سفارش تبلیغ
صبا
 تعداد کل بازدید : 453976

  بازدید امروز : 107

  بازدید دیروز : 281

تکلیف الهی

 
چشم زخم راست است و افسون راست ، و جادوگرى حق است و فال نیک درست و فال بد نه راست ، و بیمارى از یکى به دیگرى نرسد و بوى خوش بیمارى را بهبود دهد ، و عسل درمان بود . و سوارى و نگریستن به سبزه درمان بیمارى . [نهج البلاغه]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 95/9/26::: ساعت 11:10 عصر

رنجنامه های دهه هفتاد/22

امروز جامعه حزب اللّهی ما بیش از هر روز دیگر نیاز به وحدت دارد

امروز خوب ماندن هنر است؛ اگر خوب بمانی شهادت تو را در می یابد.


سخنرانی منتشر نشده سردار قاسمی/2- مراسم تشییع 200 شهید تفحص شده دفاع مقدّس

دهه هفتاد/ مقابل ستاد معراج شهداء

فرازهایی برگرفته از متن سخنرانی: ادامه مطلب...

 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: سه شنبه 95/5/5::: ساعت 12:30 عصر

رنجنامه های دهه هفتاد/17

صوت منتشر نشده از 

شعرخوانی شاعر بسیجی، مرحوم محمّدرضا آقاسی

مرداد ماه 1376

مراسم سالروز عملیات غرورآفرین مرصاد

مسجد جامع شهرستان دامغان

قسمتی از اشعار و سخنان مرحوم آقاسی در این مراسم:

ای شهر شهید پرور من!
با نعش برادرم چه کردی؟

وی داغ نهاده بر دل من!
با سیلی مادرم چه کردی؟

ای شهر شهید پرور من!
جولانگه فسق و بد حجابی!

آیا تو هنوز همچو دیروز
پابند به نسل انقلابی؟

ای شهر شهید پرور من!
خاموشی تو ز انفعال است

از بازوی خود بریده بهتر
دستی که به گردنی وبال است

ای چلچله های پر شکسته!
ای آنکه ز عشق پر گرفتید!

در وسعت آسمان سبکبال
سر داده ره سفر گرفتید

یوسف صفتان مصر غربت!
کنعان به شما نیاز دارد

تابوت شما مگر که ما را
از فکر گناه باز دارد

...

مرصاد تمام نشده! مرصاد جاری است! دیروز با توپ و تانک و مسلسل و جیپ و امثال این ها بود، امروز با قلم است! با تفکّر است!

خداوند لعنت کند همه منافقین را در هر لباس و در هر پُست و در هر جایی از این عالَم هستند.

فکر نکنیم که حالا دیگر چند تا بچه سوسول آمدند و چه کردند و توسط بچه های قرآن و توسط فرزندان پاک خمینی(ره) به درک واصل شدند دیگر مرصاد تمام شد!

اینک دشمن زبان دراز آمد
زان راه که رفته بود باز آمد

او افعی زخم خورده را مانَد
زنگار به هم فشرده را مانَد

 باز آمد تا ز ما عنان گیرد
نگذاریمش دوباره جان گیرد

 باز آمد و فتنه زیر سر دارد
غافل که خلیل ما تبر دارد

...

یک رباعی هم از زبان همه بسیجیان به همه ضدّبسیجی ها:

 ما منتظریم تا محرم گردد
هنگامه ی امتحان فراهم گردد

 ما می دانیم و تیغ و حلقوم شما!
یک مو ز سر ولی اگر کم گردد!

 دریافت فایل صوتی

پخش از سایت روشنگری

به مدت حدود 23 دقیقه

لینک در سایت افسران


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: شنبه 95/4/26::: ساعت 11:23 عصر

رنجنامه های دهه هفتاد/16

صوت منتشر نشده از

شعرخوانی شاعر بسیجی، مرحوم محمّدرضا آقاسی

27 تیر ماه 1375

مراسم سالروز پذیرش قطعنامه 598

میدان رسالت- حسینیه شهید هّمت

قسمتی از اشعار و اشاره ای به رویدادهای آن دوران:

بسیج ای دست و بازوی ولایت!
خط سرخ عزل تا بی نهایت!

تورا نشناختن حق ناشناسی ست
تعارض با تو کفر وناسپاسی ست

بسیجی سُست و بی حال است آیا؟!
زبان غیرتش لال است آیا؟
! 

بسیجی! از چه رو خاموش ماندی؟
زبان بستی سراپا گوش ماندی!

نمی بینی مگر دجاله ها را؟!
سُرود شوم نفی لاله ها را؟ (1)

ببین نُشخوار صبح وشامشان را
طنین طعنه و دشنامشان را

علی را بی عدالت نام دادند
ولایت را وکالت نام دادند (2)

به سر اندیشه هایی خام دارند
ولی داعیه ی اسلام دارند

کدام اسلام؟ اسلامی که مُرده ست!
سر تسلیم بر شیطان سپرده ست!

بسیجی سُست و بی حال است آیا؟!
زبان غیرتش لال است آیا؟!

دریافت فایل صوتی

پخش از سایت روشنگری

به مدت حدود 30 دقیقه

پی نوشت ها:

1- جمعی از بازیگران معروف سینما و تلویزیون از جمله ف.م. در یکی از روزهای دهه هفتاد در یک بزم پارتی ضمن رقص و پایکوبی با همان آهنگ فتح خرمشهر خواندند «ممّد نبودی ببینی رقص آزاد گشته»!
فیلم این حرکت وقیحانه به بیرون درز کرد و موجب رنجش مردم شهیدپرور و جریحه دار شدن احساسات بسیجیان و رزمندگان شد و خواستار اشدّ مجازات برای هتّاکان نسبت به ارزش های دوران دفاع مقدّس شدند.
در ابتدا این افراد ممنوع التّصویر شدند امّا چندی بعد طبق معمول که سیاست مداران همواره وامدار هنرمندان و ورزشکاران هستند، این حرکت وقیحانه مورد مداهنه قرار گرفت و هتّاکان مورد عفو قرار گرفتند.
ظاهراً حضرات در یک اقدام نمایشی به دیدار پدر شهید جهان آرا رفتند و بابت تمسخر بی شرمانه شان عذرخواهی کردند.
نشریه شلمچه متعلّق به آقای ده نمکی در واکنش به این اقدام نمایشی به موضوع جالبی اشاره کرد و عنوان نمود که آن ها در واقع به همه شهداء اهانت کردند نه فقط شهید جهان آرا، لذا باید از همه خانواده های شهداء عذرخواهی کنند.

2- اشاره به مقاله روزنامه همشهری در دهه هفتاد با عنوان «وکالت یا ولایت فقیه؟» نوشته "مهدی حائری یزدی" که در واقع این روزنامه با چاپ چنین مقاله ای اولین جرقه‌های تجدیدنظرطلبی ایدئولوژیک را در آن دوران زد.
انتشار این مقاله در واقع بروز یکی از اولین چالش های این روزنامه با ماهیت انقلاب اسلامی ایران در آن روزگار بود.

لینک در سایت افسران


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 95/4/11::: ساعت 12:18 صبح

سال 1372 اواخر سربازی در درمانگاه ستاد مشترک سپاه در میدان پیروزی مشغول بودم. ماه مبارک رمضان از فرصت استفاده کردم و شب ها تا حد مقدور به میدان قیام، حسینیه محبّین الأئمه(علیهم السّلام) پای منبر شیخ حسین انصاریان می رفتم و گاهی نوار کاست پربارترین مجالس را تهیه می کردم که قبلاً قسمت هایی از آن ها را به صورت فایل صوتی منتشر کردم(*).

برای امشب نیز که شب جمعه آخر ماه مبارک رمضان است، دعای کمیل شب جمعه آخر آن مجالس را انتخاب کردم که اتفاقاً مانند چنین شبی مصادف با شب 25 ماه مبارک بود:

دریافت فایل صوتی

پخش از فارس تی وی

*: گزیده ای از جالب ترین و زیباترین سخنان ایشان را که قبلاً از نوار کاست به فایل صوتی تبدیل و منتشر کردم به شرح ذیل است:

صوت: سزای گناهان جنسی در روز قیامت

صوت: اعتراف به گناه جنسی نزد حضرت علی(علیه السلام)

صوت: راه توبه از گناهان جنسی در شب قدر

صوت:وقتی عرب ها بی دین شدند

صوت:عاقبت اذان گویان چشم چران

صوت: علاج مشکلات روحی


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 95/4/3::: ساعت 3:48 عصر

به بهانه سالروز حماسه سوّم تیر

سخنرانی حجة الإسلام حمید رسایی در اجتماع حامیان احمدی نژاد

20خرداد88 در مقابل دانشگاه صنعتی شریف

عُلما به ما یاد دادند شما یا باید جیب تان باز باشد یا دهانتان

و آقای احمدی نژاد آمد جیبش را بست، دهانش را باز کرد

ما رئیس جمهوری می خواهیم که جیبش بسته باشد و دهانش باز باشد

پخش از فارس تی وی

دریافت صوت


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 95/3/2::: ساعت 9:28 صبح

سخنرانی استاد حسن عباسی در دانشگاه شاهد
به مناسبت آغاز ولایت امام زمان(عج)-سال 1383

با موضوع: «دکترین مهدویت»
به دعوت کانون دانشجویی مهدویت یاسین

به مدت: 01:06
دریافت با کیفیت پایین/ حجم 15.1 مگابایت 

در این مراسم فیلمبرداری هم انجام شد ولی پس از برنامه هرچه به این کانون و معاونت فرهنگی و روابط عمومی دانشگاه مراجعه کردم هیچ کس خبری از فیلم نداشت.

خودم یک ضبط خبرنگاری داشتم و با نوار کاست ضبط کرده بودم که به مناسبت نیمه شعبان تبدیل به فایل صوتی و در فارس تی وی منتشر کردم.

بخشی از سخنرانی با موضوع انحراف در عزاداری ها


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 94/6/26::: ساعت 3:40 عصر
مداحی حاج صادق آهنگران در ابتدای دیدار روز گذشته فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌ با مقام معظم رهبری در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مورد استقبال قرار گرفت:

فیلم: گریه رهبر انقلاب و فرماندهان سپاه با مداحی خاطره‌انگیز آهنگران

به همین مناسبت و همچنین به بهانه پیشواز هفته دفاع مقدّس تصمیم گرفتم در ادامه سلسله صوت های قدیمی، در این قسمت اولین اجرای نوحه «با نوای کاروان» حاج صادق آهنگران را تقدیم کنم که اوائل دوران دفاع مقدّس در جایگاه نماز جمعه تهران برگزار شد.

البته قبل از تبدیل این برنامه از نوار کاست، قدری در فضای مجازی جستجو کردم و دیدم که گویا صوت اولین اجرای این نوای حماسی فقط در سایت تبیان منتشر شده.

امّا این صوت - که در سایت های روشنگری و فارس تی وی بارگزاری کردم- قدری کامل تر تقدیم می شود، باشد که با زمزمه خنّاسان در گوشه و کنار کشور و به بهانه مذاکرات هسته ای خوابمان نکند و فراموش نکنیم که گرگ ها همچنان در اطرافمان کمین کرده اند و باید همواره آماده هرگونه جهادی باشیم:

لینک صوت در سایت روشنگری

لینک صوت در سایت فارس تی وی



 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 93/1/11::: ساعت 5:58 عصر

رنجنامه های دهه هفتاد(8) 

مراسم ایام فاطمیه سال 1373 شمسی در مصلای اهواز، همزمان با ورود تعدادی از شهدای تازه تفحص شده

حاج صادق آهنگران در ابتدا قبل از شروع مراسم با توجه به فضای سیاسی کشور و نوع نگاه و تفکر تکنوکرات ها- که با فرهنگ بسیجی زاویه داشتند و در راه ترویج فرهنگ ایثار و شهادت طلبی سنگ اندازی می کردند- نکاتی را گوشزد می کند:

"... خدا کنه به خودمون بیاییم. خدا کنه اونهایی که با بازماندگان این شهدا، با این بسیجی ها رفتار درستی نکردند با اومدن این ستاره ها دوباره به شهرها به خودشون بیان و همون فرموده امام(ره) رو توجه کنند که اگر بسیجیان رو رعایت نکنند به آتش دوزخ گرفتار میشن.

بسیجی که توقعی نداره، خود شما چوب میخوری. خود شما به اشکال مختلف گره و مشکل در کارتون در زندگیتون پیش میاد که نمی دونید از کجا دارید چوب می خورید.

بسیجی همیشه گمنام بوده و دوست داره گمنام زندگی کنه. اصلاً اولیاء خدا همیشه گمنام بودن، کسی نشناختشون ..."

سپس برنامه با ذکر فرازهایی از یک شعر اعتراضی فاطمی از سروده های شاعر بسیجی، مرحوم محمدرضا آقاسی آغاز می شود:

بادهای هرزه در دشت و دمن پیچیده اند
خار و خس خود را به دامان چمن پیچیده اند

خواستم دروازه باغ ِ فدک را وا کند
دیدم اما باغبان را با رَسَن پیچیده اند

عندلیبان ناله در کنج قفس سر می دهند
باغ را در زوزه زاغ و زغن پیچیده اند

...

شهریارا چارده منزل عقوبت دیده ام
چشم ما را بر در بیت الحزن پیچیده اند

...

آهِ نِی دانی چرا در نینوا گل می کند؟
بوریا بر نعش هفتاد و دوتن پیچیده اند

علی جان کوفیان غیرت ندارند
که فرمان تو را گردن گذارند

علی جان کوفیان خفت پذیرند
که دامان بلندت را نگیرند

علی جان، کوفیان با کیاست
جدا کردند دین را از سیاست

به نام دین سرِ دین را شکستند
دو بال مرغ آئین را شکستند

به پیشانی اگر چه پینه دارند
ز فرزند تو در دل کینه دارند

چو بنچاق فدک را پاره کردند
غزالان ِ تو را آواره کردند

شغالان، شیرها را سر بریدند
کبوتر بچـّگان را سر بریدند

...

غم ِ زهرا مرا سوز درون داد
دم ِ حیدر به من شور جنون داد

...

کیست تا از مرگ من پروا کند
یا به روی غربتم در وا کند

...

«مرگ» آغاز جهانی دیگر است
عاشقان را مرگ جانی دیگر است

آن که در خون عشق بازی می کند
تا قیامت سرفرازی می کند

ای خداوندان مُـلک عافیت
والیان مسند اشرافیت

من یقین دارم مسلمان نیستید
چون ولی را تحت فرمان نیستید

من در این آشفته بازار شما
پرده بر می دارم از کار شما

نصرت حق را چو باور داشتم
یا علی دست از دهان برداشتم

آه از تزویر خلق دلق پوش
مردم گندم نمای جو فروش

آه از این، گرگهای میش خوار
وین همه مستغنی درویش خوار

یاد دارم روزگار پیش را
مردم نزدیک دوراندیش را

هر که بارش بیش سر در پیش داشت
یک گلیم کهنه ده درویش داشت

شیوه همسایگی در پیش بود
نوش در کام همه بی نیش بود

حرص مردم را اسیر خویش کرد
خلق را یکباره نادرویش کرد

...

موجهای خسته سر درگمی
پس چه شد حال و هوای مردمی؟!

از چه رو مردم فریبی می کنید؟!
با هم احساس غریبی می کنید
؟!

ای دل آشوبان زخوف و اضطراب
چرخد از خون شما، هفت آسیاب

ای شرارت پیشـِگان هرزه گرد
در کجا بودید هنگام نبرد
؟!

در کجا بودید وقتی جنگ بود؟!
عرصه بر شیران عالم تنگ بود
؟!

ای کمند اندازها از پیش و پس
توسن سرکش نگردد رام کس

دام بر چینید ما مرغ دلیم
ماهی گرداب و دور از ساحلیم

مابه صید طور مولا رفته ایم
در پناه او به بالا رفته ایم

یوسف والا زکنعان دور کرد
چشم ظاهربین ما را کور کرد

لیک چشم باطن ما را گشود
هر چه را دیدیم جز مولا نبود

گفت فحشا در کجا آید پدید؟!
گفتمش در کوچه های بی شهید

بی شهیدانند بی سوزو گداز
بر سر سجاده های بی نماز

بی شهیدان را غم لیلا کجاست
سوز و اشک و آه و وایلا کجاست

کوچه ما بوی مجنون می دهد
بوی اشک و آتش و خون می دهد

...

متن کامل شعر

و در ادامه فرازهایی از شعر معروف شجاع الدین ابراهیمی:

سرزمین نینوا یادش به خیر                              کربلای جبهه ها یادش به خیر

ذوق وشوق نینوا کرده دلم                        چون هوای کربلا کرده دلم

بود سنگر بهترین مأوای من                        آه جبهه کو برادر های من؟

...

سنگر خوب وقشنگی داشتیم                    روی دوش خود تفنگی داشتیم

جنگ ما را لایق خود کرده بود                      جبهه ما را عاشق خود کرده بود

...

آسمان تکبیر ما را دوست داشت                هر حسینی کربلا را دوست داشت

روزها در عشق پرپر می زدیم                   در دل شبها منور می زدیم

داشتیم ای دوست شبهای خطر                  سایه ی صاحب زمان را روی سر

...

یاد روزی که بسیجی می شدیم                  شمع شب های دوعیجی می شدیم

یاد آن روزی که در خمپاره ها                            جمع می کردیم پاره پاره ها

هر بسیجی اقتدا بر شمع کرد                     پاره های جان جود را جمع کرد

...

تا به دشت و کوه رسته شالی است               تا ابد جای شهیدان خالی است

متن کامل شعر

و در انتها ذکر مصیبت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

لینک دانلود از پرشین گیگ با حجم 26.8 مگابایت

لینک دانلود از فارس تی وی با حجم 10 مگابایت

پخش آنلاین از فارس تی وی

به مدت 29 دقیقه و 18 ثانیه

-----------------------------------------------

گزیده ای از همین یادداشت در سایت خبرنامه دانشجویان ایران:
اشعار اعتراضی به شرایط سیاسی در فاطمیه 1373


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 92/10/15::: ساعت 11:5 عصر

به مناسبت 16 دی ماه، سالروز حماسه کربلای هویزه - قسمت اول

مرثیه سرایی منتشر نشده از حاج صادق آهنگران، پس از حماسه کربلای هویزه 

بخش هایی از آنچه در این فایل صوتی خواهید شنید:

چند خبر از جبهه براتون اوردم: بارالها! پروردگارا! معبودا! به ما چند شب پیش خبر دادند این برادران هویزه در محاصره اند؛ ما که می دونستیم چه بچه های خوبی، چه برادران والایی در این محاصره قرار دارند رفتیم دعای توسل رو خوندیم، از تو برای نجات جان این برادران دعا کردیم، گریه کردیم، پروردگارا چند روزی نگذشت ما در دعای کمیل از تو تقاضا کردیم فقط جسدهاشون رو به ما تحویل بدن؛ آخر این برادران حتی جسدهاشون به دست مادرانشون نرسید.

ما یه حدیثی داریم میگه اگر شاد شدی، هر وقت غمگین شدی، برو به قبرستان سری بزن، برو به بهشت آباد اهواز سری بزن؛ برو به شهید آباد اهواز سری بزن؛ زمین جدیدی داره این شهر اهواز گورستانش، به خدا داره پر میشه از شهید؛ اهواز یک حال دیگری داره، دزفول یک حال دیگری داره، رنگ هوای اهواز رنگ دیگری داره؛ اکثراً خانه ها رو نگاه می کنی پرچم عزا زده اند.

یا امام زمان(عج) خودت توجهی کن! یا مهدی ما می دونیم تو بالا سر جنازه های برادران ما رفته ای، یا مهدی می دونیم جنازه ها رو در بغل گرفته ای

خبر از جبهه براتون اوردم؛ برادرانی که در جبهه اند گفتند برادر! هر کجا که دعای کمیل می خونی ما رو دعا کن. خدا شاهده چندین نفر از این برادران شهید شدند.

برادر ما حسین علم الهدی یک شب قبل از شهادتش مادرش در قمه، شب خوابش رو می بینه ...

میگه در همین حال بود زنگ می زنن از اهواز میگن حسین زخمی شده، گفت من با اون خواب دیشبی گفتم نه، شما دروغ میگین، می دونم پسرم شهید شده. میگه رفتم ضریح معصومه قم رو گرفتم گریه کردم، ناله کردم، گفتم خدایا، خوب چیزی رو از من گرفتی، قبولش کن

زنگ می زنن به دایی حسین علم الهدی یعنی برادر مادرش ... خبرش میدن میگن حسین شهید شده؛ یک لا إله إلّا ألله میگه و سکته می کنه و می میره؛ این مادر دو داغ دیده، داغ پسرش و برادرش.

یا امام زمان(عج)! خودت توجهی کن در این مهدیه ...

یک خوابی دیگه براتون تعریف کنم از این سید حکیم که در این جریان شهید شد. یکی از برادران مسجد جزایری خواب می بینه ...

وصیت نامه های برادارن شهید رو بخونین ببینین چی میگن. از مادرش تقاضا کرده وقتی شهید شد در خانه رو آب پاشی کنه. پرچم سبزی که وقتی حاجی ها از مکه برمیگردن بالای خونشون نصب کنه. به مادرش گفته بود گریه نکن، هر شب جمعه سر قبر من قدری حنا بیار بمال؛ گفته بود شیون نکنن، گریه نکنن؛ من نوحه ای می خونم در وصف این برادر شهید، زحمت رو کم می کنم: ...

شیون مکن مادر در مرگ خونبارم
بگذر ز من دیگر، عزم سفر دارم

گر کشته گردیدم در جبهه  ای مادر
بهرم مکن زاری، بهرم مزن بر سر

یک پرچم سبزی در خانه زن مادر
بهرم چراغان کن، شوق خدا دارم

رخت حسین بر تن، عزم سفر دارم
شیون مکن مادر در مرگ خونبارم

چون قاسم داماد بهرم حنا سازید
در هر شب جمعه قدری از آن آرید
بر قبر من مادر قدری از آن مالید

چون قاسم داماد این آرزو دارم
شیون مکن مادر در مرگ خونبارم

همون حسین بود که شهر رو می چرخوند، شهر اهواز رو می چرخوند وقتی من رو می دید می گفت: "برادر! یا شهید میشیم یا در کربلا همدیگر رو می بینیم"؛ حالا به بزگترین آرزوش رسید، شهید شد؛ یا امام زمان(عج) یا مهدی جان، سیدی! خودت نظری بفرما، قسمت ما رو کربلا کن.

سیدی یک نظر سوی ما کن
قسمت ما همه کربلا کن

لینک دانلود - به مدت 13 دقیقه و 10 ثانیه

اردوی راهیان نور از دانشگاه علوم پزشکی کاشان-سال 1380-مزار شهدای هویزه:


-------------------------------

ماجرای حماسه شهدای هویزه در 16 دی ماه 1359


لینک همین یادداشت در پایگاه اینترنتی عمارنامه


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 92/9/3::: ساعت 9:7 عصر

حاج صادق آهنگران- دهه آخه صفر - سال 1365 شمسی - حسینیه عاشقان ثارالله ستاد مشترک سپاه پاسداران  

در ادامه سلسله صوت های قدیمی که از روی نوار کاست انتخاب کردم تا به فایل صوتی تبدیل کنم، این بار نیز به مناسبت ماه عزای حسینی قطعه ای دیگر از نوحه های حاج صادق آهنگران را انتخاب کردم که در دوران سربازی از واحد تبلیغات ستادمشترک سپاه تهیه کرده بودم و این شعر زیبا و حماسی را هم ندیدم جایی منتشر شده باشد:

به پا در کربلا شد نهضت گلفام عاشورا
که آزادی بماند جاودان با نام عاشورا

حسین با انقلابش می کند بیدار انسان را
فدا در راه اهداف بزرگش می دهد جان را
نه تنها جان خود، بلکه جان های جوانان را
که جاودان شود با خون، بهین فرجام عاشورا

حسین بر صاحبان زور و زر کرنش نمی خواهد
حسین با دشمن دین خدا سازش نمی خواهد
حسین بر سایه تسلیم، آسایش نمی خواهد
همین اندیشه باشد رمز استحکام عاشورا

قیام سرخ او تدوین کند قانون آزادی
زند بر بام عالم پرچم گلگون آزادی
به جوشش در رگ آزاده آرد خون آزادی
کند بت های باطل خرد زیر گام های عاشورا

حسین مرد شهادت، جاودان مردیست و آزاده
که در راه عقیدت، جان و مال و هستی اش داده
پس از وی اهل بیتش در مسیر نهضت آماده
کند روشن اسارت نقطه ابهام عاشورا


لینک دانلود - به مدت 8 دقیقه 29 ثانیه

پخش آنلاین از فارس تی وی


 
<      1   2   3      >
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک