سفارش تبلیغ
صبا
 تعداد کل بازدید : 453900

  بازدید امروز : 31

  بازدید دیروز : 281

تکلیف الهی

 
اگر بر دشمنت دست یافتى بخشیدن او را سپاس دست یافتن بر وى ساز . [نهج البلاغه]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 90/2/2::: ساعت 9:49 صبح

توفیق داشتم دقایق آخر بازی پیروزی با استیل آذین را به طور مستقیم از رسانه ملی تماشا کنم. روز بعد، از رادیو پیام رسانه ملی شنیدم که مربی تیم پیروزی هنگام نقش بر زمین شدن دروازه بان استیل آذین گفته بود: "بازی جوانمردانه کافیست،کارتان را بکنید!"
عجب! پس جوانمردانه بازی کردن هم خط قرمزی دارد که آن را مربی تیم تعیین می کند!
چندی بعد باز از همان اخبار رادیو پیام شنیدم که جناب سعیدلو(رییس سازمان تربیت بدنی) در واکنش به این اتفاق، شبیه این عبارت را بر زبان راند:" این اتفاق فقط یک مورد است، فاجعه ای رخ نداده"! (عبارت دقیق و متن کامل تر این فرمایش حکیمانه را هر چه در سایت ها جستجو کردم پیدا نکردم)
با شنیدن فرمایش ایشان یاد اولین موردی افتادم که در سال 1374 و در جریان بازی پیروزی و استقلال در ورزشگاه آزادی مرا برای همیشه از فوتبال و فوتبالیست ها متنفر کرد و با مشاهده موراد فراوان بعدی روز به روز تا به امروز بر نفرت من افزود که در یادداشت تبری برای بتکده فوتبال از قول استاد عباسی واژه sport terrorism را در وصفشان آوردم و امروز با توجه به تخصّصم، واژه cultural hazardous waste را برای آن می آورم.
آری، زباله های خطرناک فرهنگی. آن ها که در هر بازی شان، در هر مصاحبه شان، در هر اظهار فضلشان، در هر حاشیه سازی شان و در هر حرکات و سکناتشان پنجه بر حیثیت فرهنگ و تمدن ایرانی - اسلامی وطنم می افکنند. همانطور که زباله های خطرناک(شامل زباله هایی با خصوصیات قابلیت اشتعال، واکنش پذیری، خورندگی و سمیّت) به معضلی برای محیط زیست تبدیل شده است، در عرصه فرهنگی هم این زباله های خطرناک به مثابه معضلی برای حیات زیست طیّبه هستند؛ منتهی با این تفاوت که آن زباله ها را همه بر خطرناک بودنش واقفند و برای جلوگیری از انتشارشان در محیط زیست چاره اندیشی و تلاش می کنند ولی این زباله ها را نه تنها عده ای خطرناک نمی دانند، بلکه آن را سر دست می گیرند و به داشتن آن افتخار می کنند و سعی در ترویج و فربه تر ساختن آن دارند و روزی هم که بوی تعفّن آن ها به عیان بلند می شود، چند صباحی برای التیام زخم ها خط و نشان می کشند و مقادیری جریمه نقدی به مثابه کندن مو از تن خرس از این پولبالیست ها اخذ می کنند و چندی بعد دوباره این زباله ها رها می شوند و همچنان با بوی گند تعفّنشان، محیط زیست طیّبه جامعه اسلامی را در معرض خطر قرار می دهند.
پس از آن همه وحشی گری ها و فحّاشی ها و بی نزاکتی ها در سال 1373 در ورزشگاه آزادی، حکم کردند که آن دو تیم در شهرهای بزرگ بازی نکنند و بازی بعدی در بندر عباس برگزار شد امّا به زودی این حکم نقض شد و بازیکن های خاطی نیز مورد عفو (و به عبارت بهتر ماست مالی) قرار گرفتند.
به بازیکنی کاپ اخلاق می دهند و آستان قدس رضوی خادم افتخاری اش می کند امّا چندی بعد بوی تعفّنش بلند می شود و خبرنگار شیرازی را مورد ضرب و شتم قرار می دهد، با لگد به صورت تماشاگر اهوازی می زند و ... سپس اندکی پس از اعلام محرومیت یک ساله اش، سرمربی تیم استقلال اهواز می شود!!!
به یک مربی از سوی رییس جمهور اسلامی وقت مدال شجاعت می دهند امّا او در هر مصاحبه اش "أشجع النّاس من غلب هواه" را نقض می کند و بعدها چنان بوی تعفّن کلامش بلند می شود که ممنوع المصاحبه اش می کنند و دوباره جایز المصاحبه می شود و اخیراً هم دیدیم که برای جوانمردانه بازی کردن خط قرمز تعیین می کند!
گرچه قبلاً استاد حسن عباسی بابت قرار گرفتن بخشی از سخنانش در تعریض به این مدال شجاعت در برخی وبلاگ ها، اظهار ناخرسندی کردند ولی اکنون جا دارد تا این سخنان را دوباره و ده باره بشنویم و همچنین سخنان ایشان را راجب sport terrorism دوباره بخوانیم تا بدانیم مسؤولی که وجود این زباله های خطرناک فرهنگی را فاجعه نداند، در گفتمان اصولگرایی و در گفتمان امام(ره) و انقلاب جایی ندارد.
صحنه های زشت دقایق آخر بازی پیروزی با استیل آذین را به یاد بیاورید و سپس گوش کنید و بخوانید:
sport terrorism ، یعنی بشر محکوم به تماشای فوتبال است. محکوم است یک مشت برده مدرن را ملاحضه کنند. قهرمانان فوتبال که نقش مخرب فرهنگی شان از نقش مخرب مواد مخدر بالاتر است.(مارادونا پس از سال ها با هم باشی در حالی که دو تا بچه داشت ازدواج کرد. این ها پیامبر جماعتی اند که عاشق فوتبالند).
مافیای فوتبال خطرش از مافیای مواد مخدر و مافیای سیاسی و اقتصادی بالاتر است ولی کسی وجود ندارد روی این مسائل فکر کند و این یعنی تروریسم ورزشی. این یعنی sport terrorism.
48 فدراسیون ورزشی داریم که هیچکدام ملی و اسلامی نیست. خود تو با 7000 سال سابقه ملی و 1400 سال سابقه اسلامی چه برنامه ای برای پرورش اندام داری؟! این یعنی sport terrorism.
صدها دستگاه نظارتی وجود دارد که از این طرف مبادا سخنان سروش پخش شود و از آن طرف مسعود رجوی حرفش پخش نشود. ولی 24 ساعت فوتبال پخش می شود که ضررش برای فرهنگ و تمدن این ملت به مراتب از ضرر سروش و رجوی بالاتر است. این ها ورزش نمی کنند. این ها قماربازند. برد و باخت تیم برایشان مطرح است.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 88/1/13::: ساعت 6:50 عصر

مدت هاست برخی روشنفکران آگاه که مغلوب و مرعوب مشهورات زمانه نشده اند از بابت مهجوریت ورزش پهلوانی و خطر هنجارشکنی ها و ذبح اخلاق در ورزش های رایج مدرن (به خصوص ورزش مافیایی فوتبال) هشدار داده اند.(مانند اسماعیل شفیعی سروستانی در کتاب های تربیت پهلوانی و داستان ورزش غرب، استاد حسن عباسی در سلسله جلسات کلبه کرامت و ...) ولی فکر می کنم این اولین بار باشد که به صورت خیلی علنی و صریح در سریال دو هزار چهره، چهره کریه و زشت شجره خبیثه فوتبال توسط مهران مدیری در قالب طنز برای عموم مردم به نمایش در می آید که این کاری در خور تقدیر و قابل تحسین است.
رجال سیاسی ما (از جمله رییس جمهور) و دستگاه های دولتی و برنامه ریزی کشور به جای حمایت ها و تشویق های افراطی خود درباره فوتبال، باید از ظرفیت های امثال مهران مدیری و سایر هنرمندان با استعداد برای افشای زشتی های فوتبال و شکستن بت این مافیای کثیف مدد بگیرند و آن ها را در این مسیر پرخطر مورد تشویق و حمایت قرار دهند.

رییس جمهور اصولگرای ما با این همه مشغله کاری و دغدغه خدمت رسانی که دارد با حضور در استادیوم آزادی و اظهار نظرات و تشکیل جلسات پس از آن چه چیزی را می خواهد ثابت کند؟!
آیا این قبیل اقدامات و مانورها از سوی شخصیت های برجسته نظام جز به فربه تر شدن این مافیا و دامن زدن به هیجانات کاذب آن می انجامد؟

من گرچه شاید همخوانی فکری چندانی با آقای مدیری نداشته باشم و گرچه شاید کار ایشان در جهاتی از نظر فنّی ضعیف باشد ولی اگر جای آقای احمدی نژاد بودم جایزه ای را که برای برد تیم ملی ایران در مقابل عربستان در نظر گرفته بودم، به مهران مدیری و تیمش به خاطر جرأت و جسارت در افشای ماهیت پلید این ورزش قاتل اخلاق و مافیایی می دادم تا سایر هنرمندان و هر قشر دیگری هم که به نوعی در جهت دادن به افکار عمومی نقش دارد تشویق به ورود در این گود خطیر و کنکاش از زوایای گوناگون شوند.
 این روزها گوش دادن و خواندن اخبار و رویدادهای ورزشی(یا بهتره بگم رویدادهای
فوتبالی تا به ورزش اهانت نشه) به شدت ملال آور و زجرآور شده: هر روز خشونت، عصبانیت، حرص و جوش سر هیچ و پوچ، عربده کشی، ضرب و شتم خبرنگاران و حتی هتاکی و فحاشی نسبت به یک نوجوان توپ جمع کن که در مصاحبه با خبرنگار معلوم بود چقدر به
خاطر فحشی که خورده شخصیتش خورد شده که ضربه توپ در برابرش هیچه.
نمی دونم ورزش
برای سلامتی و شادابیه یا برای پاشیدن بذر حرص و حسد و بغض و کینه و نفرت و تفرقه و دشمنی و قساوت قلب در جامعه؟

نمی دانم چرا با این همه هنجارشکنی ها و فحاشی ها و هتاکی ها هیچ فوتبالیستی ممنوع التّصویر نمی شود اما اگر متفکری از سر دلسوزی و دردمندی حرفی زد که به تریج قبای مسؤولی برخورد گویا الی الابد ممنوع التّصویر می شود و علی رغم اینکه طرف مدت ها کارشناس برتر و پربیننده در برنامه های سیما بوده حتی پس از تبرئه از سوی دادگاه نظامی همچنان باید آحاد مردم و به خصوص جوانان تشنه معرفت از استماع و آگاهی از نظرات ایشان از طریق رسانه های عمومی محروم باشند!
این در حالی است که فوتبالیست ها هر حرکت زشت و قبیحی که انجام دهند علی رغم محکومیتشان در مراجع ذیصلاح، همچنان در صدر اخبار ورزشی هستند، مطبوعات همچنان با آن ها مصاحبه می کنند و عکس و سخنان سخیفشان همچنان تیتر روزنامه ها و نشریات و سایت های خبری و ورزشی می شود.!
آیا این ها نشان از حقیقت وجود مافیا و آنچه که گوشه ای از آن را در سریال دوهزار چهره دیدیم،
 ندارد؟
به راستی این ورزش مدرن چه ماهیت پلید و شیطانی دارد که از ورزشکاری که روزی به او کاپ اخلاق داده اند و خادم افتخاری حرم رضوی معرفی اش کرده اند و ... آدم خشن و بی منطق و بی تقوایی می سازد که به راحتی یک خبرنگار شیرازی را مورد ضرب و شتم قرار می دهد، با لگد به صورت تماشاگر اهوازی می زند، بازیکن خودی را هم مورد پرخاشگری قرار می دهد و دست آخر هم به جای اظهار ندامت و عذرخواهی، در مصاحبه با مطبوعات ادعا می کند که مردم به خاطر این قبیل اعمال خشونت آمیز و به دور از منطق جوانمردی و پهلوانی از او تشکر می کنند؟!
و به راستی چه مافیایی در کار است که طرف علی رغم محکومیت از سوی کمیته انضباطی
بلافاصله
پس از اعلام محرومیت یک ساله اش، سرمربی تیم استقلال اهواز می شود و گویا هیچ مرجع و شخصی هم جوابگو و مسؤول رسیدگی به این تخلف آشکار نیست؟!
در پایان توجه شما را به اظهارات چندی قبل یکی از اساتید جلب می کنم که ضمن اشاره به انواع تروریسم، شرحی کوتاه هم بر مفهوم تروریسم ورزشی داشتند:

sport terrorism یعنی بشر محکوم به تماشای فوتبال است. محکوم است یک مشت برده مدرن را ملاحضه کنند. قهرمانان فوتبال که نقش مخرب فرهنگی شان از نقش مخرب مواد مخدر بالاتر است.(مارادونا پس از سال ها با هم باشی در حالی که دو تا بچه داشت ازدواج کرد. این ها پیامبر جماعتی اند که عاشق فوتبالند).
 مافیای فوتبال خطرش از مافیای مواد مخدر و مافیای سیاسی و اقتصادی بالاتر است ولی کسی وجود ندارد روی این مسائل فکر کند و این یعنی تروریسم ورزشی. این یعنی
sport terrorism
.
 48 فدراسیون ورزشی داریم که هیچکدام ملی و اسلامی نیست. خود تو با 7000 سال سابقه ملی و 1400 سال سابقه اسلامی چه برنامه ای برای پرورش اندام داری؟! این یعنی
sport terrorism.
صدها دستگاه نظارتی وجود دارد که از این طرف مبادا سخنان سروش پخش شود و از آن طرف مسعود رجوی حرفش پخش نشود. ولی 24 ساعت فوتبال پخش می شود که ضررش برای فرهنگ و تمدن این ملت به مراتب از ضرر سروش و رجوی بالاتر است. این ها ورزش نمی کنند. این ها قماربازند. برد و باخت تیم برایشان مطرح است.


 
<      1   2   3      
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک