دردمند، امر به معروف و نهی از منکر را منحصر در تذکر رعایت ظواهر شرعی نمی داند و بالاترین امر به معروف و نهی از منکر را تذکر رعایت شرع، انصاف و اخلاق از جانب مسؤولان می داند.

انسان دردمند نمی تواند انحراف از تعالیم وحی را در نحوه اداره جامعه تحمل کند.

انسان دردمند نمی تواند مثل کبک سرش را زیر برف کند و فقط گلیم خود را از آب بیرون بکشد.

انسان دردمند دغدغه های خود را به هر شکلی منعکس می کند.

به انسان دردمند نمی توان گفت فکر نکن! نگو! ننویس! تحلیل و اظهار نظر نکن!

از انسان دردمند نمی توان انتظار داشت که فقط به مسؤولیت شغلی و رسمی خودش بپردازند و خارج از وظیفه سازمانی اش حرفی نزند که به تریج قبای مسؤولی بربخورد!

انسان دردمند را نمی توان مؤاخذه کرد که چرا فلان مقام و بهمان رییس را زیر سؤال بردی!

دردمندی از تفضّل های خاص خداوند منّان است و احدی حق سلب این تفضّل را از دیگری ندارد.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: سه شنبه 96/1/1::: ساعت 2:2 عصر

شاید برای شما اتفاق افتاده باشد که وقتی کسی فیلمی را دیده می خواهد محتوای آن را برای شما وصف کند و شما که قصد دیدن آن فیلم را دارید، از او می خواهید از ادامه وصف آن خودداری کند و تا انتهای فیلم را تعریف نکند تا انگیزه و ذوق و شوق و هیجان دیدن آن فیلم در شما فروکش نکند.

فکرش را بکنید عوامل و دست اندرکاران ساخت فیلمی بخواهند کل ماجرا و انتهای فیلم را برای همگان در فضای مجازی جار بزنند، آیا انگیزه و اشتیاق تماشای آن فیلم برای کسی باقی می ماند؟

حالا احتمالا دفتر مقام معظم رهبری، نام سال جدید را از قبل به دست اندرکاران رسانه ملی اطلاع می دهد تا آن ها فرصت کافی برای طراحی لوگو و ساخت کلیپ و تیزر مناسب برای پخش آن بلافاصله  پس از پیام نوروزی مقام معظم رهبری داشته باشند؛ اما عده ای با سوءاستفاده از موقعیت خود قبل از تحویل سال شروع می کنند به افشاء شعار سال که قرار است در انتهای پیام نوروزی رهبر انقلاب اعلام شود.

در این صورت آیا ذوق و شوقی برای استماع پیام نوروزی رهبر انقلاب باقی خواهد ماند؟

لذا ذوق شنیدن پیام نوروزی رهبر انقلاب در مستور ماندن آن تا قبل از اعلامش از سوی معظم له می باشد و افشاء آن قبل از تحویل سال نوعی بی احترامی به ایشان و مستمعان خواهد بود.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 95/12/13::: ساعت 6:45 صبح

چندی قبل جلسه ای با عنوان «اخلاق کارمندی» برگزار شد.

قصد داشتم نکاتی را درباره محتویات برنامه و مسائلی که در پایان با سخنران محترم در میان گذاشتم، ذکر کنم.

اما در حال بررسی یادداشت برداری هایم از محتوای آن سخنرانی بودم که به نکته جالب تری رسیدم.

حجة الإسلام علوی تهرانی در تفسیر آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» گفتند:«انعطاف در قانون، دور زدن قانون نیست، شرایط را درک کردن است»

یادم افتاد چند سال قبل در همین سالن بر سر عدم انعطاف در قانون و عدم درک شرایط، چه قشقرقی به پا شد.

البته من آن روز در سالن حاضر نبودم و خبرها و تحلیل ها را از طریق نشریات و سایت ها و... دنبال می کردم.

قضیه از این قرار است که دوستانی برای تقدیر از کارگردان یک اثر ارزشمند در حوزه دفاع مقدس برنامه ای را تدارک دیده بودند و به مسؤول برنامه های وی نیز قانون الزام استفاده از چادر در محل برگزاری برنامه را گوشزد کرده بودند ولی گویا آن مسؤول فراموش کرده بود کارگردان را در جریان قرار دهد.

البته آن کارگردان از حجاب کامل چیزی کم نداشت، فقط چادر نداشت؛ تا داخل مجموعه و سالن هم آمده بود و کسی منعی نکرده بود، اما گویا همین که قرار شد برای برنامه ی تقدیر وارد جایگاه شود، مسؤولین امر سراسیمه وارد عمل شدند و از حضور وی در جایگاه به دلیل عدم استفاده از چادر ممانعت به عمل آوردند.

آن روز هم بحث ما و دوستان با دیگر بچه های مذهبی این بود که رعایت اخلاق و احترام مهمان ایجاب می کرد که شرایط را درک کنیم و در اجرای قانون به طور موقت قدری انعطاف به خرج دهیم.

به هر حال برگزاری این جلسات را به فال نیک می گیرم و امیدوارم سرآغاز اصلاحات در برخی دیدگاه ها و رفتارهای ناصواب در گذشته باشد و تناقضات بین آنچه که ادّعا و تبلیغ می شود و آنچه که رفتار می شود - آن هم در یک سالن- بیش از این ادامه نداشته باشد.

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى 

یادداشت های مرتبط:

1-از خیط کردن پدر شهید تا ضایع کردن خانم کارگردان

2-فوتبال، تستوسترون و سکوت مدعیان ارزش ها


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 95/7/16::: ساعت 2:46 عصر

گرامی‌داشت شهداء فقط به آه کشیدن نیست!

دوران دانشجویی زمانی که مسؤول پایگاه بسیج دانشجویی دانشکده بودم، مرحوم حجة الإسلام ابوترابی را به شهرستان دامغان دعوت کردیم و مراسمی را برای تجلیل از آزادگان قهرمان در تالار هلال احمر شهر ترتیب دادیم.

برای این مراسم یکی از دوستان هم کلاسی را که استعداد مجری گری و شعرخوانی داشت به عنوان مجری انتخاب کرده بودم؛ اما قبل از برگزاری مراسم، مسؤول حراست مرا خواست و پیشنهاد داد مجری از بیرون بیاوریم.

من با این پیشنهاد مخالفت کردم و مصرّانه گفتم باید به جوانان اعتماد کرد و به آنان مسؤولیت داد و رسالت ما هم به عنوان بسیج دانشجویی این است که افراد مستعد را در زمینه های گوناگون شناسایی کنیم، به آن ها میدان بدهیم و فرصت های لازم را برای رشد استعدادها و توانایی هایشان فراهم کنیم.

بنابراین اگر برای شهداء مراسم می گیریم باید بدانیم که گرامی‌داشت آنان فقط به آه کشیدن و «یادش به خیر» گفتن نیست، بلکه حداقلش این است که از تجربیات دوران دفاع مقدّس الگو و سرمشق بگیریم.

اگر در آن دوران به یک جوان بیست و اندی ساله‌ی پخته شده در تنور جنگ اعتماد می کردند و او را به عنوان فرمانده لشگر منصوب می کردند ما هم حداقل وقتی در دانشگاه می خواهیم برای شهداء مراسمی برگزار کنیم، فقط به آه و ناله کردن و «یادش به خیر» گفتن ها اکتفا نکنیم و به تجربه موفق آن دوران هم توجه کنیم.

مثلاً به جای اینکه سراغ مجری‌های صدا و سیمایی معروف برویم، به جوانان مستعد و امتحان پس داده در این زمینه اعتماد کنیم.

آیا در کل دانشگاه با انواع تشکل های دانشجویی فعّال که بارها و بارها برنامه های مختلفی را در سطح دانشگاه برگزار کردند و مجری گری کردند، یک مجری توانا و امتحان پس داده وجود ندارد؟ 

حال اگر بحث حق الزّحمه ای هم در میان باشد، عمل به شعار مورد تأکید رهبر معظّم انقلاب در زمینه «اقتصاد مقاومتی» ایجاب می کند با اعتماد به توان داخلی دانشگاه، در هزینه ها نیز صرفه جویی کنیم و به جای اینکه دو ساعت تکرار کنیم «وصیت شهدا تبعیت از ولایت فقیه بود»، در عمل نشان دهیم که ما طبق وصیت شهداء در تبعیت از رهبرمان جدی هستیم.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 94/7/24::: ساعت 12:18 عصر

شاهکار لاریجانی در تصویب تحت فشار برجام در مجلس، تحسین دولتی‎ها را برانگیخت/ صالحی: لاریجانی سنگ تمام گذاشت/ انصاری: از تدبیر شایسته لاریجانی متشکریم/ عطریانفر: اصلاح طلبان تلاش کنند تا لاریجانی رئیس بماند

برخی تازه متوجه شدند که جناب آقای لاریجانی اصولگرا نیست

من اما 20 سال پیش فهمیدم. گرچه آن موقع تقسیم بندی های اصولگرا و اصلاح طلب نبود ولی وقتی این تقسیم بندی ها شکل گرفت، من با توجه به خاطره نشست دانشجویی سال 1374، به هیچ وجه نمی توانستم لاریجانی را یک اصولگرا به حساب بیاورم.

20 سال پیش در نشست اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور، ایشان چنان از سوی دانشجویان به چالش کشیده شد و چنان پاسخ های قانع کننده(؟!) ای هم داد که پس از آن تا به امروز هرگز نشنیدم و ندیدم که در یک نشست دانشجویی حاضر شود و به سؤالاتشان پاسخ گوید.

مثلاً وقتی در مورد برخی تبلیغات و پیام های بازرگانی صدا و سیما ایراد گرفتیم, برگشت گفت «من هم برخی از این تبلیغات رو قبول ندارم ولی صدا و سیما رو با باد هوا که میشه اداره کرد»(دست های وی در حال بیان این جملات دقیقاً همانند تصویر ذیل بود):

از این روی همواره می گفتم کسی که برای عدم توجه به منافع ملی و آرمان های نظام اسلامی توجیه می آورد، از نظر من اصولگرا نیست

یا وقتی از وی می پرسیدیم چرا روز 13 آبان در تلویزیون فیلم آمریکایی (رقصنده با گرگ) پخش کردید؟ می گفت اتفاقاً اون فیلم آمریکایی از نظر من ضدآمریکایی بود.

دیدند در جریان یکشنبه سیاه مجلس چگونه برای حفظ آبروی نظام، خویشتن داری کرد و دوباره او را به ریاست مجلس برگزیدند

دیدند در جریان فتنه 88، 8 ماه در برابر هتک مقام ولایت فیقه سکوت اختیار کرد و پس از خروش مردمی 9 دی تازه یادش افتاد که باید از این شهر به آن شهر برود و دم از لزوم حمایت و اطاعت از ولی فیقه بزند و باز هم او را به ریاست مجلس برگزیدند.

و اینک در جریان سه شنبه سر کاری مجلس در تصویب 20 دقیقه ای طرح برجام تازه متوجه شدند که وی به مرز اصلاح طلبی نزدیک شده است و اینچنین می گویند: «با اتفاق امروز، لاریجانی در نقطه مرزی اصولگرایی قرار گرفت و حول انتخابات به جزیره اصلاح طلبان خواهد رفت؛ یاد حرفهای علامه مصباح در سال 90 به جبهه متحد اصولگرا افتادم که گفت : "اصولگرایی باید در عمل باشد نه در لیست انتخاباتی"»


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 93/9/30::: ساعت 10:56 صبح

شب 28 صفر سال 67، به هوای نوحه خوانی های حاج صادق آهنگران و حاج غلام کویتی پور به حسینیه عاشقان ثارالله سپاه رفتم.

برنامه سخنرانی از ساعت 9 تا 10 شب بود و مراسم نوحه خوانی پایانی هم 10 تا 10 و نیم شب.

سخنران آن شب رییس جمهور وقت بود.

آقا تا ساعت 10و 45 دقیقه سخنرانی مفصلی راجب امام حسن مجتبی(علیه السلام) ایراد کردند، سپس گفتند «ظاهراً مقداری از وقت گذشه، من فقط این 4 نکته را عرض کنم»... ساعت شد حدود 23 و 30 دقیقه و فقط یک مورد ذکر شده بود، سپس فرمودند 3 مورد دیگر را فقط اشاره می کنم... خلاصه فکر می کنم نزدیک 12 نیمه شب بود که سخنرانی رییس جمهور, آیت الله خامنه ای به پایان رسید و بعد آن هم تا ساعت 12 و 30 دقیقه از نوحه خوانی حاج غلام کویتی پور بهره بردیم.

آن شب فهمیدم که آقا از چه بنیه علمی و معرفتی قوی برخوردار است ... گذشت تا سال 78، یکی از اساتید در اردوی طرح ولایت نقل می کرد :«آقا زمانی که رییس جمهور بود دعوت شدند برای افتتاح همایشی راجب امام رضا(علیه السلام)؛ دعوت از ایشان صرفاً جنبه تشریفاتی داشت و برای رسمیت بخشیدن به مراسم افتتاحیه بود امّا ایشان در آن برنامه چنان سخنرانی مبسوطی ایراد فرمودند که هر کس نمی دانست تصوّر می کرد ایشان در طول دوره عمرش هیچ کاری جز تحقیق راجب شخصیت امام رضا(علیه السلام) نداشته و جا داشت که بسیاری از محورهای سخنان ایشان جزو محورهای همایش و سرفصل پژوهش های محققان درباره ابعاد شخصیت امام رضا (علیه السلام) قرار گیرد.

آری، مقام معظّم رهبری آن شب نزدیک 3 ساعت راجب امام حسن مجتبی(علیه السلام) به ایراد سخنرانی پرداختند، اما نمی دانم من و شما که خود را فدایی ولایت می دانیم می توانیم 3 دقیقه درباره حضرت صحبت کنیم و یا حداقل سه حدیث از ایشان نقل نماییم؟!

فکر می کنم اشعار مداحی ها را بیشتر به خاطر سپرده باشیم تا احادیث، مباحثی راجب شخصیت امامانمان و یا شرایط تاریخی آن روز و عبرت هایی که می توانیم برای شرایط فردی، اجتماعی و سیاسی امروز خود بگیریم.

باور نمی کنید؟! امتحانش آسان است؛ چرخی بزنید در شبکه های اجتماعی؛ احادیث و روایات و عبرت های تاریخی بیشتر می بینید یا اشعار مدح و ثنا و کلیپ های نوحه خوانی؟! چه در ولادت و چه در شهادت امامانمان.

گرچه مدح و ثنا هم لازم است ولی نه اینکه به همین بسنده کنیم و همه عزا و شادی هایمان را بدون کسب معرفت، خلاصه در مولودی خوانی و روضه خوانی کنیم.

---------------------------

یادداشت منتخب پارسی نامه

منشر شده در سایت قسم با عنوان «تسلط علمی و توانایی مقام معظم رهبری بر تحلیل ابعاد شخصیت ائمه معصومین(ع)»،



 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: سه شنبه 93/8/13::: ساعت 8:44 صبح

مراقب باشیم رابطه تعالی بخش امام و مأموم را در ادبیات رایج به رابطه ارباب و نوکری صرف تنزّل ندهیم.

نشریه دانشجویی تسنیم

یک وقت برای اظهار ادب و خاکساری در پیشگاه اهل بیت(علیهم السّلام) لفظ نوکر را به کار می بریم کما اینکه در برخی زیارتنامه ها آمده " ... عَبْدُکَ وَ ابْنُ عَبْدِکَ ..."(1) و یا "عبدکم"(2)؛ و یا اینکه در اشعار مداحی و سینه زنی گاهی از لفظ "ارباب" نیز در کنار الفاظ امام، أبا عبداللّه، آقا، مولا، سرور و ... برای عرض ارادت به حضرت استفاده می کنیم.

اما یک وقت می خواهیم در یک نشریه فرهنگی برای مخاطبان و قشر دانشجو قلم بزنیم و سالار شهیدان را مورد خطاب قرار دهیم، از آن جهت که "چونکه صد آید نود هم نزد ماست" بهتر است از الفاظ جامع تر و واژه های معروف تر و مشهورتری همچون "امام"، "مولا" و امثالهم - که در زیارات آمده- استفاده کنیم.

بنابراین هم بهانه دست بدخواهان نداده ایم

هم خود و دیگران را به زحمت نیانداخته ایم که بخواهیم توضیح دهیم در اینجا منظورمان از "ارباب" همان واژه "مولا"ست و منظور آن رابطه حقارت آمیز ارباب و رعیت متبادر به ذهن نیست، بلکه سرپرستی در تمام امور دین و دنیا به اذن خدا مراد است و ...

و هم شؤون امامت را کامل تر، زیباتر و روشن تر معرفی کرده ایم.

به نظر می رسد برخی واژه ها مانند "مولا" بهتر است همان عربی بمانند، چون وقتی به فارسی برگردان می شوند بار معنایی آن به شدت کاسته می شود و مخاطب را اقناع نمی کند.

یا امام حسین!
یاریمان کن مولا!

اما بعد: درست است که خدا به حضرت موسی (علیه السلام) تذکر داد که فلانی را رها کن بگذار هر جور راحت تر است ما را خطاب کند؛ ولی خوب، آن فلانی بی سواد بود، دانشجو که نبود؛ عوام بود، افسر جوان جنگ نرم که نبود؛ مگه نه؟!

پس مراقب باشیم نرم نرمک به دست خود واژه تعالی بخش "امام" را به حاشیه نرانیم(3).

--------------
پی نوشت:
1- زیارت امام حسین(علیه السلام) در روز عرفه
2- زیارت ائمه بقیع (علیهم السلام)
3- چندی قبل یاداشتی در یک گروه تلگرام دیدم که قابل تأمل بود و وقتی با مقاله آن نشریه دانشجویی موجه شدم، به فکرم رسید آن هشدار را به گونه ای دیگر مطرح کنم؛ آن یادداشت به شرح ذیل بود:

آیا دقت کرده اید که درباره امام حسین علیه السلام، واژه پر عظمت و عمیق و الهام بخش «امام»، کم کم جای خود را به واژه «ارباب» داده است؟
زمانی نه چندان دور، وقتی از حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، یاد میکردیم، ایشان را «امام» خطاب می کردیم اما در یک روند خیلی نرم و نامحسوس و متاثر از متون مداحی ها اخیرا واژه «ارباب» کاربرد بیشتری پیدا کرده است.
کافی است اندکی به متون مداحی ها یا مطالب و گفتگوهای گروه ها، دقت بفرمایید تا متوجه عرض بنده شوید.

به راستی کدام واژه، معنای نزدیکتری به شخصیت اباعبدالله الحسین علیه السلام دارد؟ «امام»؟ یا «ارباب»؟
آیا بر اساس تعالیم اسلام، نسبت میان حضرت و ما «امام» و «مأموم» است یا «ارباب» و «رعیت»؟
مسلماً ما که میگیم ارباب، منظورمون چیز دیگریه، اما خطر اینه که به مرور زمان، کلمه مقدس امام تبدیل بشه به ارباب.

 نباید بذاریم «امام حسین» تبدیل بشه به «ارباب حسین»، و بعد از چند سال نشه جمعش کرد.

---------------------------------
همین یادداشت در سایت قسم


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 92/2/27::: ساعت 6:40 عصر

چندی قبل در یک نشریه خبری خواندم: "ح ز، خواننده حامی فتنه ..." اول تعجب کردم، از کی تا حالا حامد زمانی خواننده حامی فتنه شد؟ بعد یادم افتاد که این ح ز، همان حسین زمان است؛ خواننده محافل اصلاح طلبان و نشست های دفتر تحکیم وحدت.

یادم افتاد شبی را که در برنامه های جنبی نشست سالانه دفتر تکیم وحدت برنامه کنسرت داشت و من ترجیح دادم به جای آن، در برنامه استخر ثبت نام کنم. اما حسرت می خوردم که ای کاش نسل جوان انقلاب هم یک خواننده داشت که حس هیجان طلبی شان را اشباع می کرد.

یاد سخنان مقام معظم رهبری می افتادم که فرمود: "جوان احتیاج دارد به یک عامل تعیین کننده ای در دلبستگی ها و مشاغل خودش ... آن عامل عبارت است از چیزی که حس هیجان طلبی او را اشباع کند ... شما نتوانستید می رود هیجان را در جای دیگر پیدا می کند" (1)

حالا امروز از نسل سوم انقلاب یک خواننده با این ویژگی ایده آل آمده که طنین صدای گمشده انقلاب را با برانگیختن حس هیجان طلبی جوانان منعکس می کند، اما ...

1- روزگاری یکی از بچه های محل که می دانست من نسبت به یکی از مداحان معروف جبهه و جنگ اردات دارم، نوار کاستی از ترانه های قبل از انقلاب او را برایم پخش کرد تا سوءسابقه اش را به رخم بکشد و موجبات سرافکندگی مرا فراهم کند، ولی گفتم این مایه افتخار است که امام(ره) اینچنین جوانان را از گمراهی نجات داد و از آن ها سرباز اسلام تربیت کرد.

2- روزگاری دیگر در دهه هفتاد جوانکی آمد مدتی در محافل بچه حزب اللهی ها و نماز جمعه پشت سر تابوت شهدا عین صدای آن مداح را تقلید کرد اما مدتی بعد به گروه جلف و جفنگ آرین پیوست و حالا رنگین نامه های لجن پراکن با درج تصاویر بزک کرده و مشمئزکننده اش، با او مصاحبه می کنند و ایشان هم یک مشت خزعبلات از سیر تا پیاز برایشان می گوید.

3- امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: "کسی که حدیث ما را روایت کند و با احادیث ما روح و جان مردم را قوت بخشد و با انتشار سخنان ما اندیشه های شیعیان را استوار نماید، از هزار عابد برتری دارد".(2)
بنابراین فکر می کنم کسانی هم که با ابزار هنر، فرهنگ مقاومت شیعه و روحیه ایثار و شهادت طلبی را در جان مردم انقلابی تقویت می کنند، ارزش کارشان از هزار عابد و عارف برتر و بالاتر است؛ اما وای به روزی که همان ها و یا هوادارانشان با کج سلیقگی و یا خدای ناکرده انحراف، بخواهند موجبات خواری و سرافکندگی مؤمنان را فراهم کنند.

4- روزگاری یکی از مداحان معروف در وصف حضرت عباس(سلام الله علیه) می خواند:" چه دست و بازویی ... چه چشم زیبایی ... چه قد رعنایی ..." و عده ای هم طرح هایی با فیگورهای متفاوت از سینه و بازو و چشمان حضرت کشیدند؛ مقام معظم رهبری فرمودند "مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش ابالفضل به چشم های قشنگش بوده؟!... این ها سطح معارف دینی ما را پایین می آورد ... ارزش ابالفضل العباس به حهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است ... "

5- معلمم استاد محمد اکرمی می گفت انبیاء پول خرج می کردند و حتی از جان خود می گذشتند تا حرف خدا را به مردم برسانند. آن وقت می بینیم عده ای شرط می کنند من فلان مقدار می گیرم تا بیایم سخنرانی و یا مداحی کنم برای اهل بیت(علیهم السلام)!
همچنین یاد سخنان مسؤول وقت نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها افتادم که در افتتاحیه نشست فرهنگی دفتر تحکیم وحدت می گفت: کسی که کار فرهنگی می کند شأن او شأن انبیاست.

حالا نمی دانم در شرایطی که خود حامد زمانی عزیز تأکید می کند "با کسانی که این گفتمان را نمیشناسند کاری ندارم...چرا که برای آنها خواننده ی خوب زیاد است... بلکه برای آگاه کردن و دلداری دارن و قرص تر کردن دلای همرزمام اومدم... " چرا برخی به بهانه جذب مخاطب، تصاویری از وی را با پوزیشن ها و فیگورهای آنچنانی طراحی می کنند که آدم وقتی آن تصاویر را می بیند یاد مانکن های داخل پاساژها می افتد!
نمی دانم چرا ترانه هایی از او را -که معلوم نیست مربوط به چه زمانی است- در برخی سایت ها وبلاگ ها می بینیم که جز بر صاحبان شکست خورده عشق های حقیر زمینی منطبق نمی شود: متلاشی (...شکستنهای امروزت همش محصول دیروزه/زدی تو گوش من رفتی هنوزم جاش میسوزه ...)
آدم خوش تیپ در دنیا زیاد است و ارزش کار آقای زمانی عزیز هم به معرفت او و ارزش هایی است که به آن باور دارد و آن ها در یک قالب مناسب و ارزشی(نه مثل بعضی ها که برای 22 بهمن ترانه ای را در قالب سبک های سخیفی مثل رپ ارائه می کنند:+) تبلیغ می کند. ما نیازی نداریم برای معرفی ایشان از روشی که برای معرفی خوانندگان اراجیف خوان به کار می برند، استفاده کنیم.
همان طوری که ایشان هنر موسیقی را خرج معرفی ارزش های والای اسلامی قرار داده، ما هم باید در استفاده از هنر طراحی و گرافیک، معرف دغدغه های ارزشی ایشان باشیم.

و اما درباره کنسرت دوم خرداد؛ ای کاش می شد مانند جشنواره مردمی فیلم عمار عمل کرد. ای کاش اصلاً به جای کنسرت، عبارت برازنده تر و مناسب تر دیگری به کار می رفت. برای رزرو بلیط تماس گرفتم گفتند قیمتش بین 30 تا 80 هزار تومان است!
آیا مخاطبان ایشان در این شرایط اقتصادی توان پرداخت چنین هزینه ای را دارند؟
برگزارکنندگان این کنسرت اگر دغدغه طنین انداز کردن صدای گمشده نسل انقلاب را دارند پاسخ دهند که برای مدیریت و هدایت حس هیجان طلبی جوانان کف جامعه(نه اشراف و مرفهین بی درد) به سمت آرمان های بلند انقلاب اسلامی و تشویق آنان برای شرکت در این برنامه، چگونه می توان چنین هزینه ای را از آنان مطالبه کرد؟

و اصولاً مخاطب خواننده جبهه مستضعفین چگونه توان پرداخت 30 تا 80 هزار تومان هزینه بابت تهیه بلیط کنسرت را دارد؟

پی نوشت:
1-بیانات فرمانده معظّم کل قوا در دیدار با فرماندهان سپاه و بسیج- 17 اردیبشهت ماه 1379
2- اصول کافی-جلد1-صفحه23

اولین کنسرت حامد زمانی، خواننده انقلاب نسل سوم انقلاب، پنج شنبه دوم خرداد از ساعت 21 الی 23 برگزار میشود.

به گزارش رجانیوز، زمانی با بیان اینکه قصد دارم اولین محفل خوانندگی را طبق بیانات مقام معظم رهبری با تمام وجودم شروع کنم گفت: امیدوارم این کنسرت شروع محکمی برای جریانی از موسیقی باشد که نسل من چند سالی تشنه ی آن بوده و هست.
 
 
وی اضافه کرد: قصد دارم 14 قطعه از بهترین آهنگهایم را با تنظیماتی متفاوت و دلنشین برای جوانان و خانواده های آنها به روی صحنه ببرم تا شبی خاطره انگیز برای حاضران رقم بخورد. از جمله این قطعات تیتراژ دیروز امروز فردا (یه باری از امروز رو دوشته)، تیتراژ ماه عسل، حضرت مهتاب، پرواز و... میباشد. 
 
مراکز فروش بلیط :

-  دفتر مرکزی : موسسه شکوه موسیقی ایرانیان 44960224- 88698188 ( تحویل در محل )
-  رزرو شبانه روزی 09191758262
-  موسسه تسنیم: 88537858
-  فروش آنلاین با انتخاب صندلی: WWW.6234.IR 
-  دارینوش ( شریعتی ) : 22000600-22000400
-  نگین (شهرک غرب ) : 88081727-88084276
-  سیاه سفید ( انقلاب ) :66971603-66952497
-  پاز ( پاسداران ) : 22587846

گفتگوی مشرق با خواننده‌ای که می‌خواهد انقلابی باشد


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: چهارشنبه 91/9/1::: ساعت 9:42 عصر

نمیدانم چه تعداد از افراد بسیجی کتاب سرالصّلاة امام خمینی(ره) را خوانده اند.  اِن‌ قُبِلَت‌ْ قُبِل‌َ ماسو"ایها و اِن‌ رُدّت‌ رُدّ ماسوایها

اگر در نماز پیرو مکتب خمینی کبیر (ره) نباشیم در سایر امور چگونه می خواهیم شاگردش باشیم؟

حضرت امام خمینی(ره) در این کتاب شریف با شرح حدیثی از امام جعفر صادق (علیه السّلام) درباره اسرار طهارت، به بیان نحوه سلوک عارفانه با مردم می پردازد که به مناسبت هفته بسیج این بخش از گفتار حکیمانه ایشان را تقدیم می کنم؛ باشد که در نحوه معاشرت و نگاه به مردم - از جمله افراد معصیت کار - مورد توجه قرار گیرد:

"با بندگان خدا نیز با اخلاص معاشرت کن؛ و در راه حقّ و خلق از اعمال اراده متعلقه به خود بگذر؛ و تفکر کن در لطف امتزاج آب با اشیاء، که آن امتزاج براى اصلاح حال آنهاست و رساندن آنهاست به کمال لایق خود و زنده نمودن آنهاست؛ و کیفیت معاشرت و معامله تو با بندگان خدا نیز این طور باشد؛ و با نظر عطوفت و اصلاح به بندگان خدا نظر کن، و در صدد اصلاح ظاهر و باطن آنها و زنده نمودن آنان باش؛ حتى هدایت تو از گمراهان و نهى نمودن تو از معاصى اهل عصیان نیز، براى اصلاح حال آنها باشد نه براى اعمال نفوذ اراده خود"!

در همین رابطه بخوانید: خاطره ای جالب از کوهنوردی مقام معظّم رهبری

کتاب سرالصّلاة امام خمینی

دانلود کتاب


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 91/2/14::: ساعت 9:56 صبح

برای تبلیغ انتخابات مجلس گفتم از مسجد محله خودمان شروع کنم. قبلاً دیده بودم برخی تراکت های تبلیغاتی و نشریات روی جامهری یا قفسه مسجد قرار داده می شد اما محض احتیاط گفتم اول با خادم مسجد هماهنگ کنم که ایشان گفت برخی نمازگزاران اعتراض کردند و ملّا هم گفته که در مسجد تبلیغات نگذارند.
ولی با توجه به شناختی که از روحانی مسجد داشتم و با توجه به اینکه ایشان همان شب بین دو نماز در سخنانش تلاش کاندیداها را در تبلیغاتشان برای ترویج ارزش ها مورد ستایش قرار داد، پس از نماز از ایشان اجازه خواستم تعدادی از نشریات و تراکت های تبلیغاتی را در مسجد قرار دهم که ایشان پرسید: تبلیغ چیه؟
 گفتم: جبهه پایداری.
فرمودند: نه، جبهه پایداری را نگذارید.
پرسیدم: چه اشکالی داره همه تبلیغ کنند و مردم خودشون انتخاب کنند؟
در جواب گفت: بالاخره ما با آیت الله مهدوی کنی هستیم دیگه.
تهاجم فرهنگی به مساجد
حالا به این تصویر مقابل نگاه کنید.
نمایی از ساختمان همین مسجد، ذیل کتیبه های قرآنی نصب شده در بالای مسجد.
ساختمان مسجد به واحدهای مختلف صنفی اجاره داده شده و اینجا در طبقه بالای مسجد پنجره آرایشگاهی را می بینید که در و دیوار مغازه اش را پر کرده از تصاویر جوانان غربی با انواع مدل های موی اجق وجق و نمای بیرونی مسجد را هم بی نصیب نگذاشته.

نمی دانم آیا تا به حال یک نفر از این معدود نمازگزاران معترض به تبلیغ کاندیداهای مجلس شورای اسلامی در مسجد به متولیان مسجد اعتراض کرده که مسجد جای تبلیغ سبک زندگی آمریکایی نیست؟!
قبلاً یک بار در ماه مبارک رمضان برای اصلاح موی سرم به این آرایشگاه آمده بودم. قرآن جیبی ام را نیز به همراه آوردم تا اگر معطل شدم مشغول ادامه جزءخوانی ام شوم. ولی همینکه آمدم قرآن را باز کنم از صدای ترانه خوانی مبتذل یک زن طاغوتی مستفیض شدم. قرآن را بستم و بیرون رفتم و علی رغم اینکه این آرایشگاه نزدیک ترین آرایشگاه به منزلمان است دیگر برای اصلاح موهایم به اینجا مراجعه نکردم.

آری، و من آن شب بالاخره پس از مدت ها از همسایگی با این مسجد فهمیدم می توان قسمتی از ساختمان مسجد را به آرایشگری اجاره داد که مشتریان را از طریق در و دیوار مغازه اش و همه اهالی محل را از طریق نمای بیرونی مسجد ترغیب به تشبه به کفّار کند و حتی حرمت ماه مبارک رمضان را نگه ندارد که نمازگزار همسایه مسجد بتواند آنجا دو خط قرآن بخواند تا نوبتش شود.

می توان قسمتی از ساختمان مسجد را به نانوایی اجاره داد که وقتی پس از اقامه نماز صبح در مسجد می خواهیم نان بخریم، ابتدای روزمان را با استماع آوای شیطانی انواع آهنگ های مبتذل شروع کنیم.

می توان قسمتی دیگر از ساختمان مسجد را به دفتر ساخت یک مجتمع مسکونی واگذار کرد که پس از پایان کار ساخت مجتمع با نصب تصاویری از برج ایفل پاریس و ساختمان های سر به فلک کشیده نیویورک در لابی ورودی ساختمان، چنان تبرّج کفرآمیز مستکبران و مظاهر تمدن رو به انقراض غرب را به رخ رهگذران بکشانند که گویا در ایران خودمان نه مناظر دیدنی داریم و نه شاهکار معماری!

می توان ... بگذریم یا بازم بگم؟!

امّا نمی توان مسجد را محلی برای معرفی کاندیداهای مجلس شورای اسلامی از جریانات مختلف به خصوص زبانم لال، جبهه پایداری – استغفرالله! - قرار داد تا نمازگزاران بررسی کنند کدامشان اهل ساری و جاری ساختن اسلام در اقتصاد و فرهنگ و سیاست و زندگی مان هستند و توانایی و درک و شناخت بیشتری در این مسیر دارند.


 
<      1   2   3   4   5   >>   >
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک