سفارش تبلیغ
صبا
 تعداد کل بازدید : 453381

  بازدید امروز : 226

  بازدید دیروز : 161

تکلیف الهی

 
گفتار حکیمان اگر درست باشد درمان است ، و اگر نادرست بود درد تن و جان . [نهج البلاغه]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: سه شنبه 92/2/31::: ساعت 11:16 عصر

دیشب نزدیکای ساعت 8 شب بود که به منزل رسیدم. شبکه خبر تلویزیون را روشن کردم تا از صبح که از همه جا بی خبر بودم ببینم اوضاع مملکت و دنیا در چه حال است.

بعد از آرم اخبار 20 در تیتراژ خلاصه خبر، اولین خبر تصویری بود از محمد رویانیان؛ طبق معمول با پیراهن سفید، محاسن و تریپ یک حاج آقای تمام عیار مذهبی که به همه مشتاقان با خبر شدن از اوضاع کشور و جهان اعلام کرد: علی دایی، به حول و قوه الهی

وای که چقدر بی صبرانه پس از مدت ها کش و قوس منتظر انتخاب سرمربی برای تیم همچون شیر خفته جناب سردار بودیم.

مبارک باشد إن شاءالله تعالی حاج آقا سردار رویانیان!

یادم افتاد حضرتعالی در جشن نیمه شعبان سال گذشته وعده داده بودید تا سه سال دیگر یک تیم بااخلاق، ارزشی و متدیّن تحویل بدهید. احتمالاً به خاطر همین ملاحظات بود که انتخاب سرمربی از حساسیت ویژه ای برخوردار بود و قدری طول کشید.

معلوم است که یک تیم با آن خصوصیات مورد نظر، یک سرمربی بااخلاق و ارزشی و متدیّن هم می خواهد.

کسی که از فرط اخلاق مداری در مصاحبه هایش، مدتی ممنوع المصاحبه شد !

کسی که از فرط ارزش مداری هنگام بازی با تیم استیل آذین، دستور توقف بازی جوانمردانه را صادر کرد و گفت: "بازی جوانمردانه کافیست،کارتان را بکنید!"

کسی که از فرط تدیّن در شهر دین و اخلاق یعنی لاس وگاس منزل خریده !

بازم بگم! بگم؟!

حالا این فتوکلیپ از سخنان استاد حسن عباسی رو ببینید. مربوط به زمانی میشه که ایشون از دست رییس جمهور وقت نشان درجه یک شجاعت گرفتند.

اتفاقاً یکی از روزهای همین هفته بود که داشتم بعد از ظهر ضمن کار کردن، سخنرانی یکی از جلسات استاد حسن عباسی را گوش می کردم: "جوان ما باید سرش را بالا بگیرد و ببیند در دوره بعد از انقلاب اسلامی خیانتی بالاتر از این نبود که فوتبال مساله اول جامعه ما شد. این قدر این فوتبال را تبلیغ کردند و تلویزیون حکومت دینی آن را پخش کرد؛ یکی از مواردی که روی پل صراط از روسای صدا و سیما از اولی تا آخری سوال می‌کند و آنها باید پاسخ‌گو باشند این است که دلیل و توجیه‌تان برای این که صبح تا شب فوتبال را دغدغه جامعه ایرانی کنید چه بود؟ 

 حماقت بالاتر از آن، این بود که فوتبال را برای زنان و دختران کشور نیز مساله کردند. در دوره‌ای ده ساله مساله جامعه این شد که چرا زنان نمی‌توانند به استادیوم بروند و نهادهای خارجی قدرت پشت این قضیه ایستادند. یک دوره طولانی این مساله اتفاق افتاد و دولت چشم باز کرد و دید بی ‌سر و صدا ده هزار نفر زن فوتبالیست دارد. 

 لذا یکی از انحرافات و خیانت‌ها بسط فوتبال بوده نه به عنوان این که فوتبال یک ورزش است، بلکه به دلیل این که جامعه‌ای که اسیر فوتبال است جامعه‌ای است که جایی قانقاریای تیمی دارد و نابود شده است..."

 خلاصه ای از جلسه 328 از سلسله جلسات «طرح‌ریزی استراتژیک کلبه کرامت»

دانلود فیلم سخنرانی جلسه 328 از سلسله جلسات «طرح‌ریزی استراتژیک کلبه کرامت»

 یادداشت های مرتبط:

 بحران پرسپولیس، تیم محبوب مردمی! 

 تقدیم به رویانیان و شیر خفته اش+عکس


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 91/12/11::: ساعت 8:55 عصر

چند روز قبل سوار تاکسی بودم که رادیو روشن بود. فکر می کنم شبکه جفنگ(یعنب همان شبکه جوان) بود که طبق معمول مشتی اخبار بی اهمیت از قبیل عطسه و آروغ فوتبالیست ها را با هیجان و آب و تاب فراوان نقل می کرد. از جمله اینکه: شیث رضایی گفته اگر لازم باشد در کوه و بیابان هم توپ می‌زنم چون باید از استعدادهایم استفاده کنم.

عجب! نکند 20 سال پیش بود که این فوتبالیست معزز در ورزشگاه گیلان پس از گل زدن به تیم حریف، از فرط شادی آن حرکت شنیع را مرتکب شد و همه این رفتار زشت و هنجارشکن را محکوم کردند و مسؤولین ذیربط از لزوم برخورد جدی و قاطع سخن راندند و ... حتی دادستانی گیلان هم به اتهام ارتکاب اعمال خلاف عفت عمومی و جریحه دار شدن افکار عمومی علیه او و محمد نصرتی اعلام جرم کرد! و تا به حال نه تنها خبری از احضار و حضورش در دادگاه نشنیدیم بلکه اکنون رسانه ملی با لحن تمجیدآمیز افاضات او را با هیجان نقل می کند!

جهت اطمینان جستجو کردم و مطمئن شدم که 20 سال نگذشته و آن واقعه مربوط به آبان ماه سال گذشته است. همچنین متوجه شدم ایشان افاضات اخیرشان را به عنوان کاپیتان تیم فوتبال شهرداری تبریز بیان کرده!

راستی در عالم سیاست اگر یک عالم، استاد یا فعال فرهنگی و رسانه ای از سر دلسوزی حرفی بزند و انتقادی را مطرح کند که به تریج قبای مسؤولی بربخورد چگونه با او برخورد می شود؟
با میثم نیلی به دلیل انتقاد از علی لاریجانی چگونه برخورد شد؟
با امیرحسین ثابتی، مسؤول سابق سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران به جرم "جاسبی گرا" خواندن تعدادی از نمایندگان مجلس هشتم چگونه برخورد شد؟
شکایت از محمدحسین جعفریان جانباز و شاعر انقلابی به چه دلیل مطرح شد؟
برای محمد حسن روزی‌طلب فرزند سردار شهید محمدجواد روزی طلب و  فعال رسانه‌‌ای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، به چه جرمی چه حکمی بریده شد؟ +
...

پس چه مافیای در کار است که این فوتبالیست ها هر کثافت کاری که می کنند نه تنها برخورد عبرت آمیزی از سوی دستگاه قضا با آن ها صورت نمی گیرد بلکه پس از یک سال و حتی کمتر از یک سال دوباره در تیم های مطرح کشور دعوت به همکاری می شوند و رسانه ملی هم به مثابه یک الگو و نخبه کشور علاوه بر مطرح کردن آنان باز هم با آن ها گل می گوید و گل می شنود؟! +


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 91/8/4::: ساعت 10:33 صبح

مدتی است شبکه مستند، مجموعه ای را تحت عنوان "تاریخچه شهرآورد" پخش می کند. یک روز در حال تماشای این تاریخچه درخشان بودم که افاضات سردبیر کیهان ورزشی توجه مرا به خود جلب کرد. ایشان می فرمودند(قریب به مضمون): "اصلاً خود این بازی پرسپولیس و استقلال برای کشور ما سرمایه است و ما باید این سرمایه را حفظ کنیم." !

راستش را بخواهید اولین بار که من به اهمیت این سرمایه گرانسنگ پی بردم و آثار و برکات آن را مشاهده کردم، 30 دی ماه سال 1373 بود. در این مسابقه بود که پشت اخلاق ورزشی در فوتبال برای همیشه به خاک که چه عرض کنم، به لجن و پاتلاق سقوط و انحطاط افتاد و از آن زمان، روز به روز بیشتر به قعر این باتلاق فرو می رود.

یا به عبارتی دیگر، از آن روز اخلاق ورزشی در فوتبال مرد و ما از آن زمان تا به حال مشغول تشییع جنازه آن هستیم و حیفمان می آید غسلش دهیم و خاکش کنیم تا برای همیشه ملّت را از بوی گند و تعفّن آزار دهنده اش نجات دهیم.

در این میان اظهارات مدیر عامل باشگاه پرسپولیس(راستی اسم باشگاه پیروزی بود، چه شد همه یادشان رفت نام آن تغییر کرده؟!) در جشن نیمه شعبان جالب توجه است. ایشان وعده دادند تا سه سال دیگر یک تیم با اخلاق، ارزشی و متدیّن تحویل جامعه دهند. ببینیم و تعریف کنیم. بنابراین نیمه شعبان سال 1394 همه منتظریم آثار و برکات مدیریت ایشان را بر این تیم ببینیم.

و اما سرمایه. این دو کلیپ کوتاه را ببینید و خودتان قضاوت کنید کدام سرمایه است. صحنه های کتک کاری فوتبالیست ها با داوران، حریفان مقابل، تماشاچیان و خبرنگاران، فحاشی تماشاگران و آسیب رساندن به وسائل نقلیه عمومی و صندلی های ورزشگاه پس از هر بازی، بی احترامی و توهین و متلک پرانی بزرگان فوتبال در مصاحبه ها و گفتگوها آن هم در رسانه ملی، خالی کردن شعور و آبیاری کردن چمن کنار مستطیل سبز و هزاران صحنه سرمایه سوز دیگر برای فرهنگ و تمدّن این کشور که همه آن ها در این کلیپ کوتاه نیامده: کلیپ وحشی گری در فوتبال

و یا صحنه های حضور هوشمندانه مردم با بصیرت در تجمّعات ملی و مذهبی و استقبال از رهبر فرزانه شان که باعث خنثی شدن نقشه های شوم دشمنان و دفع شرّ آن ها و تحکیم وحدت ملی و انسجام اسلامی می شود. صحنه های پرشور، حماسی، اشک های شوق به دور از ریا و تملّق که به قول مقام معظم رهبری در شمار نادرترین و زیباترین پدیده ها در باب پیوند میان مردم و مسؤولان است. پدیده هایی که اگر فقط یک بار برای یکی از سران کشورهای اروپایی و آمریکایی اتفاق بیفتد، تا سال ها روی آن مانور می دهند و درباره اش فیلم ها می سازند: کلیپ سر منزل عشق


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: شنبه 91/7/15::: ساعت 3:40 عصر

شهردار تهران چندی قبل گفته بود که ما فقط متولی جاده و آسفالت مردم نیستیم بلکه متولی تربیت مردم نیز هستیم؛ و وقتی می بینیم علی رغم دهه 70 که شهرداری تهران در صدد محو نام و یاد شهدا از سطح شهر بود، بنرهایی با تصاویر زیبای سرداران شهید در سرتاسر شهر برافراشته می شود باور می کنیم که واقعاً شهردار تهران دغدغه ترویج ارزش ها و ارائه الگوهای تربیتی به جوانان شهر را دارد.

اما طبق معمول هر وقت می خواهم به آقای قالیباف و اقداماتش خوشبین و امیدوار شوم بلافاصله ضدحال می خورم.

چقدر خوشحال شدم وقتی دیدم شهرداری تهران بنرهایی از تصویر شهید همت را در برخی نقاط شهر نصب کرده است با این جمله از وصیت نامه آن سردار شهید که " ... به جوانان بگویید بپاخیزید، اسلام را و خود را دریابید"؛ اما خوشحالی ام دیری نپایید وقتی با خبر شدم شهرداری منطقه 21 تهران قصد دارد مجسمه یکی از پولبالیست های میلیاردر را تحت عنوان اسطوره فوتبال در یکی از ورزشگاه های در دست احداث در غرب تهران(وردآور) نصب کند! +

عجب ابتکار جالبی و عجب سوژه مناسبی! خودتان را مسخره کرده اید یا مردمی را که مدعی تربیت آن ها هستید؟!

جوان به پاخواسته ای که اسلام را و خود را دریافته کجا آدم های بی اخلاق مغلوب هوای نفس و برده تعلّقات دنیا را اسطوره خوی می پندارد؟!

به این رنگین نامه تبلیغاتی نگاه کنید و از روی شهید همّت خجالت بکشید:

صفحه ای از یک رنگین نامه تبلیغاتی در وصف یک فوتبالیست

نوشته از خصوصیت این بازیکن خونسردی و آرامش است! و لابد منظورش آن هنگامی است که در اعتراض به اخراج هم تیمی خود در مسابقات جام دانهیل ویتنام با مشت به سینه داور ژاپنی می زند و یا آن هنگام که در بازی با پرتغال(جام جهانی 2006) در اعتراض به تعویض خود، لگدش را نثار ساک پزشک تیم می کند! و یا ...

از محسنات دیگرش - که تیتر برجسته این رنگین نامه شده- این است که "او عاشق BMW است" و نمی تواند از اتومبیل BMW دل بکند و تنها یک سال که عضو باشگاه بایرمونیخ بوده به دلیل قرارداد این باشگاه با کمپانی audi مجبور بوده به جای BMW، audi سوار شود!

"أشجع النّاس من غلب هواه" کجا دغدغه مدعیان تربیت مردم و جوانان است که اینچنین قصد اسطوره سازی از یک روزه خوار ماه مبارک رمضان را دارند؟!

آیا به ذهن علیل یکی از این متولیان تربیت و مدعیان فرهنگ سازی خطور کرده که جهت تکریم شعائر دینی در برابر بی هنران لامذهبی که در داخل و خارج کشور با نامحرم دست می دهند و دیده بوسی می کنند، تندیسی از قهرمان پاراالمپیک، مهرداد کرم زاده بسازند و یا نشان ویژه ای به او بدهند که در سرزمین کفر حاضر نشد هنگام دریافت مدال طلا با عروس ملکه انگلیس دست بدهد؟!

مطمئن باشید اگر شونصد مجسمه هم از این به اصطلاح اسطوره فوتبالی در سرتاسر شهر بکارید، امکان ندارد 40-30 سال بعد مرگش همچون مرحوم تختی کسی دسته گل نثارش کند و برایش مراسم یادبود بگیرد مگر اینکه همچون اسطوره های واقعی بپاخیزد، اسلام را و خود را دریابد.

--------------------------------------------
یاددشت مرتبط: بیماری روانی شهید همت!

این یادداشت تحت عنوان "او عاشق BMW است!" به فهرست نوشته های برگزیده در مجله پارسی نامه افزوده شده است.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 91/5/20::: ساعت 7:32 عصر

آنهایی که تا سخن از لبنان و فلسطین به میان می آید فوری یاد فقرا و بیچارگان می افتد، کجایند تا با دیدن این قراردادهای چندصدمیلیونی و میلیاردی مشتی پولبالیست بی اخلاق بی خاصیت لب به اعتراض بگشایند که با این هزینه ها چه معضلاتی را می توان از جامعه و کشور ریشه کن کرد؟!
چگونه با این هزینه های هنگفت می توان بساط کپرنشینی و مدارس دوشیفته را جمع کرد؟!
با چه نسبتی از این هزینه ها می توان مدارس را به سیستم گرمایشی ایمن مجهز کرد و بساط بخاری های ناایمن قدیمی را برچید؟!

چه تعداد بچه یتیم را می توان تا رسیدن به سن بلوغ و خودکفایی کفالت کرد؟!
چه تعداد اشتغال می توان ایجاد کرد؟!

برای چه تعداد زوج بی بضاعت می توان تسهیلات مسکن و جهیزیه فراهم کرد؟!
... کجایند محاسبه گرانی که شتافتن به یاری مظلومان را حتی با صرف هزینه اندک حضور در راهپیمایی و فریاد علیه ظالمان برنمی تابند و از شنیدن اخبار حمایت نظام از آنان دچار ملال می شوند و ژست دلسوزی برای فقرا و محرومان را می گیرند اما در فصل نقل و انتقالات تیم های فوتبال مشتاقانه اخبار مربوط به وضعیت این میلیاردرهای سوداگر پورشه و BMW سوار پرادعا را دنبال می کنند و 90 دقیقه پای بازی آنان و nدقیقه پای بحث کارشناسی پس از مسابقات فوتبال میخکوب می شوند؟!
آیا ندیدند که مجموع مدال آوران المپیک چگونه بی ادعا و متواضعانه با صرف هزینه هایی به مراتب کمتر از یک  فوتبالیست درجه چندم برای کشور افتخار آفریدند؟!
آیا وقت آن نرسیده که کلیه تشکل ها و جناح های کشور با سلائق گوناگون علیه این افیون خطرناک و فرهنگ سوز فوتبال قیام و اقدام کنند؟!

نامه انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های تهران به وزیر ورزش و جوانان:
تاسف بار است، حق الزحمه یک فوتبالیست درجه چندم از هزینه مدال آوران المپیکی بیشتر شود

ورزش‌های میلیاردی کجا هستند؟ صعود خیره‌کننده ایران در المپیک لندن، وقتی ایران بیدار بود

کهکشان فوتبال دروغین بود؛کهکشان یعنی مردان المپیک

فوتبالیست های میلیاردی شرمنده قهرمانان طلایی

المپیک لندن افکارعمومی را از خواب بیدار کرد؛ستاره‌های میلیاردی فوتبال دیگر محبوبیت ندارند!
-------------------
این یادداشت
به فهرست نوشته های برگزیده در مجله پارسی نامه و پیوندهای عمّارنامه افزوده شده است.
لینک یادداشت در پایگاه افسران جوان جنگ نرم


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: سه شنبه 91/5/3::: ساعت 2:59 عصر

بنا به گزارش خبر آنلاین اعضاء تیم ملی والیبال پس از پیروزی در برابر تیم ژاپن هوس مک دونالد به سرشان می زند و برای اینکه دلی از عزا(یعنی غذای یکنواخت هتل که مبتنی بر رژیم غذایی ورزشی است) در بیاورند سفارش مک دونالد می دهند.

این در حالی است که این تیم برای راه یابی به المپیک، بازی های حسّاس دیگری در برابر تیم های قدرتمندی همچون استرالیا و ... را در پیش رو داشتند.

از مسائل سیاسی بگذریم که با نماد فرهنگ آمریکا نمی توان افتخار ملی برای جمهوری اسلامی رقم زد.

از مسائل اعتقادی بگذریم که فرایند پروار و پرچرب کردن گوشت حیوانات در دامپروری های مک دونالد با چنان قساوت قلبی صورت می گیرد که مصرف چنین محصولاتی قطعاً موجب سلب توفیق و امداد الهی می شود.

نکته اینجاست که اعضاء تیم والیبال حتی به نیّت و انگیزه حفظ و ارتقاء نام خودشان و میهنشان هم نتوانستند بر نفس خود فائق آیند و مصرف مک دونالد را چند صباحی دیگر به تعویق بیاندازند و پس از آخرین بازی، برنامه غذایی خود را تغییر دهند و دلی از اعضا در بیاورند.

پس جایگاه أشجع النّاس من غلب هواه در قهرمان پروری نزد مسؤولین ورزشی نظام جمهوری اسلامی کجاست؟

چگونه افراد ضعیف النفسی را که حتی هنگام مسابقات حسّاس و مهم حاضر نیستند ساده ترین اصول تغذیه ورزشی(1) را رعایت کنند، قهرمان ملّی می نامید؟

برای تربیت پهلوانی بیش از آنکه نیاز به سخنرانی(2) و کتاب(3) باشد، نیاز به معرفی و برجسته کردن الگوها داریم. الگویی همچون محسن محمدسیفی که به محض پیروزی منجر به دریافت مدال طلا در مسابقات آسیایی ووشوی گوآنگ جو، بیش از آنکه به فکر فیگور گرفتن در برابر دوربین ها باشد از همان ابتدا سجده شکر به جای می آورد و تا آخرین لحظه ای که روی سکو مدال دریافت می کند مرتب دستانش را سمت آسمان می برد و اشک می ریزد.

این همه که از عطسه و آروغ فوتبالیبست ها خبر و گزارش و تحلیل و مصاحبه در رسانه ملی و ده ها سایت و جریده ورزشی می بینیم، آیا تفسیر و تحلیلی از این سلوک عارفانه در ورزش و اخلاق پیروزی دیدید و خواندید و شنیدید؟ اندک تفسیرها همه بیانگر "اشک شوق" بود و نه "اشک شکر" و راز و نیاز با خدا. بعضی ها هم این اشک های قیمتی را چنان بی قدر و ارزش و مسخره تفسیر کردند که آن را اشک برای مظلومیت ووشوی ایران نامیدند!

فقط کافی است انگشت شیث رضایی را جستجو کنید تا انبوهی از تصاویر و فیلم و کلیپ های آن صحنه شنیع را مشاهده کنید اما هرچه جستجو کردم نتوانستم حتی تصاویری واضح و مناسب از آن صحنه های زیبای پس از پیروزی محمدسیفی را پیدا کنم.

اخلاق پیروزی یعنی اینکه پیروزی را هم مانند شکست، یک ابتلاء و امتحان الهی ببینیم و از غرور و نخوت بپرهیزیم و شکر خدا را فراموش نکنیم.

أشجع النّاس یعنی درک حضور حق و رعایت ادب در محضر خدا. یعنی مرعوب جو بیرونی و مغلوب نفس درون نشدن.

در خبرها آمده بود که تیم ملی والیبال تنها با اختلاف یک امتیاز از راه یابی به المپیک باز ماند؛ امّا آن یک امتیاز از دست رفته غلبه بر خواهش نفس  در برابر مک دونالد است که آنان را از پیروزی در امتحان الهی محروم کرد.

پی نوشت ها:

1.      دکتر سید علی کشاورز، استاد و مدیر گروه تغذیه و بیوشیمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقاله ای در شماره 120 ماهنامه دنیای تغذیه( اردیبشهت ماه 1391) با عنوان "پیش از ورزش، چه غذایی؟ چه مقدار؟ " در پاسخ به این سؤال که "خوردن چه نوع مواد غذایی قبل از مسابقات ورزشی مناسب می باشد؟" توصیه می کند: سعی کنید در روز مسابقه و یا روزهای نزدیک به مسابقه، از مواد غذایی جدید استفاده نکنید ... از مصرف مواد غذایی حاوی چربی زیاد، شور و بسیار شیرین اجتناب کنید ...

2.      نظیر سخنرانی استاد رحیم پورازغدی با موضوع: "حکمت خوانی ورزش عیّاران و ورزش زرد" در دومین دوره آموزشی بصیرت و منش پهلوانی- در جمع مربیان رشته های ورزرشی از سراسر کشور - مهر ماه 1390

3.      نظیر کتاب های "تربیت پهلوانی" و "داستان ورزش غرب"- استاد شفیعی سروستانی


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 90/9/25::: ساعت 9:43 عصر

تقدیم به رویانیان که می خواهد شیر خفته اش را بیدار کند.

تقدیم به رویانیان که به جای استفتاء درباره حکم شرعی ارتکاب اعمال منافی عفت در انظار عمومی، درباره غیرشرعی بودن انتشار تصاویر غیراخلاقی استفتاء می کند.

حالا تصویری را به ایشان تقدیم می کنم که نه تنها انتشارش خلاف شرع نیست بلکه تلاش در جهت احیای محتویات آن برای یک مدیر ورزشی واجب عینی است.

گرچه بعید می دانم بتوان برای این بردگان مدرن و قمارباز، سلامت روح و جسم را مهمتر از برد و باخت تیم جلوه داد.  آیا برای آن کاپیتان روزه خواری که عشقش BMWاش است، جملات این تص
ویر قابل درک و فهم است؟
پس از ماجرای عمل شنیع آن دو بازیکن، برای شرکت در یک همایش علمی به شهر یزد رفته بودم که در سالن ناهارخوری، جملات این بنر توجه مرا به خود جلب کرد:

سخنان امام خمینی(ره) درباره ورزشکاران

جناب سردار! این شیر خفته و اصولاً فوتبال ساخته و پرداخته استعمارگران، مبتلا به بیماری هاری اخلاقی است.
بیا برایت از سعدی(علیه الرّحمه) استفتاء کنم تا برای تو بگوید این هار بی اخلاق
را به حال خودش بگذار که خوابش بهتر از بیداری است:
یکی از  ملوک بی انصاف، پارسایی را پرسید: از عبادت‌ها کدام فاضل‌تر؟
گفت: تو را خواب نیمروز، تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.

ظـــالمی را خفتــــه دیــدم نیمــه روز             گفتم این فتنه است، خوابش برده به
و آن که خوابش بهتر از بیداری است            آن چنـــان بـــد زنــــدگــانی مـــرده بــه

 چه ظلمی بالاتر از به لجن کشیدن اخلاق در ورزش کشوری که اسوه هایی چون پوریای ولی و جهان پهلوان تختی و ... را در فرهنگ و تمدن ملّی و اسلامی خود دارد؟

یادداشت مرتبط: بحران پرسپولیس، تیم محبوب مردمی!

لینک همین یادداشت در جام نیوز


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 90/8/16::: ساعت 8:24 صبح

چندی قبل از حرکات زننده و غیراخلاقی اخیر برخی بازیکنان پرسپولیس، به صورت اتفاقی در تلویزیون یک گفتگوی ورزشی را دیدم که در ابتدای آن، مجری می پرسید:" چرا پرسپولیس، این تیم محبوب مردمی دچار بحران شده؟"اعصابم خرد شد و کانال تلویزیون رو عوض کردم.

بحران تو هستی که با وجود این همه حوادث تلخ و بی آبرویی برای نظام و کشور از طریق فوتبال، هنوز به ماهیت این ورزش کثیف استعماری پی نبردی.

بحران تو هستی و امثال تو که با وجود این همه رفتارهای زشت و زننده باز هم از این افراد در رسانه ملّی چهره سازی و الگوسازی می کنید و دغدغه های حقیر این پولبالیست ها را دغدغه همه مردم ایران تلقی می کنید!

مگر این ها اولین بارشان است که مرتکب اعمال زشت و غیر اخلاقی می شوند؟ اردیبهشت همین امسال در یک نشریه دانشجویی یادداشتی درباره محسّنات یکی از همین فوتبالیست ها و با انتقاد از صدا و سیما دیدم که اشاره کرده بود این بازیکن در امارات در جواب اعتراض یک زن ایرانی به نوع بازی اش، او را مورد عنایت(فحش) قرار می دهد و این هتّاکی و گریه آن زن موجب تمسخر اماراتی ها می شود و باز هم صدا و سیما شیث نوازی می کند.

بحران آنجاست که باز هم پس از این حرکات زننده اعلام می شود تا اطلاع ثانوی از حضور در میادین ورزشی منع شده اند! تا اطلاع ثانوی؟! مگر قرار است باز هم بعدها شاهد حضور این حضرات باشیم؟ مدعی العموم کجاست؟ چرا کسی به خاطر اعمال منافی عفّت این ها را بازداشت، محاکمه و مجازات نمی کند؟(البته با خبر شدیم که دادستانی رشت اعلام جرم کرده؛ امیدوارم ممنوع الخروج شده باشند تا نروند امارات به ریش دادستان و ملّت ایران بخندند)

چرا بازداشت شوند؟ این امثال میثم نیلی ها هستند که باید به خاطر انتقاد از امثال لاریجانی ها بازداشت شوند تا مبادا حضرات از صندلی قدرت به زیر کشیده شوند؛ ولی حضرات فوتبالیست را برخی حضرات سیاسیون نیاز دارند که با آن ها عکس یادگاری بیاندازند و رأی بیاورند و نردبان قدرتشان باشند. یاد تبلیغات جناب آقای قالیباف در انتخابات سال 1384 افتادم. بنرهایی بزرگ با عکس رنگی تماشاچیان فوتبال که صورتشان را بزک کرده بودند و زیر بنر نوشته بود:"زندگی خوب، برازنده ایرانی"

جناب آقای قالیباف اصولگرا نما! برازنده ایرانی این فوتبالیست ها هستند یا نوجوانان ابلهی که برای این آدم های حقیر سوت و کف می زنند؟ من همان سال گفتم که آقای قالیباف را اصولگرا نمی دانم. کسی که بخواهد با این نردبان و با تمسّک به شجره خبیثه فوتبال به قدرت برسد اصولگرا نیست. طبیعی است کسی که چنین مستمسک خبیثی را ابزار رسیدن به قدرت قرار داده، موضع گیری ضعیفی در جریان فتنه 88 داشته باشد.

هنوز حکمی صادر نشده نامه معذرت خواهی بازیکن را منتشر می کنند(یا احتمالاً از او می خواهند نامه عذرخواهی بنویسد) تا پیشاپیش و کما فی السّابق زمینه برای ماست مالی احکام فراهم شود! اگر یک مدیر فوتبالی یک جو غیرت و شرف داشت اعلام می کرد مطمئن باشید تا وقتی من هستم اجازه نمی دهم این دو نفر وارد میادین ورزشی شوند. به قول یکی از اساتید(که سعادت داشتم در سفری به صورت اتفاقی ایشان را زیارت کنم و شاید راضی نباشند نامشان را اینجا بیاورم): اگر یک جو غیرت داشتند که مدیر فوتبالی نمی شدند و اصولاً انسان حکیم سراغ فوتبال نمی رود.

در فکر این سخنان استاد بودم که هنگام بازگشت از سفر در یک مجلّه به داستان یک حکیم برخوردم: نادانی رو به خردمندی کرد و گفت فلان شخص، ثروتمندترین مرد شهر است. باید از او آموخت و گرامیش داشت.
خردمند خندید و گفت فلانی کیسه اش را از پول انباشته آنگاه تو اینجا با جیب خالی بر او می بالی و از من می خواهی همچون تو باشم ؟! ... از گردش روزگار مرد ثروتمند در کام دزدان افتاد و آنچه داشت از کف بداد و دزدان کامروا شدند. چون چندی گذشت همان نادان رو به خردمند کرد و گفت فلان دزد بسیار قدرتمند است باید همچون او شکست ناپذیر بود. و خردمند باز بر او خندید و فردای حرف نادان دزد به چنگال سربازان فرمانروا اسیر شده، برهنه اش نموده و در میدان شهر شلاقش می زدند که خردمند دید نادان با شگفتی این ماجرا را می بیند. دست بر شانه اش گذاشت و گفت عجب قهرمان هایی داری، هر یک چه زود سرنگون می شوند و نادان گفت قهرمان های تو هم به خواری می افتند. خردمند خندید و گفت قهرمانان من در ظرف اندیشه تو جای نمی گیرند، همین جا بمان و شلاق خوردن آن که گرامیش می داشتی را ببین، و با خنده از او دور شد.
قهرمان های آدمهای کوچک، همانند آنها زود گذرند. 

نمی دانم چند قهرمان فوتبال باید در ورطه بی اخلاقی سرنگون شوند تا بعضی ها درس عبرت بگیرند؟!

لینک یادداشت در خبرنامه دانشجویان ایران: در باب ماست مالی بحران پرسپولیس!

یادداشت های مرتبط:
عمّار را چه به میدان فوتبال؟!
فوتبال و آشغال های خطرناک فرهنگی
تبری برای بتکده فوتبال


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: چهارشنبه 90/5/19::: ساعت 4:52 عصر

قبل از وارد شدن به اصل ماجرا، این جملات شهید آوینی را با دقت بخوانید:«بگذار آمریکا با مانورهای ستاره دریایی و جنگ ستاره ها خوش باشد؛ دریا دل مطمئن این بچه هاست و ستاره ها نور از ایمان این بچه مسجدی ها می گیرند ... آن ها آرتیست های دروغین سینما، هرکول و سامسون و یا جیمزباند و سوپرمن نیستند ... و قدرتشان نه در موهای بلند و بازوهای کلفت است و نه در بال های آهنین و پاهای الکترونیکی؛ در ایمان است.»(گنجینه آسمانی- صفحات 19 و 192)

اما حالا می خواهیم برویم مسجد نماز بخوانیم می بینیم بر در و دیوار بخش هایی از ساختمان مسجد - که به کافی نت و فروشگاه CD و آرایشگاه و ... اجاره داده اند - تصاویر آنگلوساکسون ها را نصب کرده اند که با نمایش موهای بلند و بازوهای کلفت و سینه های برجسته و بال های آهنین و پاهای الکترونیکی شان چنان قدرت پوشالی شان را به رخ تو می کشانند که تو بچه مسجدی فراموش می کنی قدرت واقعی در ایمان است.

و تو برای اینکه در مقابل آن ها کم نیاوری سراغ ورزش وارداتی پرورش اندام می روی و برای عقب نماندن از آن انگلوساکسون های هرکول اصلاً هم سعی نمی کنی این به اصلاح ورزش را بر فرهنگ خودی منطبق کنی و چه بسا اگر چنین کنی اصلاً لزومی به ترویج آن نمی بینی. چرا که ورزش اصیل بدنسازی ما در زورخانه هایی بود که ابتدای ورود به آن به سقف کوتاهی برمیخوردی و مجبور بودی سرت را خم کنی تا بتوانی وارد شوی. بنابراین اولین درسی که قبل از شروع به ورزش می آموختی تواضع و فروتنی بود؛ و پس از ورود که سرت را بالا می گرفتی چشمت به کلماتی از ذکر حق و اشعار حکیمانه برمی خورد(از جمله این شعر: افتادگی آموز اگر طالب فیضی/ هرگز نخورد آب زمینی که بلند است). سپس هنگام ورزش مشغول ذکر حق می شدی و با آرامش و وقار خاصی به اذکار و اشعار در بردارنده مضامین اخلاقی و عرفانی و پندآموز و مناقب مولا علی (علیه السّلام) از سوی مرشدت گوش می سپردی و بدین ترتیب به صورت ناخودآگاه می آموختی که چگونه روحیه جوانمردی را در خودت پروش دهی و بدانی که ورزش تنها یک وسیله است و هدف از تربیت اندام به کارگیری قوت جسم و نیروی بازو در خدمت آرمان های انسانی و اسلامی و یاری رساندن به مردم است که به قول شهید آوینی اگر این بدن ها نردبانی به سوی آسمان نباشد از آن ها جز کرم های فربه و تن پرور بر نمی آید.

اما حالا وقتی وارد باشگاه بدنسازی می شوی قبل از ورود، به تصویر یک انسان انگلوساکسون بی حیا بر می خوری که با اندامی برهنه و یک ذره پارچه به نام شورت و با عجب و تکبر خاصی در چهره برایت فیگور گرفته و بدین ترتیب تو اولین درسی که قبل از ورزش به صورت ناخودآگاه می آموزی، عجب و تکبر و بی حیایی است و هنگام ورزش نیز مرتب تصاویر این انسان های پرنخوت و بی حیا در مقابت رژه می رود و تو مجبور به استماع یک آهنگ تند غربی می شوی تا مبادا لحظه ای خودت را در محضر حق تعالی ببینی و با خودت خلوت و تفکر کنی که هدفت از وزنه زدن چیست و نتوانی لحظه ای حتی در دلت به ذکر حق مشغول شوی. سپس با غفلت از ذکر حق در مقابل آیینه مرتب مشغول ارزیابی اندامت و مقایسه آن با تصاویر مقابلت می شوی و وقتی می بینی هرچه تلاش می کنی اندامت به اندازه اندام صاحبان آن تصاویر برجسته نمی شود، برای خاموش کردن آتش این حسرت به دنبال راه های میان بر می گردی و به ناچار و برخلاف روش پهلوانان سنّتی- که همواره از طبیعی ترین ابزار ها و طعام‌ها برای توانمندی جسم استفاده می کردند - به مصرف انواع زهرمارها(تحت عناوین مواد نیروزا و حجیم کنند عضلات نظیر کراتین و داروهای استروئیدی و ...) روی می آوری و هرچه هم متخصصان درباره تاوان تلخ حاصل از مصرف این بدتر از زهرمارها و انواع عارضه های برگشت ناپذیر آن(از جمله عدم باروری و حتی در مواردی بروز سکته در سنین پایین) هشدار می دهند دیگر گوش تو بدهکار نیست؛ چرا که به صورت ناخودآگاه آموخته ای که هدف از این تلاش تو صرفاً امکان تبرّج و اندام نمایی با برجسته ساختن عضلات و ایجاد جاذبه جنسی و انواع جاذبه های سخیف شهوانی برای جلب نظر دیگران به هر قیمیت و وسیله است تا این اندام تو را در اعمال غضب و شهوت هر چه بهتر یاری کند.

و چون ما برای این به اصطلاح ورزش، در جمهوری اسلامی فدراسیون داریم مجبوریم مو به مو از غربی ها تقلید کنیم؛ یعنی بر خلاف سایر ورزش ها، وقتی افراد برگزیده پرورش اندام پس از مسابقات روی سکو می روند باید همچنان برهنه باشند(برخلاف ورزشی مثل کشتی که افراد برنده برای قرار گرفتن روی سکو در مقابل تماشاچیان پوشش مناسب بر تن می کنند) و با یک ذرّه شورت جلوی تماشاچیان انواع فیگورها(از جمله فیگور باسن!) را بگیرند؛ چرا که هدف از این به اصطلاح ورزش اندام نمایی است.

و وقتی فدراسیون پرورش اندام جمهوری اسلامی بر خلاف فرهنگ اصیل ایرانی- اسلامی اینچنین در جامعه حیازدایی می کند کار به جایی می رسد که یک روحانی و امام جماعت یک مسجد به خود اجازه می دهد داخل مسجد این مراسم بی شرمانه را برگزار کند و بر گردن این آدم های بی حیا مدال بیاویزد و قوطی کراتین به آن ها تقدیم کند!
خودتان را مسخره کرده اید یا امام مهدی(عج) را؟! خوب اسم مسجد را بگذارید مسجد جامع انصارالآرنولد بعد هر هنرنمایی که خواستید بکنید! آیا امام مهدی(عج) اجازه می دهد انصارش برهنه وارد مسجد شوند و با یک شورت آلت نما در مقابل جماعت حاضر در مسجد فیگور بگیرند که تو چنین اجازه ای را صادر کرده ای؟ نشنیده ای و نخوانده ای که امام صادق(علیه السّلام) فرمود: «لادین لمن لا حیاء له»؟!
العماء ورثة الأنبیاء، کدام یک از 124هزار پیغمبر چنین اجازه ای داده اند که عده ای اینچنین بی شرمانه وارد خانه خدا شوند و از جامعه حیازدایی کنند؟!
با 7هزار سال تمدن ایرانی و 1400 سال تمدن اسلامی ما هیچ برنامه ای برای پرورش اندام نداریم؟ حتماً باید حتی داخل مسجد مو به مو از غربی ها تقلید کنیم و مراسم را به این شکل بی شرمانه و تمدن سوز برگزار کنیم؟ لااقل شرط می کردی که شأن مسجد را رعایت کنند و مانند یک آدم باوقار لباس مناسب بر تن کنند.

أللّهم اجعل عواقب أمورنا خیرا


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 90/2/23::: ساعت 7:12 عصر

چندی قبل در یادداشتی به موضوع "فوتبال و آشغال های خطرناک فرهنگی" پرداختم و امروز نیز با مشاهده عزیزانی که با ادعای پرطمطراق دیپلماسی فوتبال می خواستند از این ظرفیت ضدفرهنگی برای یک حرکت فرهنگی(فریاد علیه ظالم و دفاع از مظلوم) استفاده کنند، باز مجبورم به موضوع تهوع آور فوتبال بپردازم و خطاب به این برادران عرض کنم:
شما که خودتان افسر جنگ نرم هستید چطور نمی دانید که با ساز و کار غی نمی توان راه رشد را طی کرد؟! و با ظرفیت و ابزار اغواگری و ضلالت نمی توان مردم را به راه هدایت ارشاد کرد.آمده اید در قالب حمایت و تشویق مشتی آشغال خطرناک فرهنگی می خواهید این ها و هوادارانشان را ترغیب به انجام یک حرکت فرهنگی کنید؟! این ها که عشقشان BMWشان است(1) و آن مسخ شدگانی که عشقشان این بازیگران بازیچه جیفه دنیاست(2) چه می فهمند در بحرین چه می گذرد و اصولاً به آن ها چه ربطی دارد مبارزه با ظالم و حمایت از مظلوم؟! و چه درک و دغدغه ای دارند نسبت به بیداری اسلامی؟! این ها خیلی نسبت به تحوّلات منطقه حساسیت و دغدغه داشته باشند نگران بی ثباتی در کشورهای عربی و بلاتکلیفی قراردادهایشان هستند.

از مسیر سرریز فاضلاب بر بستر جامعه می خواهید رایحه خوش آرمان خواهی را بر مشام مردم برسانید؟! چگونه با ابزار لجن پراکنی می خواهید عطرافشانی کنید؟! اگر مرد این کارزارید، ساز و کاری را در میدان ورزش رقم بزنید که منجر به تولید و انتشار فاضلاب در بستر جامعه نشود و یا لااقل خودتان در قالب کانون فرهنگی بسیج یا مسجد محل و به بهانه پر کردن اوقات فراغت جوانان اینقدر فوتبال را ترویج نکنید!
اگر افسر جنگ نرم هستید و مرد میدان جنبش نرم افزاری، ساز و کار ورزش پهلوانی و اصیل ایرانی-اسلامی را بشناسید و آن را احیا کنید. ورزشی اگر نسل بعدی و فرزندانمان خواستند در قالب آن به حمایت از مظلومین برخیزند برایشان مقدور و میسّر باشد و مجبور نباشند به خاطر اعلام انزجار از ظالمین در میدان ورزش از مشتی برده مسخ شده فحش و کتک بخورند(3)؛ و اگر روزی شما به عنوان یک بسیجی اصولگرا گوشه ای از اداره ورزش این سرزمین را عهده دار شدید، مانند رییس فعلی سازمان تربیت بدنی نباشید که رفتارهای ناجوانمردانه در میادین ورزشی را فاجعه نداند(4)؛ مانند کبک سر را به زیر برف کردن و از زیر بار پذیرش مسؤولیت و چاره اندیشی شانه خالی کردن کار بسیار آسانی است ولی مانند یک پاتولوژیست فرهنگی به مطالعه نجاست های فرهنگی پرداختن و شناسایی عاملین و ناقلین امراض فرهنگی و راه دفع خطر آن ها کار بسیار سختی است و نیاز به همّت و سعی و جهاد خستگی ناپذیر دارد.

ای کاش با آن همه دغدغه ای برای تحوّل در علوم انسانی دارید، در نمایشگاه کتاب سری به غرفه مؤسسه فرهنگی موعود می زدید و دو کتاب "تربیّت پهلوانی" و "داستان ورزش غرب" را تهیه می کردید.

پی نوشت ها:
1- چندی قبل یک مجله تبلیغاتی دیدم که در قسمتی از آن به معرفی برخی بازیکنان سرشناس فوتبال پرداخته بود. در نیم صفحه شرح حال یکی از آن ها با چاپ آرم ماشین BMW اینگونه تیتر زده بود: او عاشق BMW است.
2- نمونه ای از این مسخ شدگان را اینجا ببینید: هواداران مغموم پرسپولیس
3- نمونه ای از گزارش رفتار تماشاگران فهیم تیم های استقلال و پیروزی
4- سعیدلو پس از اتفاقات بازی پیروزی با استیل آذین اعلام کرد: "این اتفاق فقط یک مورد است، فاجعه نیست" جالب اینکه تنها اندکی پس از این ماجرای به اصطلاح نادر(؟!)، حادثه ورزشگاه یادگار امام تبریز رقم خورد.


 
<      1   2   3      >
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک