سفارش تبلیغ
صبا
 تعداد کل بازدید : 453117

  بازدید امروز : 123

  بازدید دیروز : 150

تکلیف الهی

 
خدای بیامرزد کسی را که . . . برای خوب فهمیدن و استواری بیاموزد [امام علی علیه السلام]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 96/4/18::: ساعت 10:28 عصر

هر از گاهی که توفیق زیارتی دست می دهد و فراغتی حاصل می شود، سراغ یک صحیفه سجادیه جیبی می روم که یکی از رفقا قبل از اولین سفرم به عتبات هدیه داده بود و فرازهایی از آن را می خوانم.

چندی قبل(روز چهاردهم تیر) نیز به همراه جمعی توفیق زیارت مسجد جمکران را داشتم و در آنجا به دعای چهاردهم رسیدم که چندان هم بی مناسبت نبود.

گرچه سعی کردم آن را بر کسی منطبق نکنم ولی به هر حال امر شده ایم به دعا و چه دعایی بهتر از ادعیه تعلیم داده شده از سوی یک انسان کامل؟!

خلاصه از قضای روزگار، آن شب قرعه به نام دعای چهاردهم افتاد؛ دعای آن حضرت هنگامی که بر او ستمی می رفت یا از ظالمین کار ناپسندی می دید:

«ای خدایی که یاریت به ستمدیدگان نزدیک است و کمکت دور است از ظالمین!

همانا ای خدای من، تو می دانی که از فلانی پسر فلانی به من آن رسیده که از آن نهی فرموده ای، و در پرده دری از حرمت من آن کرده که منع کرده ای!؛ و این طغیان و سرکشی اوست در نعمتی که تو داده ای و بی اعتنایی به مجازاتی است که مقرر داشته ای.

الهی بر محمد و آل او درود فرست و با قوت خود، ستمگران و دشمنانم را از ستم بازدار و با قدرتت از تندی و سلطه او بر من بکاه و او را به کار خود مشغول ساز ...

الهی بر محمد و آل او درود فرست و او را مجال ستم به من مده و به نیکی، مرا علیه او یاری نما و مرا از انجام عملی شبیه او باز دار و از گرفتار شدن به حالتی چون حال او حفظ فرما.

الهی بر محمد و آل او درود فرست و اینک چنان مرا بر دشمنم چیره ساز که خشم درونم آرام گیرد و داد دلم را از او به طور کامل بستان.

الهی بر محمد و آل او درود فرست و در عوض ظلم او، مرا بیامرز و به خاطر رفتار ناشایستش در حق من، رحمتت را بر من بگستر ...

الهی، آنگونه که مظلوم واقع شدن را در من نکوهیدی، مرا یاری کن تا به کسی ستم نکنم ...

پس بر محمد و آل او درود فرست و دعایم را به اجابت برسان و شکایتم را مقرون فرما با تغییر در حاکم.

الهی، مرا با ناامیدی از انصاف و عدالت خود و او را با ایمنی از عقوبتت آزمایش مکن تا بر ستمگری خویش اصرار ورزد و بر حقم سلطه یابد و او را با آنچه ظالمین را بیم داده ای و مرا به نویدی که برای اجابت درخواست بیچارگان داده ای آشنا ساز

الهی بر محمد و آل او درود فرست و مرا توفیق ده تا آنچه را به سود یا ضررم مقدر کرده ای بپذیرم و نیز به هرچه که مرا عطا کردی یا بازستاندی راضی باشم ... »


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: شنبه 96/3/27::: ساعت 7:37 عصر

شب های قدر که قرآن به سر می گیریم، اکثر مداحان و علما ابتدا به تفصیل به ذکر مصائب امام علی و حسنین(علیهم السّلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) می پردازند.

سپس به سرعت ادامه می دهند:بعلیّ ابن الحسین، بمحمّد ابن علی، بجعفر ابن محمّد ... تا بعلیٍ ابن موسی می رسند و یک «آی قربون کبوترای حرمت» و «قربون گنبد طلات» و ... می گویند و سپس باز به سرعت بمحمّد ابن علیٍ، بعلیّ ابن محمّد ... تا بالاخره بالحجّة  و دعا برای ظهور حضرت و به این ترتیب مراسم قرآن به سر گرفتن به پایان می رسد!

اما در این شب ها فقط قرار نیست با ذکر مصائب و توسل به اهل بیت(علیهم السّلام) گناهانمان بخشیده شود(شبیه تفکّر مسیحیّت که اعتقاد دارد مسیح به صلیب کشیده شد تا کفّاره گناهان مسیحیان باشد)، بلکه قرار است از این خاندان کرامت، درس زندگی و سرمشق برای یک سال دیگر عمرمان بگیریم.

حضرت زهرا(سلام الله) را فقط در بستر بیماری و درد پهلو خلاصه نکنیم؛ امام علی(علیه السّلام) را فقط با فرق شکافته در حال قربون صدقه رفتن سر فرزندانش تجسّم نکنیم؛ امام حسن(علیه السّلام) را فقط با چهره زرد ناشی از زهر حلائل نشناسیم و امام حسین(علیه السّلام) را فقط با بدن تکّه تکّه ترسیم نکنیم که تنها برای دردهای جسمی و عاطفی اش در روز عاشورا ناله کنیم.

چه خوب است علماء و مداحان در همین فاصله کوتاه قرآن به سر گرفتن و نام این 14 ذات مقدس را بر زبان راندن، به الگوهایی که می شود از آن ها برای زندگی گرفت و برخی نکات اخلاقی و اعتقادی از سیره و سخنان و ادعیه وارد شده از این بزرگواران نیز اشاره کنند: ادامه مطلب...

 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 96/3/25::: ساعت 11:20 عصر

به بهانه لیالی قدر

علمای اخلاق در شب های قدر به ما آموخته اند که از کسانی که در حق شما جفایی کرده اند بگذرید تا خدا هم از خطاها و گناهان شما بگذرد.

در واقع این نه به معنی ظلم پذیری و رضایت به جری شدن جفاکاران، بلکه به معنی مناعت طبع شماست که در قبال جفای آنان در حق شما، نه توقع داشته باشید که حسناتشان در پرونده تان ثبت شود و نه اینکه سیّئات شما در نامه عمل آنان منظور شود.

با خدا معامله می کنیم، از حق خود می گذریم و آن ها را به خدا وا می گذاریم تا خدا هم از جرم و خطای ما درگذرد؛ حال خداوند متعال یا هدایتشان می کند و یا خود به سزای اعمالشان می رسد.

از ساده ترین و ابتدایی ترین اصول اخلاقی آن است که عذر دیگران را بپذیریم تا خدا هم عذر ما را در گناهان و خطاهایمان بگذرد.

امیر مؤمنان، علی(علیه السّلام) در این باره می فرمایند:

اقبَلْ مِن مُتَنَصِّلٍ عُذرا ، صادِقا کانَ أو کاذِبا فتَنالَکَ الشَّفاعَةُ
عذرخواهی را بپذیر اگر چه به دروغ باشد.(1)

اقبَلْ عُذرَ أخیکَ ، و إن لَم یَکُن لَهُ عُذرٌ فَالتَمِسْ لَهُ عُذرا
عذر برادر دینی خود را بپذیر و اگر عذری ندارد برایش عذری بتراش(2)

أعظَمُ الوِزرِ مَنعُ قَبولِ العُذرِ
بزرگترین گناه، نپذیرفتن عذر است.(3)

حال جای تعجّب از کسانی است که استاد اخلاق دعوت می کنند و پای سخنانش دست به سینه می نشینند، امّا بدیهی ترین اصول اخلاقی را رعایت نمی کنند و در هر مرحله که عذر می آوریم متوجّه ارتباط فلان مطلب گُنگ و مُبهم با توهین نسبت به مدیریت فلان مجموعه نشدیم، باز هم نزد مراجع بالاتر طرح اتّهام می کنند.

چرا که وقتی بنا باشد حقِ ّ هیچگونه اظهار نظر و نقدی به رسمیّت شناخته نشود و علیه هر منتقدی به صرف طرح یک نقد ساده و نامحسوس و غیرجنجالی، از طرق دیگری غیر از موضوع انتقاد، پرونده سازی شود، دیگر اخلاق کیلویی چند؟!

سال سوّم راهنمایی، مدیر مدرسه ای داشتیم که محیط تعلیم و تربیت را تبدیل به شکنجه گاهی کرده بود و با کوچکترین خطایی به #بی_رحمانه_ترین_شکل_ممکن برخورد می کرد.

یک بار سر کلاس که برای وضو گرفتن آستین هایش را بالا می زد، گفت: «من هر بار که آستینم را بالا می زنم برای عبادت است؛ یا می خواهم وضو بگیرم یا می خواهم دانش آموزی را تنبیه کنم»!

حالا شما هم آستینتان را بالا بزنید و به هر نحو ممکن پرونده سازی کنید!

شب زنده داری کنید و زیرآب بزنید!

برای امام علی(علیه السّلام) عزاداری کنید و سخنانش را به هیچ بگیرید!

استاد اخلاق دعوت کنید و بی اخلاقی کنید!

در این شب های عزیز، شما را به صاحبان همان ارزش هایی که سنگشان را سینه می زنید وا می گذاریم.

 «أعاذنا اللّه من شرور أنفسنا و سیّئات أعمالنا»

پی نوشت ها:

1- وسائل الشّیعه، جلد 8، صفحه 553

2-بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 165

3- غرر الحکم، 3004


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 96/3/25::: ساعت 6:58 عصر

دکتر کوشکی امشب در برنامه «جهان آرا» می گفت که در پی راهنمایی های حضرت امام(ره)، شهید لاجوردی  اصرار داشت به توبه منافقینی که چه بسا تروریست بودند و با صدام همکاری کرده بودند و سعی می کرد تا آن ها را به آغوش انقلاب برگرداند و خیلی ها هم با تلاش های آن شهید، توبه کردند و آزاد شدند.

حال جای تعجب است که در دهه چهارم انقلاب - که باید دهه تکامل آن باشد- بعضی ها دم از انقلابی گری می زنند و به واسطه برنتابیدن هرگونه نقد و نظری، سوءتفاهمات کوچک را بزرگ می کنند، هیچ عذری را نمی پذیرند و به هر شکل ممکن با پرونده سازی و زیرآب زنی، سعی در بیرون راندن افراد از آغوش انقلاب دارند.

یک وقت به تعبیر مقام معظم رهبری، دشمن سعی می کند مردم را از نظام اسلامی دلسرد و مأیوس کند؛ و یک وقت هم چه بسا دوستی منتسب به نظام اسلامی، ناخواسته چنین کند که «أعاذنا اللّه من شرور أنفسنا و سیّئات أعمالنا»



 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 96/3/15::: ساعت 1:56 صبح

امام خمینی(ره) ابتدا طاغوت درون خود را سرنگون کرد، سپس توانست طاغوت پهلوی را سرنگون کند.

امام اول با استکبار درون خود درافتاد سپس توانست با مستکبرین عالم در افتد و با قاطعیت اعلام کند:«آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند»

امام اول بت نفس خود را شکست، سپس توانست علیه بت های جاهلیّت مدرن تبر بردارد.

امام از پسِ نوشتنِ کتاب های «سرّالصّلاة»، «شرح حدیث جنود عقل و جهل»، «شرح چهل حدیث» و...، علیه استبداد خروشید، نقشه های استعمار را بر ملا ساخت، فریاد برائت سر داد و پیام استقامت صادر کرد.

لذا معلمی چون استاد محمد اکرمی، به عنوان شاگرد مکتب خمینی(ره) در ابتدای شکل گیری هر جمعی از جوانان انقلابی، ابتدا کتاب «شرح چهل حدیث» امام خمینی(ره) را محور بحث قرار می دهد تا کسی بدون توجّه به خودسازی و مراقبت از نفس، داعیه دار اداره جامعه و متولی هدایت دیگران نشود و به نام انقلابی گری و به کام اغراض نفسانی خود، آبروی جبهه انقلاب را نبرد.

کسانی که خود را فدایی ولایت می نامند و جبهه خودی را طرد می کنند، کسانی که خود را ذوب در ولایت می نمایانند و به روش طاغوتی رفتار می کنند، کسانی که خود را ارزشی می دانند و ارزشی برای زیردستان خود قائل نیستند، کسانی که از امام دم می زنند و بر خلاف مشی امام -که نقد و حتی تخطئه را یک هدیه الهی می دانست- حقِّ هیچ نقد و اظهار نظری را برای رعیّت خود به رسمیّت نمی شناسند و ...، حنایشان نزد شاگردان مکتب خمینی(ره) رنگی نداشته و ندارد، گرچه لباس تنشان در کنار لباس امام روی یک بند خشک شده باشد.



 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 96/1/17::: ساعت 11:17 صبح

«مردم نباید احساس کنند آخوند محله شان، عقیدتی- سیاسی پادگان‌ شان، نهاد نمایندگی ولی فقیه دانشگاه شان، امام جماعت و جمعه شان کارمند شده! ...»(دریافت کلیپ)

این نمونه ای از اظهار نظر یکی از آقایان علماست که وقتی می خواهند شاخص های یک روحانی انقلابی و تراز جمهوری اسلامی را معرفی کنند، می گویند "کارمند نباشید"!

یعنی ظاهراً از نظر امثال حجت الإسلام زائری، «کارمند بودن» جایگاه افراد دونمایه ای است که وقتی می خواهند کسی را تحذیر دهند از اینکه توجیه کننده ی سیستم و ساکت در برابر ناحق باشد، می گویند «کارمند نباش»!

این در حالی است که در جامعه انقلابی ما همانطور که قشر روحانی وجود دارد، قشر کارمند هم وجود دارد و روزی هم به نام اوست که در آن روز جایگاهش مورد تکریم قرار می گیرد.

آیا این تکریم مقام کارمند در هفته دولت یک فریب و نمایش است و واقعیت چیز دیگریست؟

یعنی آیا یک فرد توجیه کننده ی سیستم که نگاه انتقادی نسبت به پیرامونش ندارد، ساکت در برابر ناحق است و اهل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به زیردست و بالادستش نیست، قابل تکریم است؟

آقایان علما! شما وظیفه دارید شاخص های انقلابی گری هر قشری(از جمله قشر کارمند) را در نظام جمهوری اسلامی تبیین کنید، نه اینکه کارمند بودن را تبدیل به فحشی کنید و آن را به عنوان مثالی برای نشان دادن قشری که روحیه انقلابی ندارد، استعمال کنید!

اگر کارمند ما در این سیستم های موجود، روحیه انقلابی ندارد مقصر شما و هم لباسی هایتان هستید که به جای تبیین شاخص های انقلابی گری برای کارکنان دولت، هر کجا رفتید که درباره "اخلاق اداری" و "اخلاق کارمندی" سخن برانید، به ذکر چهار توصیه اخلاقی ساده (نظیر لزوم تکریم ارباب رجوع، مذمت رشوه گیری و ... ) اکتفا کرده و مجلس را با یک سلام و صلوات ختم کردید!

همچنین جا دارد از جناب حجت الإسلام پناهیان که می فرمایند «زندگی کارمندی ضدحماسه است» سؤال کنیم: چه کسی در تبیین خصوصیات یک کارمند انقلابی و درنقد سیستم های طاغوتیِ کارمندِ غیرانقلابی پرور کوتاهی کرده است؟

 

بنابراین پاک کردن صورت مسأله هنر نیست و باید بدانیم کارمند بودن فحش نیست، همانطور که آخوند بودن فحش نیست بلکه چگونه کارمند بودن و چگونه آخوند بودن ملاک است و هنر این است که برای هر قشری آسیب شناسی عالمانه ی خاص همان قشر را داشته باشیم و راه های به کمال رسیدن هر قشری را با شاخص های اسلامی و انقلابی تبیین کنیم.

 


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 96/1/14::: ساعت 11:2 عصر

به بهانه یازدهمین سالگرد عروج ملکوتی جوان بسیجی، مرحوم فرید سیناییان

فروردین ماه سال گذشته در کاظمین بودم و به یاد بسیجی مرحوم فرید سیناییان که دهمین سالگردش بود نوشتم.

امسال هم قسمت شد که روز  سالگردش در نجف اشرف به یادش باشم.

جوان عزیزی که در وصیت نامه اش به دردمندی سفارش کرده بود و آن را از تفضّل های خاص خداوند منّان دانسته بود.

انسان دردمند نمی تواند نسبت به آنچه که در اطرافش می گذرد بی تفاوت باشد.

انسان دردمند ضمن توجه به خودسازی، نمی تواند در برابر انحراف و گمراهی اطرافیانش بی دغدغه باشد.

انسان دردمند نمی تواند از ترس رسوایی، همرنگ هر جماعتی شود.

انسان دردمند نمی تواند از ترس واکنش مسؤولان ناشکیبا در برابر انتقادات، از بیان آنچه که حق می داند واهمه داشته باشد.

انسان دردمند نمی تواند فاصله بین شعارها و عمل ها را رصد نکند.

انسان دردمند نمی تواند صرفا بله قربان گوی هر سیستمی باشد و جرأت نقد و اظهار نظر نداشته باشد.

انسان دردمند نمی تواند صرفا صندلی پر کن هر مراسمی باشد و هیچ تحلیل و موضعی نسبت به محتوای برنامه ها نداشته باشد.

انسان دردمند، امر به معروف و نهی از منکر را منحصر در تذکر رعایت ظواهر شرعی نمی داند و بالاترین امر به معروف و نهی از منکر را تذکر رعایت شرع، انصاف و اخلاق از جانب مسؤولان می داند.

انسان دردمند نمی تواند انحراف از تعالیم وحی را در نحوه اداره جامعه تحمل کند.

انسان دردمند نمی تواند مثل کبک سرش را زیر برف کند و فقط گلیم خود را از آب بیرون بکشد.

انسان دردمند دغدغه های خود را به هر شکلی منعکس می کند.

به انسان دردمند نمی توان گفت فکر نکن! نگو! ننویس! تحلیل و اظهار نظر نکن!

از انسان دردمند نمی توان انتظار داشت که فقط به مسؤولیت شغلی و رسمی خودش بپردازند و خارج از وظیفه سازمانی اش حرفی نزند که به تریج قبای مسؤولی بربخورد!

انسان دردمند را نمی توان مؤاخذه کرد که چرا فلان مقام و بهمان رییس را زیر سؤال بردی!

دردمندی از تفضّل های خاص خداوند منّان است و احدی حق سلب این تفضّل را از دیگری ندارد.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: سه شنبه 96/1/1::: ساعت 2:2 عصر

شاید برای شما اتفاق افتاده باشد که وقتی کسی فیلمی را دیده می خواهد محتوای آن را برای شما وصف کند و شما که قصد دیدن آن فیلم را دارید، از او می خواهید از ادامه وصف آن خودداری کند و تا انتهای فیلم را تعریف نکند تا انگیزه و ذوق و شوق و هیجان دیدن آن فیلم در شما فروکش نکند.

فکرش را بکنید عوامل و دست اندرکاران ساخت فیلمی بخواهند کل ماجرا و انتهای فیلم را برای همگان در فضای مجازی جار بزنند، آیا انگیزه و اشتیاق تماشای آن فیلم برای کسی باقی می ماند؟

حالا احتمالا دفتر مقام معظم رهبری، نام سال جدید را از قبل به دست اندرکاران رسانه ملی اطلاع می دهد تا آن ها فرصت کافی برای طراحی لوگو و ساخت کلیپ و تیزر مناسب برای پخش آن بلافاصله  پس از پیام نوروزی مقام معظم رهبری داشته باشند؛ اما عده ای با سوءاستفاده از موقعیت خود قبل از تحویل سال شروع می کنند به افشاء شعار سال که قرار است در انتهای پیام نوروزی رهبر انقلاب اعلام شود.

در این صورت آیا ذوق و شوقی برای استماع پیام نوروزی رهبر انقلاب باقی خواهد ماند؟

لذا ذوق شنیدن پیام نوروزی رهبر انقلاب در مستور ماندن آن تا قبل از اعلامش از سوی معظم له می باشد و افشاء آن قبل از تحویل سال نوعی بی احترامی به ایشان و مستمعان خواهد بود.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 95/12/13::: ساعت 6:45 صبح

چندی قبل جلسه ای با عنوان «اخلاق کارمندی» برگزار شد.

قصد داشتم نکاتی را درباره محتویات برنامه و مسائلی که در پایان با سخنران محترم در میان گذاشتم، ذکر کنم.

اما در حال بررسی یادداشت برداری هایم از محتوای آن سخنرانی بودم که به نکته جالب تری رسیدم.

حجة الإسلام علوی تهرانی در تفسیر آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» گفتند:«انعطاف در قانون، دور زدن قانون نیست، شرایط را درک کردن است»

یادم افتاد چند سال قبل در همین سالن بر سر عدم انعطاف در قانون و عدم درک شرایط، چه قشقرقی به پا شد.

البته من آن روز در سالن حاضر نبودم و خبرها و تحلیل ها را از طریق نشریات و سایت ها و... دنبال می کردم.

قضیه از این قرار است که دوستانی برای تقدیر از کارگردان یک اثر ارزشمند در حوزه دفاع مقدس برنامه ای را تدارک دیده بودند و به مسؤول برنامه های وی نیز قانون الزام استفاده از چادر در محل برگزاری برنامه را گوشزد کرده بودند ولی گویا آن مسؤول فراموش کرده بود کارگردان را در جریان قرار دهد.

البته آن کارگردان از حجاب کامل چیزی کم نداشت، فقط چادر نداشت؛ تا داخل مجموعه و سالن هم آمده بود و کسی منعی نکرده بود، اما گویا همین که قرار شد برای برنامه ی تقدیر وارد جایگاه شود، مسؤولین امر سراسیمه وارد عمل شدند و از حضور وی در جایگاه به دلیل عدم استفاده از چادر ممانعت به عمل آوردند.

آن روز هم بحث ما و دوستان با دیگر بچه های مذهبی این بود که رعایت اخلاق و احترام مهمان ایجاب می کرد که شرایط را درک کنیم و در اجرای قانون به طور موقت قدری انعطاف به خرج دهیم.

به هر حال برگزاری این جلسات را به فال نیک می گیرم و امیدوارم سرآغاز اصلاحات در برخی دیدگاه ها و رفتارهای ناصواب در گذشته باشد و تناقضات بین آنچه که ادّعا و تبلیغ می شود و آنچه که رفتار می شود - آن هم در یک سالن- بیش از این ادامه نداشته باشد.

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى 

یادداشت های مرتبط:

1-از خیط کردن پدر شهید تا ضایع کردن خانم کارگردان

2-فوتبال، تستوسترون و سکوت مدعیان ارزش ها


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 95/7/16::: ساعت 2:46 عصر

گرامی‌داشت شهداء فقط به آه کشیدن نیست!

دوران دانشجویی زمانی که مسؤول پایگاه بسیج دانشجویی دانشکده بودم، مرحوم حجة الإسلام ابوترابی را به شهرستان دامغان دعوت کردیم و مراسمی را برای تجلیل از آزادگان قهرمان در تالار هلال احمر شهر ترتیب دادیم.

برای این مراسم یکی از دوستان هم کلاسی را که استعداد مجری گری و شعرخوانی داشت به عنوان مجری انتخاب کرده بودم؛ اما قبل از برگزاری مراسم، مسؤول حراست مرا خواست و پیشنهاد داد مجری از بیرون بیاوریم.

من با این پیشنهاد مخالفت کردم و مصرّانه گفتم باید به جوانان اعتماد کرد و به آنان مسؤولیت داد و رسالت ما هم به عنوان بسیج دانشجویی این است که افراد مستعد را در زمینه های گوناگون شناسایی کنیم، به آن ها میدان بدهیم و فرصت های لازم را برای رشد استعدادها و توانایی هایشان فراهم کنیم.

بنابراین اگر برای شهداء مراسم می گیریم باید بدانیم که گرامی‌داشت آنان فقط به آه کشیدن و «یادش به خیر» گفتن نیست، بلکه حداقلش این است که از تجربیات دوران دفاع مقدّس الگو و سرمشق بگیریم.

اگر در آن دوران به یک جوان بیست و اندی ساله‌ی پخته شده در تنور جنگ اعتماد می کردند و او را به عنوان فرمانده لشگر منصوب می کردند ما هم حداقل وقتی در دانشگاه می خواهیم برای شهداء مراسمی برگزار کنیم، فقط به آه و ناله کردن و «یادش به خیر» گفتن ها اکتفا نکنیم و به تجربه موفق آن دوران هم توجه کنیم.

مثلاً به جای اینکه سراغ مجری‌های صدا و سیمایی معروف برویم، به جوانان مستعد و امتحان پس داده در این زمینه اعتماد کنیم.

آیا در کل دانشگاه با انواع تشکل های دانشجویی فعّال که بارها و بارها برنامه های مختلفی را در سطح دانشگاه برگزار کردند و مجری گری کردند، یک مجری توانا و امتحان پس داده وجود ندارد؟ 

حال اگر بحث حق الزّحمه ای هم در میان باشد، عمل به شعار مورد تأکید رهبر معظّم انقلاب در زمینه «اقتصاد مقاومتی» ایجاب می کند با اعتماد به توان داخلی دانشگاه، در هزینه ها نیز صرفه جویی کنیم و به جای اینکه دو ساعت تکرار کنیم «وصیت شهدا تبعیت از ولایت فقیه بود»، در عمل نشان دهیم که ما طبق وصیت شهداء در تبعیت از رهبرمان جدی هستیم.


 
<      1   2   3   4      >
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک