سفارش تبلیغ
صبا
 تعداد کل بازدید : 453111

  بازدید امروز : 117

  بازدید دیروز : 150

تکلیف الهی

 
استمرار عبرت اندوزی به بینش می انجامد و خودداری (از زشتیها) را نتیجه می دهد . [امام علی علیه السلام]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: سه شنبه 93/10/23::: ساعت 10:50 عصر

برای مراسم افتتاحیه اکران پنجمین جشنواره فیلم عمار در مسجد امام علی(علیه السلام) پونک، از یک کارشناس فضای مجازی دعوت کردیم تا به ایراد سخنرانی با موضوع "خانواده و شبکه های اجتماعی مجازی" بپردازد.

در این مراسم که 17 دی ماه 1393 در سالن همایش های مسجد و در جمع نمازگزارن انجام شد، آقای روح الله مؤمن نسب به مدت حدود 30 دقیقه سخنرانی کردند که فایل صوتی آن را در سایت روشنگری بارگزاری کردم:

لینک دانلود

متن سخنرانی:

اگر عمارها بیدار باشند .../حاکمیت کاپیتولاسیون بر فضای مجازی کشور
کسانی که بیشتر مرگ بر اسراییل گفتند، بیشتر از محصولات اسراییل استفاده کردند!
شبکه های اجتماعی ایده حضرت امام(ره) بود/ هدف که قرار نیست وسیله را توجیه کند

ادامه مطلب...

 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 93/9/2::: ساعت 11:32 عصر

وقتی تعقیبات نماز یک نوجوان هم به بازی می گذرد!

بنگرید شیطان امروز به مدد ابزار مدرن دیجیتالی و فضای مجازی، مجالی برای ذکر خدا برای یک نوجوان حتی داخل مسجد و پس از نماز هم نمی گذارد!

در مقابل این نفوذ روزافزون شیطان ما چه کرده ایم؟

چقدر توانستیم ذکر حق را در زندگی فرزندانمان و زندگی کودکان و نوجوانانی که والدینشان آن ها را به مساجد می سپارند، نفوذ دهیم؟

-----------------------------------

همین مطلب در سایت قسم


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: سه شنبه 93/7/22::: ساعت 11:7 عصر

آن زمان که ما دانشجو بودیم، موبایل و دیجیتال و چت و شبکه های مجازی و اینا نبود.

تابستون حسابی دلمون برا بچه ها تنگ میشد

رفته بودم مشهد، یه جمله زیبایی روی یک جانماز دیدم

سوغاتی برا سه نفر گرفتم

مهر ماه سال 1379، اوائل ترم اومدم دانشگاه

به دو نفر دادم

اومدم برم سراغ نفر سوم

بچه تنکابن بود. خبر دادند اتوبوس بعد تونل کندوان به عمق دره 40 متری سقوط می کنه و ...

سالگردش 30 شهریور بود

و من ثواب نقل آن عبارت حکیمانه* را نثار روحش می کنم:


کُلُّما شغلک عَنِ اللهَ فَهُوَ صَنَمُکَ 

آنچه تو را به غیر خدا مشغول کند، آن بت توست

مواظب باشیم کامپیوترمون، موبایلمون، وبلاگمون، شبکه های اجتماعیمون و ... برامون بت نشه

نیاسر-من و مرحوم رضا بهاری-دانشجوی رشته علوم آزمایشگاهی-دانشگاه علوم پزشکی کاشان

این عکسی هم که در قسمت "درباره خودم" درج کردم، آن مرحوم از من گرفته. دو نفری رفته بودیم بالای کوه؛ یکی یکی از همدیگه عکس انداختیم که بعداً به بچه هایی که پایین موندن نشون بدیم چقدر صعود کردیم:

 

-------------------------------------------

* این جمله در تفسیر نمونه آمده؛ برخی از آن به عنوان حدیث یاد کرده اند لیکن برخی می گویند در منابع حدیثی نیست.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: چهارشنبه 93/6/12::: ساعت 11:9 عصر

برشی از خطبه های نماز جمعه قم به امامت آیت الله سعیدی؛ مورخ 18 مرداد ماه 1393

 درباره یک سنّت شوم جدید در جامعه

به صورت اتفاقی اواخر خطبه های نماز جمعه قم را در شبکه 2 سیما دیدم و به فکرم رسید که این قسمت را به نحوی در فضای مجازی منتشر کنم؛

لذا از طریق سایت تلویبیون فایل کامل خطبه را دانلود کردم و سپس بخش مورد نظر را جدا و در سایت روشنگری بارگذاری کردم.

برای دریافت فیلم، روی تصویر زیر کلیک کنید:


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 93/3/18::: ساعت 11:51 عصر

بسیج دانشجویی یکی از دانشگا ها از کارگردان فیلم شیار 143 دعوت می کند تا از تلاش او در راه ترویج فرهنگ ایثار و شهادت - آن هم در محیط متعفن شبه روشنفکری و شبه اپوزوسیونی سینمای کشور-  قدردانی کند.

اما گویا از قبل این موضوع به ایشان اطلاع داده نشده بود که در این دانشگاه پوشیدن چادر الزامی است و مأموران حراست هم از ورود ایشان به محل مراسم جلوگیری به عمل می آورند و ایشان هم با احترام به قانون و با توجه به محذوریتی که در استفاده از چادر داشتند، ناچار به بازگشت می شوند.

سپس نقد و تحلیل ها در نشریات و فضای مجازی اوج گرفت و متأسفانه برخی دوستان چنان موضع گیری کردند و از حفظ ارزش ها و غیرتمندی سخن گفتند که گویا بسیج دانشجویی با همدستی خانم نرگس آبیار - با آن حجاب کامل و باوقار خود- در یک توطئه از پیش طراحی شده در سدد هجمه به پوشش چادر و حجاب برتر برآمده اند! و به جای بحث کارشناسی که در این تزاحم قانونمداری به قیمت حاشیه آفرینی برای یک هنرمند انقلابی و  یا حمایت بی حاشیه از هنر اسلامی و انقلابی با اندکی اغماض از قانون برای مصلحتی بالاتر، کدام یک اولویت دارد، شروع کردند به فریاد وا اسلاما سردادن و مسأله حمایت از یک کارگردان ارزشی و انقلابی - که عطر فرهنگ ایثار وشهادت را در غفلتکده سینمای کشور پرآکند- را تبدیل کردند به مسأله آفرینی و طرح دعوای بین مانتو و چادر و تحلیل اینکه در سایر دانشگاه های جهان چه محدودیت های پوششی برای دانشجویان وجود دارد!!!

امّا مدتی بعد در همین دانشگاه یک نشریه دانشجویی با یک خانم روانشناس و عضو هیأت علمی همین دانشگاه - که پوشش چادر هم بر سر دارد- مصاحبه ای ترتیب می دهد که از تیتر و جای جای این مصاحبه بوی گند تعفن نظریات کفرآمیز فروید به مشام می رسد؛ نظریات همان فرد ملحدی که تفسیر صرف مادی از انسان و همه انگیزه ها و رفتارهای او دارد و همه انگیزه ها را صرفاً از جنبه امور جنسی تفسیر و تحلیل می کند.

اکنون از این مصاحبه بیش از 40 روز می گذرد و در این مدت اگر از سنگ صدا درآمد از آن دوستان هوشیار ولایتمدار سینه چاک ارزش ها هم صدا در آمد.

در این مصاحبه چنان تیتری زده شده و در کنار آن چنان طرحی از هورمون تستوسترون نقش بسته که گویا عامل تام و تمام پرخاشگری در محیط های ورزشی-به خصوص فوتبال- همین هورمون مردانه فلان فلان شده است و لذا پیشنهاد این خانم روانشناس برای غلبه بر این معظل و پیشگیری از بروز پرخاشگری در اینگونه محیط ها عبارت است از اینکه مردان به همراه خواهران و مادرانشان در ورزشگاه ها حضور یابند و در کنار خانواده هایشان به تماشای فوتبال بنشینند!!!:

«پرخاشگری و تخلیه کلامی در مردها بیشتره! و با هورمون تستوسترون رابطه داره، مثلاً جو و محیط کاملاً مردانه ی ورزشگاه ها، خود همین میتونه به تشدید پرخاشگری کلامی در ورزشگاه ها کمک کنه، پس هر چقدر محیط مردانه تر باشه ما باید بیشتر شاهد پرخاشگری کلامی باشیم.
یعنی خانم دکتر اگر ما بیایم محیط رو زنانه تر کنیم مشکل حل میشه؟
طبعاً همین طوره، محیط های زنانه همواره با ملاطفت و آرامش بیشتری همراهه، اگر فرد همون فوتبال رو در کنار خانواده اش مثلاً خواهر یا مادرش ببینه نسبت به زمانی که اون رو در ورزشگاه یا در جمع دوستانش می بینه شرایط خیلی متفاوت خواهد بود ... ما باید فضایی رو آماده کنیم که خانواده ها همون طور که پارک میرن، سینما میرن، ورزشگاه ها هم برن. نمی دونم شاید سال ها طول بکشه که این اتفاق بیفته ولی باید روش کار بشه.»
(جهت بهره بردن بیشتر از افاضات ایشون، روی تصویر مقابل کلیک کنید)

 جالب اینکه قبلاً در نشریه همان تشکلی که بیانیه اعتراضی صادر می کند و مدعی است که ما لحظه ای از آرمان های مقدس دانشگاه غافل نیستیم، و در همان مقاله ای که به مسأله مانتو و چادر می پردازد، آمده است: «مگر چند سال پیش پنج مرجع بزرگ فتوا ندادند که ورود زن ها به ورزشگاهی که مردها در آن هستند حرام است و متأسفانه تا حالا هم نسبت به آن مقاومت و مخالفت شده و آرام آرام این کار انجام می شود.» امّا با این وصف متأسفانه در برابر پیشنهاد آن خانم روانشناس در خصوص حضور زنان در ورزشگاه های مردانه، دچار غفلت شده و هیچ موضع و واکنشی ندارد.

آری، گویا ورود خانم آبیار با مانتو خطرناک تر از ترویج نظریات کفرآمیز فروید بود!

گویا اگر خانمی با مانتو فرهنگ ایثار و شهادت را ترویج کرد و تشکلی در سدد حمایت از وی برآمد باید مورد بی مهری و غضب قرار گیرند اما اگر یک خانم چادری با پیروی از مکتب فروید، دین را به زاویه راند نباید نازک تر از گل به او گفت.

گویا می توان چادر به سر داشت و نسبت به دغدغه های نائب امام زمان(عج) در خصوص اسلامی کردن علوم انسانی بی اعتنایی کرد.

می توان چادری بود و سکولاریزم را در دانشگاهی که می خواهد الگوی اسلامی شدن دانشگاه ها باشد، تئوریزه و نهادینه کرد.

می توان تحت لوای چادر، آیات قرآن، آموزه های اولیای دین و نسخه های علمای اخلاق را در خصوص ماهیت قوه غضبیه و راه های مهار آن ندید.

می توان در پوشش این نوع حجاب مقدس، نقش هوای نفس و جنود شیطانی و رحمانی در افعال و اعمال و اراده و انگیزه های انسان، و تعالیم انبیاء عظام (علیهم السلام) در این خصوص را نادیده گرفت و پدیده زشت پرخاشگری ها و ناهنجاری ها در محیط های ورزشی را صرفاً امری جنسی و ناشی از هورمون مردانه تستوسترون تفسیر و تحلیل کرد!!!

و اما خانم رواشناسی که در پی تبیین روانی و علمی پدیده ها هستی! قدری هم به جستجوی علل و عوامل پرخاشگری در فرهنگ غرب و ساز و کار ورزش های مدرن بپردازید.

آری، در مملکتی که مرتب از فرمان کشف حجاب رضاخان می گویند اما هیچ کس از بخش دیگر فرمان ملوکانه آن ملعون در خصوص ترویج ورزش مدرن نمی گوید(*)، باید هم فوتبال همواره تقدیس شود و همه جوانب زشت و ناپسند آن توسط پیروان مکتب فروید به هورمون تستوسترون مردان نسبت داده شود!

و اما دانشجویی که می پرسی «چرا فحش دادن حال میده؟»،! اگر یک دور قرآن را روخوانی کرده باشی و دقایقی هم با علمای وارسته اخلاق نشست و برخواست داشته باشی باید فهمیده باشی که لذت بردن از گناه و رذیلت اخلاقی ناشی از دسیسه نفس در مدفون کردن ندای فطرت است: «قَدْ خابَ مَنْ دَسّیها»، و متأسفم که روانشناسی سکولار و غیر بومی ما تا آخرین مقطع دکترای آن با واژه های قرآنی از قبیل نفس و مراتب آن، فطرت، شیطان و ... غریب و بیگانه است.

اگر کسی دغدغه حفظ ارزش ها را دارد، غیرت دینی در رگ هایش باد کرده است و مدعی است که  لحظه ای از آمان های مقدس این انقلاب و امام(ره) و شهداء و فرامین مقام عظمای ولایت غافل نیست، نگذارد آموزه های قرآن کریم، انبیای الهی و ائمه اطهار(علیهم السّلام) توسط پیروان مکتب فروید - آن هم در دانشگاهی که مشی فرهنگی و ارزشی دارد-، مدفون شود.

وَالسَّلَامُ عَلَى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَى

یادداشت مرتبط: از خیط کردن پدر شهید تا ضایع کردن خانم کارگردان

------------------------------------------

پی نوشت:

* - کتاب تربیت پهلوانی، نوشته استاد شفیعی سروستانی (مدیر مؤسسه فرهنگی موعود عصر و مدیر مسؤول نشریه موعود)، صفحه 162 و 163، به نقل از کیهان ورزشی، سال 1346، شماره 654-653، صفحه 29


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: سه شنبه 93/3/6::: ساعت 12:1 عصر

رنجنامه های دهه هفتاد(12)

نشریه نیستان، به مدیر مسؤولی سیّد مهدی شجاعی

شماره 28، دی ماه  1376، صفحه 117، کاریکاتوری از مازیار بیژنی درباره پدیده استعماری صنعت فوتبال و نقش آن در تسخیر ذهن ها و قلب ها

متأسفانه در این باره کمتر مقاله و نقد و کاریکاتور و ... می بینیم و می شنویم و گویا همگی به نوعی مقهور افیون فوتبال شده اند در حالی که به قول شهید آوینی ما باید جرأت نقد مشهورات زمانه را داشته باشیم.

آن زمان دانشجو بودم و این کاریکاتور نشریه نیستان را روی تابلوی بسیج دانشجویی دانشکده نصب کردم؛ حالا در آستانه مسابقات جام جهانی فوتبال کسی جرأت دارد این کاریکاتور و یا مطلبی در نقد افیون فوتبال را روی تابلو نصب کند و یا در فضای مجازی نشر دهد؟:  

کاریکاتوری از مازیار بیژنی در نقد افیون فوتبال


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 92/6/24::: ساعت 10:42 عصر

معرفی خصوصیت های دانشجوی مجاهد و خستگی ناپذیر، مرحوم معین رئیسی، با تمسّک به سخنان مقام عظمای ولایت(قسمت اول)

زمانی که دانشجو بودم هر سال دفتر نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه ها، مجموعه بیانات مقام معظم رهبری در جمع دانشگاهیان را در مجموعه کتاب هایی با عنوان "دانشگاه اسلامی و رسالت دانشجوی مسلمان" منتشر می کرد.

کتاب ها را ورقی زدم تا از بین قسمت های مهمی که علامت زده بودم به عنوان مشت نمونه خروار به خصوصیت های دانشجوی مجاهد، مرحوم معین رئیسی در کلام ولایت اشاره کنم.
واقعاً اغراق نیست اگر ایشان را شهید بنامیم، چرا که تمام اوقات و لحظات جوانی خود را صرف لبیک به فرامین ولی امر خود نمود و در هنگام تلاش و فعالیت جهادگونه برای عمل به این فرامین و توصیه های مقام معظم رهبری بود که دچار حادثه شد و جانش را فدا کرد.

 لذا افرادی که در پی شناخت "معین رئیسی" هستند، به این سخنان مقتدایش توجه کنند:

1.   معین و خودسازی معنوی
"عزیزان من! خودتان را در این دوران جوانى که آمادگى هست، از لحاظ معنوى بسازید. این عشق و شورى را که در باطن و نهاد شماست، درست به سمت آن مرکز و قطبى که شایسته‌ى این عشق و دلدادگى است - یعنى ذات مقدّس حق و وجود باریتعالى که زیبایى مطلق و حقیقت مطلق است - هدایت کنید. خود را به آن مرکز متّصل نمایید و تا آن‌جا که مى‌توانید، رابطه‌تان را با خدا قوى کنید."(1)

2.   معین و مسؤولیت پذیری
"در قیامت از انسان ها در مورد چه چیز سؤال می کند؟ از مسؤولیت ها، از وظایفی که در قبال خودش، خانواده اش، جامعه اش، کشورش، در قبال آینده، مسلمین، تاریخ و بشریت دارد، سؤال می شود. همه مسؤولیت است. انسان که از نظر اسلام رها نیست؛ یکسره مسؤولیت است."(2)

3.   معین و "به من چه" نگفتن
"اگر هدف دانشجو این باشد که درس بخوانم، برای این که زندگی شخصی خودم را - مثلاً- آباد کنم، بقیه هر چه شد، بشود؛ خطر خیلی بزرگی است. اگر جهت زندگی دانشجو این باشد که به مسائل جامعه و آنچه که می گذرد، بی اهمیت، بی اهتمام، بی علاقه و بی مبالات باشد، مصیبت خیلی بزرگ است. فرض بفرمایید به دانشجو گفته شود که بخشی از نیروهای کشور دچار آفت عقیدتی و فکریند، شانه بالا بیاندازد و بگوید به من چه!! ... این حالی بی تفاوتی، مصیبت خیلی بزرگی است."(3)

4.   معین و استفاده از علماء
"در قم، بزرگان و اساتیدی مثل آقای مصباح و دیگران هستند، هرچه می توانید از آن ها استفاده کنید. آنان برای شما از لحاظ فکری، خیلی منبع و منشأ خیر برکتند."(4)
"اجتماعاتتان را که وجود می آورید، با افراد خردمند و عمیق و فاضل زینت بدهید."(5)

در باره این خصوصیت معین، یکی از دوستانش در وبلاگ "آرمان های اینجوری" اینگونه نقل می کند: "ظهر پنجشنبه تماس گرفت و آمار جلسه هفتگی حاج آقا جاودان را گرفت. گفت دو سه تا از بچه‌های اتحادیه از شهرستان آمده‌اند و می‌خواهند حاج آقا را ببینند. بعد درباره انجمن شاهد صحبت کرد و مسؤولیتم را یادآوری کرد. گفت مگر قرار نبود نشست‌های اعتقادی هفتگی را ازهمین مراسم‌ها شروع کنی؟ می‌گفت علاوه بر جلساتی که خودمان هماهنگ می‌کنیم باید رفقا را هر هفته جمع کنیم و برویم جلسه حاج آقا جاودان یا جلسه حاج آقا میرهاشم در مدرسه امین‌الدوله بازار یا شرح صحیفه حاج آقا علی اکبری در محل حزب جمهوری سابق..."

5.   معین و تلاش برای فتح دانشگاه
اگر بتوانید همین جوان هایی را که در دانشگاه بی تفاوتند، خیلی هم هستند، و فقط آمده اند تا درس بخوانند - بعضی هم همراه با این درس خواندن، حتی یک مقدار انحرافات و خطاهای معمولی بشری دارند- در تیررس فکری خودتان در زمینه دین و سیاست - هر دو - قرار بدهید، به نظر من شما دانشگاه را فتح خواهید کرد."(6)

6.   هوشیاری معین در مقابل دشمنان و عدم قبول تمام شدن انقلاب
"انقلاب و مبارزه برای آن تمام نشده، و این مبارزه هست؛ چون دشمن هست! ... من در بین قشرهای مختلف کشور احساس می کنم یکی از آن قشرهایی که باید هوشیاری خود را در مقابله ی با دشمن خیلی حفظ بکند، شما جوانان مؤمن و متدیّن هستید... من این را از جوانان مؤمن و به خصوص جوانان دانشجو توقع دارم که قبول کنند انقلاب تمام نشده است. این کسانی که تبلیغ می کنند انقلاب تمام شد، بگذارید مردم زندگی بکنند، خیال می کنند که انقلاب، مردم را از زندگی باز می دارد! انقلاب مقدمه است برای اینکه مردم، خیلی خوب زندگی کنند؛ اما زندگی شرافتمندانه، زندگی خوب و زندگی اسلامی"(7)

7.   معین، شاهد بر دیگران
"امیدوارم خداوند شماها را توفیق بدهد که خوب درس بخوانید، خودتان را در خط اسلام و خط انقلاب حفظ بکنید و به عنوان شاهد بر دیگران ... بتوانید دیگران را هم انشاءالله در این راه به پیشرفت نایل کنید."(8)

8. معین، جوان مبارز و اهل استقامت
"می خواهند انقلاب اعلام کند که ده سال دوره ی امام را من توبه کرده ام! بعد از رحلت امام، این را صریحاً نوشتند! منتها در دهانشان زدیم، پس زدند. حالا که چند سال گذشته است، کسانی خیال می کنند که حالا دیگر راحت می شود گفت ... با آن ها برخورد کنید، بواطنشان را تشخیص بدهید و با آن بواطن برخورد کنید. از شماها این توقع هست.
اگر این را انجام دادید، آن وقت جوان مبارزی هستید ... جوهر مبارزه و جوهر استقامت، این است که جاهایی که واقعاً فشا روی انسان می آید، انسان در مقابل فشارها بایستد؛ این استقامت است."(9)

ادامه دارد

---------------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت ها:

1.   بیانات در دیدار جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان - 1376/08/14- کتاب دانشگاه اسلامی و رسالت دانشجوی مسلمان-جلد3- صفحات 40-39

2.   بیانات در دیدار تعدادی از دانشجویان تشکل های دانشجویی - 1/11/1376- کتاب دانشگاه اسلامی و رسالت دانشجوی مسلمان-جلد3- صفحه 69

3.   بیانات در دیدار اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه تهران - 11/11/1376- کتاب دانشگاه اسلامی و رسالت دانشجوی مسلمان-جلد3- صفحه 83

4.   همان- صفحه 90

5.   همان- صفحه 92

6.   همان- صفحه 91

7.   بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان - 12/12/1376- کتاب دانشگاه اسلامی و رسالت دانشجوی مسلمان-جلد3- صفحات 139 و 141

8.   همان- صفحات 141 و 142

9.   بیانات در دیدار اعضای شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان(دفتر تحکیم وحدت) - 23/12/1376- کتاب دانشگاه اسلامی و رسالت دانشجوی مسلمان-جلد3- صفحات 159 و 160

-------------------------------------------------------------------------------------------------
همین مطلب در
سایت افسران جوان جنگ نرم، به عنوان یادداشت برگزیده


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 92/5/7::: ساعت 4:58 صبح

حدود 20 سال پیش یکی از دوستان هیأتی می گفت: "این کارتون پسر شجاع رو می بینی همش این فرشته مهربون کنارشه؟ یعنی میخواد بگه آدما باید از بچگی دوست دختر داشته باشن"

حالا امثال آن کودکان 20 سال پیش که دوست ما درباره دریافت های ضمیر ناخودآگاهشان اظهار نگرانی کرده بود امروز جوانانی شده اند که تحت تأثیر این قبیل کارتون ها و ده ها فیلم سینمایی وطنی- که نشان می دهند چگونه افراد فقط با یک نگاه هوس آلود عاشق یکدیگرمی شوند و آخر فیلم هم بازیگر پای ثابت سریال های طنز فاخر رسانه ملی سرمستانه و فاتحانه ترانه "بزن بریم آزیتا" می خواند- در شبکه های اجتماعی و وبلاگ هایشان می نویسند:

آدما باید یکیو داشته باشن که هر وقت،خسته

پکر،داغون،عصبی،و مریض بودی

ازت نپرسه

چرا؟

فقط دستت رو بگیره و بگه :

بلند شو بریم یه دور بزنیم، دوست ندارم این شکلی ببینمت.. 

 به عنوان نمونه در یکی از آن وبلاگ ها گرچه تیتری را که من انتخاب کردم بالای متن مذکور نوشته نشده اما در عوض چنان تصویر دختر و پسر نوجوانی را که دست در دست یکدیگر گذاشته اند، برای یادداشت انتخاب شده است که آدم هرچه می خواهد خودش را به خوشبینی و خوش خیالی بزند که قول سهراب "چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید"، نمی تواند منظوری غیر از این پیام را دریافت کند که "آدما باید دوس دختر داشته باشن"

آن هم در وبلاگی که در این ایام قالب رمضان دارد و آن هم در این شب های عزیزی که همه - از جمله امثال همین جوان های عزیز- می دانند کسی را دارند که در دعای جوشن کبیر اینگونه خطابش می کنند:
یا عماد من لا عماد له
یا أنیس من لا أنیس له
یا حبیب من لا حبیب له
یا شفیق من لا شفیق له
یا رفیق من لا رفیق له

---------------------------------------------------------
یادداشت مرتبط: صوت: راهکار پیشگیری از پکر شدن


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 91/8/25::: ساعت 11:35 صبح

استاد حسن عباسی مرتب از توهین انیمیشن یوگی به شیخ الأنبیاء (لینک دانلود)می گوید که در این انیمیشن، کشتی یوگی به شکل و شمایل کشتی حضرت نوح(علیه السلام) نشان داده می شود که بقایای آن در منطقه قفقاز کشف شده و علاوه بر این روی آن به جای ARK ،Ship نوشته شده که این کلمه صرفاً برای کشتی حضرت نوح(علیه السلام) به کار برده می شود و دست آخر هم صریحاً روی بدنه کشتی یوگی نوشتند: Noah"s ARK

اما این توهین هرچه وقیحانه باشد فکر نکنم به پای وقاحت تمسخر شیخ الأنبیاء در کارتون پلنگ صورتی برسد؛ چرا که در این کارتون - که من در یک CD مجموعه کارتون های پلنگ صورتی دیدم و نمی دانم در صدا و سیما پخش شده یا نه - عین داستان حضرت نوح(علیه السلام) توسط پلنگ صورتی به تمسخر گرفته می شود: صاحب یک کشتی- که اتفاقاً روی بدنه این کشتی هم به جای ARK ،Ship نوشته شده - مانند یک شکارچی شرور و تفنگ به دست در جنگل نمونه هایی از هر حیوان را جمع می کند و به داخل کشتی می برد و دست آخر به اثر پای پلنگ صورتی برمی خورد و به دنبال رد پا می رود تا این آخرین نمونه را هم با خود به درون کشتی ببرد.

در این تعقیب و گریز، پلنگ صورتی بالاخره با یک ترفند خنده دار و تمسخرآمیز صاحب کشتی را با توهّم اینکه موسم باران سیل آسا فرارسیده به درون کشتی فراری می دهد و با به کار بردن ترفند دیگری هم از شرّ این شکارچی شرور خلاص می شود و هم مانند یک منجی، سایر حیوانات درون کشتی را نیز آزاد می کند: دانلود کارتون

درضمن نام این کارتون هم توهین آمیز است: Sink Pink، یعنی در این کارتون قرار است پلنگ صورتی موجب شکست و تباه کردن کسی شود.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 91/2/14::: ساعت 9:56 صبح

برای تبلیغ انتخابات مجلس گفتم از مسجد محله خودمان شروع کنم. قبلاً دیده بودم برخی تراکت های تبلیغاتی و نشریات روی جامهری یا قفسه مسجد قرار داده می شد اما محض احتیاط گفتم اول با خادم مسجد هماهنگ کنم که ایشان گفت برخی نمازگزاران اعتراض کردند و ملّا هم گفته که در مسجد تبلیغات نگذارند.
ولی با توجه به شناختی که از روحانی مسجد داشتم و با توجه به اینکه ایشان همان شب بین دو نماز در سخنانش تلاش کاندیداها را در تبلیغاتشان برای ترویج ارزش ها مورد ستایش قرار داد، پس از نماز از ایشان اجازه خواستم تعدادی از نشریات و تراکت های تبلیغاتی را در مسجد قرار دهم که ایشان پرسید: تبلیغ چیه؟
 گفتم: جبهه پایداری.
فرمودند: نه، جبهه پایداری را نگذارید.
پرسیدم: چه اشکالی داره همه تبلیغ کنند و مردم خودشون انتخاب کنند؟
در جواب گفت: بالاخره ما با آیت الله مهدوی کنی هستیم دیگه.
تهاجم فرهنگی به مساجد
حالا به این تصویر مقابل نگاه کنید.
نمایی از ساختمان همین مسجد، ذیل کتیبه های قرآنی نصب شده در بالای مسجد.
ساختمان مسجد به واحدهای مختلف صنفی اجاره داده شده و اینجا در طبقه بالای مسجد پنجره آرایشگاهی را می بینید که در و دیوار مغازه اش را پر کرده از تصاویر جوانان غربی با انواع مدل های موی اجق وجق و نمای بیرونی مسجد را هم بی نصیب نگذاشته.

نمی دانم آیا تا به حال یک نفر از این معدود نمازگزاران معترض به تبلیغ کاندیداهای مجلس شورای اسلامی در مسجد به متولیان مسجد اعتراض کرده که مسجد جای تبلیغ سبک زندگی آمریکایی نیست؟!
قبلاً یک بار در ماه مبارک رمضان برای اصلاح موی سرم به این آرایشگاه آمده بودم. قرآن جیبی ام را نیز به همراه آوردم تا اگر معطل شدم مشغول ادامه جزءخوانی ام شوم. ولی همینکه آمدم قرآن را باز کنم از صدای ترانه خوانی مبتذل یک زن طاغوتی مستفیض شدم. قرآن را بستم و بیرون رفتم و علی رغم اینکه این آرایشگاه نزدیک ترین آرایشگاه به منزلمان است دیگر برای اصلاح موهایم به اینجا مراجعه نکردم.

آری، و من آن شب بالاخره پس از مدت ها از همسایگی با این مسجد فهمیدم می توان قسمتی از ساختمان مسجد را به آرایشگری اجاره داد که مشتریان را از طریق در و دیوار مغازه اش و همه اهالی محل را از طریق نمای بیرونی مسجد ترغیب به تشبه به کفّار کند و حتی حرمت ماه مبارک رمضان را نگه ندارد که نمازگزار همسایه مسجد بتواند آنجا دو خط قرآن بخواند تا نوبتش شود.

می توان قسمتی از ساختمان مسجد را به نانوایی اجاره داد که وقتی پس از اقامه نماز صبح در مسجد می خواهیم نان بخریم، ابتدای روزمان را با استماع آوای شیطانی انواع آهنگ های مبتذل شروع کنیم.

می توان قسمتی دیگر از ساختمان مسجد را به دفتر ساخت یک مجتمع مسکونی واگذار کرد که پس از پایان کار ساخت مجتمع با نصب تصاویری از برج ایفل پاریس و ساختمان های سر به فلک کشیده نیویورک در لابی ورودی ساختمان، چنان تبرّج کفرآمیز مستکبران و مظاهر تمدن رو به انقراض غرب را به رخ رهگذران بکشانند که گویا در ایران خودمان نه مناظر دیدنی داریم و نه شاهکار معماری!

می توان ... بگذریم یا بازم بگم؟!

امّا نمی توان مسجد را محلی برای معرفی کاندیداهای مجلس شورای اسلامی از جریانات مختلف به خصوص زبانم لال، جبهه پایداری – استغفرالله! - قرار داد تا نمازگزاران بررسی کنند کدامشان اهل ساری و جاری ساختن اسلام در اقتصاد و فرهنگ و سیاست و زندگی مان هستند و توانایی و درک و شناخت بیشتری در این مسیر دارند.


 
   1   2      >
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک