سفارش تبلیغ
صبا
 تعداد کل بازدید : 453971

  بازدید امروز : 102

  بازدید دیروز : 281

تکلیف الهی

 
آبرویت نریخته ماند تا خواهش آن را بچکاند ، پس بنگر که آن را نزد که مى‏ریزى . [نهج البلاغه]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 87/6/11::: ساعت 6:43 عصر

در ادامه بحثی که در یک گروه اینتر نتی داشتم در پاسخ به یادداشت قبلی، متن زیر را دریافت کردم که همراه با پاسخی که به آن دادم به صورت گزیده و تا حد امکان مختصر در اینجا آورده ام:

... یه سوال ازت دارم به عنوان کسی که طرفدار قدرتی و حرفایی که می زنی تماما در جهت حمایت از جریان راست افراطیه ؛ تو شجاع تری یا اون کسی که انتقاد می کنه از دولت و حکومتی که خفه ترین جو رو تو این چند سال اخیر توی دانشگاهها درست کرده؟ تویی که حتی زمانی که می بینی حکومت اشتباه می کنه ازش دفاع می کنی شجاع تری یا اون کسی که انتقادش سودی جز ضرر براش نداره؟ شجاعت زمانی معنا پیدا می کنه که نمود عملی داشته باشه نه اینکه فقط حرف بزنی و با حرف زدن خودتو رستم دستان نشون بدی.
نه آقای محترم من از امریکا نمی ترسم اما می ترسم از اینکه دو روز دیگه که فارغ التحصیل شدم به جرم ابراز عقیده به مشکل بربخورم و نتونم جایی استخدام بشم. می ترسم از امثال....که خدا رو شکر تو این دانشگاه تعدادشونم کم نیست ،افرادی که کوچکترین نوشته یا حتی کامنت توی یه وبلاگ مجانی اینترنتی رو با آب و تاب زیاده از حد می برن پیش مسئولین که بیا و ببین که فلانی انتقاد کرده و مخالف ماست پس باید اخراج بشه. می ترسم از اینکه نردبان ترفیع آدم فروشا بشم.
از امریکا نمی ترسم؛ می ترسم از اونایی که با حماقت خودشون ممکنه جنگی به پا کنن که آتیشش تو چشای من بره یا یه بدبخت دیگه ای مثل خودم حتی توی خود امریکا.
من از خودم مطمئنم که اگه روزی یکی به ناحق به وطنم حمله کنه با تمام قدرت از کشورم دفاع می کنم چون انقدر وجود دارم که اگه دیدم یکی تو حکومت داره اشتباه می کنه با وجود اختناق موجود انتقاد کنم حتی اگه از طرف یه عده مرتجع متهم به بی دینی بشم، اما شک دارم بدجوری هم شک دارم به مجیزگویان قدرت ، اونایی که یاد گرفتن همیشه طرفدار حکومت باشن و از همین راه به همه چیز رسیدن شک دارم حتی بتونن تو روی دشمن اسلحه به دست نگاه هم بکنن و مطمئنم همشون دنبال سوراخ موش خواهند گشت... می ترسم زیاد هم می ترسم از اینکه زمام کشورم دست چنین آدمایی باشه.
امیدوارم دیگه مجبور نشم تو بحثای سیاسی این گروه شرکت کنم چون می ترسم.

جواب: سلام آقای ...
...

3- من از اینکه طرفدار قدرت برخواسته از خون شهیدان و ایثار رزمندگان و زجر جانبازان و صبر آزادگان و تحمل مادران و ... هستم افتخار می کنم و این موضوع را برای خودم ننگ نمی دانم. چپ و راست را هم به رسمیت نمی شناسم، آنچه که به رسمیت می شناسم آرمان امام(ره) و شهیدان و خط ولایت است. طرفدار جریان راست هم نیستم و از مجلس پنجم به بعد هم به آن ها رأی ندادم. دوم خرداد 76 هم علی رغم بزرگنمایی هایی که از خطر رییس جمهور شدن آقای خاتمی می کردند حاضر نشدم به بهانه شکسته شدن رأی ها و ... به کاندیدای جریان راست رأی بدهم و به آقای ری شهری رأی دادم. در انتخابات مجلس هشتم هم هر چی جریان راستی بود از لیست اصولگرایان جدا کردم و رأی دادم.
4- من کی حتی زمانی که دیدم حکومت اشتباه می کنه ازش دفاع کردم؟ البته اگر واقعاً اشتباهی مرتکب شده باشه و دلیلی ندارد هر آنچه که شما اشتباه می دانید من هم اشتباه بدانم. آیا ما زمان حاکمیت دولتین سازندگی و اصلاحات از اشتباهات آن ها دفاع کردیم؟ ما حتی زمانی که در نماز جمعه شعار می دادند «مخالف هاشمی، دشمن پیغمبر است»، دست از انتقاد و اعتراض برنداشتیم.
5- درباره اختناق موجود و دولت و حکومتی که خفه ترین جو رو درست کرده هم همانطور که در یادداشت قبلی اشاره کردم لطفاً به این لینک مراجعه کنید که قبلاً در وبلاگم جواب ادعایی مشابه شما را داده ام:
این یعنی استبداد، یعنی فاشیسم، یعنی نظام « نه! خطرناکه حسن »
6- ما که اگر ناحق و اشتباهی را مشاهده کردیم، از ترس اخراج شدن و ... سکوت نمی کنیم چونکه معتقدیم مدرکی که به قیمت سکوت در برابر ناحق اخذ کنیم پشیزی ارزش ندارد و هرگز هم حاضر نیستیم به قیمت سکوت در برابر ناحق جایی استخدام شویم چون در این صورت رزق و روزی خود را حلال نمی دانیم.
چونکه امام راحل (ره) به ما آموخت: حق را بگویید هر چند بر شما بشورند.
همچنین آن اسوه موحدان به ما آموخت که موحد واقعی کسی است که غیر از خدا هیچ کس و هیچ عاملی را در این عالم منشأ اثر نداند.

البته انتظار هم نباید داشته باشید دولت و حکومتی که اهداف و آرمان هایی را مد نظر دارد که حاصل جانفشانی های فراوان است بیاید به کسانی پست و مقام دهد که اعتقادی به این آرمان ها ندارد. چرا که ما در سال های پس از جنگ، کم از این ناحیه خسارت ندیدیم و متأسفانه آثار سوء مدیریت چنین افراد غیر معتقد به حکومت دینی نیز به پای حکومت دینی نوشته شده و می شود.
اما من متوجه نشدم که شما چگونه از طرفی می ترسید از اینکه دو روز دیگه که فارغ التحصیل شدید به جرم ابراز عقیده به مشکل بربخورید و نتونید جایی استخدام بشید ... می ترسید از اینکه نردبان ترفیع آدم فروشا بشید و از طرفی ادعا می کنید آنقدر وجود دارید که اگه دیدید یکی تو حکومت داره اشتباه می کنه با وجود اختناق موجود انتقاد کنید؟!
7- یعنی ما اگر از حق خود مبنی بر استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای دفا ع کنیم، روی حرف و اصول و اعتقاداتمان بایستیم و بنا بر وجدان انسانی و بر اساس وصیت مولای متقیان حضرت علی(علیه السلام) یاور مظلوم و دشمن ظالم باشیم، حماقت کردیم و مستکبران عالم حق دارند به ما حمله کنند ؟
خدا در قرآن می فرماید تا شما دست از دینتان برنداردید دشمنان شما دست از سرتان برنمی دارند.
8- و اما یک تناقض دیگر: در ابتدا گفته اید که ما از طرفداران قدرتیم و در انتها
اظهار تردید کرده اید کسانی که طرفدار حکومتند حتی بتونن تو روی دشمن اسلحه به دست نگاه هم بکنن و همشون دنبال سوراخ موش خواهند گشت.
برادر من، اگر چنین بود پس این حکومت چگونه به قدرت رسید و قدرت خودش را حفظ و تثبیت کرد؟!
عزیز من، آن ها که طرفدار این حکومتند امتحان خود را پس دادند و در برابر قدرت های برتر دنیا با آن همه سلاح ها و تجهیزات مدرن و پیشرفته با دست خالی مقاومت کردند و در سخت ترین شرایط پای حرفشان هم ایستادند.
در همان یادداشتی که لینک کردم اشاره کردم برادران من چگونه امتحان خود را پس دادند.
با انواع سلاح های سرد و گرم(تیغ موکت بری و چاقو و اسلحه و نارنجک و ...) به جان بسیجی ها و بچه مسجدی ها و طرفداران نظام اسلامی افتادند ولی باز هم پایگاه های بسیج و مساجد خالی از طرفداران نظام نشد.
در نماز های جمعه بمب گذاری کردند، ائمه جمعه را ترور کردند، تهدید کردند که تظاهر کنندگان 22 بهمن را بمباران هوایی و موشکباران می کنند و باز هم مصلاهای نماز جمعه و تظاهرات ها خالی از جمعیت نشد.
در کردستان سر پاسداران را با موزاییک بریدند، زنده زنده پوست بدنشان را کندند و ... تا مردم وحشت کنند و از طرفداری نظام دست بردارند اما مردم به سوراخ موش نخزیدند و اجازه ندادند کردستان به دست ضد انقلاب بیفتد.
در 8 سال دفاع مقدس هم که طرفداران این حکومت در سخت ترین شرایط چنان پای حرفشان ایستادگی کردند که حیرت جهانیان را برانگیختند.
کجا باید نشان می دادند که می توانند رو در روی دشمن سلاح به دست نگاه بکنند و خم به ابرو نیاورند؟
 کجا باید نشان می دادند که دنبال سوراخ موش نیستند؟
 در شلمچه که در هر لحظه 500 گلوله خمپاره فرود می آمد؟
 در جزیره مجنون که از شدت بمباران به خود می لرزید و فقط به خاطر فرمان امام(ره) مبنی بر لزوم حفظ جزایر حاضر به ترک جزیره نشدند و موقعیت خود را حفظ و تثبیت کردند و جلوی پیشروی و رخنه دشمن را گرفتند؟
آنجا که وقتی عده قلیلی در مقابل تهاجم شدید دشمن قرار می گیرند، حاج احمد اسکندرلو یقه پیراهنش را چاک می دهد و می گوید: مگر این ها بالاتر از جان از ما می خواهند؟  مگر ما چه دریغی از بذل جان داریم که اینجا آمدیم؟ و با این سخنان او نیروها جانی تازه می گیرند و به صف دشمن می زنند و آن ها را تار و مار می کنند.
آنجا که وقتی در بحبوحه درگیری از فرمانده ای که دستش قطع شده بود می خواستند برای درمان به پشت جبهه منتقل شود، دست قطع شده اش را به طرفی پرتاب می کند و فریاد می زند: من برای فرماندهی احتیاجی به دست ندارم، زبان می خواهم که دارم.
آیا صحنه امداد رسانی به جوان بسیجی را که پایش قطع شده بود ندیدی؟ ندیدی عوض اینکه یک آخ بگوید، مرتب می گفت: برادرا ! اینا هیچی نیست. ما در مقابل امام حسین صفریم ... الله اکبر خمینی رهبر
آیا صحنه به اسارت گرفته شدن آزاده قهرمان مرحوم شهسواری را ندیدی که در حالی که اسیر دست بعثی ها بود، با دستان بسته شعار می داد: مرگ بر صدام، ضد اسلام
البته من گرچه به دلیل شرایط سنی و ... متأسفانه توفیق نداشتم از نزدیک شاهد و همراه جانفشانی های برادرانم باشم ولی خوشبختانه از نزدیک شاهد بزدلی همفکران شما بوده ام که حتی به قیمت گذشتن از یک وعده ناهار پلو قیمه شان هم حاضر نشدند پای حرفشان(اعتصاب غذا تا رفع منع حضور دکتر سروش در نشست دفتر تحکیم وحدت در خرم آباد) بایستند.
... جالب اینکه تئوریسین های آن ها هم این موضوع را می دانستند. جناب آقای هدی صابر(از فعالان نهضت آزادی و جریان موسوم به ملی- مذهبی) در سخنرانی آن اجلاس می گفت: ... از کیهان و رسالت و لثارات یاد بگیرید. آن ها گرچه خون می ریزند اما حاضرند پای اعتقادات و آرمان هایشان خون هم بدهند ولی شما خیلی ترسو هستید ...(جالب اینکه این افراد ترسو می خواستند حکومت را هم تغییر بدهند.)
راستی اگر شما سال های دفاع مقدس نبودی و چیزی از جانفشانی های طرفداران این حکومت نمی دانی و نشنیدی و ندیدی، قطعاً سال 1378 را به یاد داری. روز 23 تیر چه کسانی با حضور مردم بی سلاح طرفدار حکومت در میدان انقلاب و دانشگاه تهران به سوراخ موش خزیدند و دیگر هم سر و کله شان پیدا نشد؟
البته من بر خلاف شما نه به خودم مطمئنم که در برابر دشمن مسلح قالب تهی نکنم و نه تردید دارم که شما نتوانید رو در روی دشمن مسلح نگاه کنید و به دنبال سوراخ موش بگردید.
چون نه از مکاید شیطان و نفس خبیث هیچ کس در امان است الّا ما رحم ربّی و نه از مشمول شدن رحمت و هدایت حق برای کسی باید نومید باشیم.
أعاذنا الله من شرور أنفسنا و سیئات أعمالنا


 
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک