سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی وب هاست ایران
 تعداد کل بازدید : 453968

  بازدید امروز : 99

  بازدید دیروز : 281

تکلیف الهی

 
سزاوارترین کس به دوستی، آن است که سودش برای تو و زیانش برای دیگری باشد . [امام علی علیه السلام]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 86/12/23::: ساعت 11:56 عصر

خاطرات 20 سال گذشته و ایام نوجوانی ام را مرور می کردم.
ایام سرنوشت ساز و حوادث تلخ دوران دفاع مقدس
امام (ره) پیام می داد: حسینیان آماده باشید! امروز ایران کربلاست! درنگ امروز فردای اسارت باری را به دنبال خواهد داشت.
بغض گلویم را گرفته بود اما سن و سال و شرایطم اجازه نمی داد.
بر اثر شدت گرفتن بمباران و موشک باران شهرها، مدارس کلیه شهرهای در معرض خطر حملات هوایی تعطیل شد.
حلبچه آزاد شد.
حلبچه بمباران شیمیایی شد و 5000 نفر کشته شدند.
...

مرزبندی حسینیان واقعی و حسینی نمایان شفاف و شفاف تر می شد.
آن ها که از امام حسین(علیه السلام) فقط پلو قیمه خوردن و نذری دادن و ... را می دانستند اگر پول و پله ای داشتند به خارج می رفتند، برخی خدمتگزاران نظام اسلامی اگر از رانت دولتی و مسؤولیتی و ... برخوردار بودند دردانه هایشان را به بهانه تحصیل و ... به خارج می فرستادند و از خطر حفظ می کردند، برخی دیگر هم که قدری مستضعف و بیچاره تر بودند، تعطیلی مدارس فرصت خوبی بود برای فرار و هجوم به سمت شهرهای شمالی.

به «دریا کنار» می رفتند و ترانه «دریا کنار هنوز قشنگه» گوش می کردند.
بله «دریا کنار» هنوز قشنگ بود، ولی به قیمت فداکاری حسینیانی که به قول شهید آوینی به عهد ازلی خود عمل می کردند و حسین را از سر خود بیشتر دوست داشتند.

تلویزیون هر شب ویژه برنامه «از مقاومت تا پیروزی» را پخش می کرد. یک شب مصاحبه تلخی را پخش کرد که شهروندی طلبکارانه می گفت:«این جنگ رو باید یه جوری تمومش کنن دیگه!» مصاحبه کننده پرسید «چجوری تمومش کنند؟» گفت: «نمی دونم جنگ بسه دیگه مردم خسته شدن یه جوری تمومش کنین دیگه» مصاحبه کننده پرسید«اصلاً شما فکر می کنید در حال حاضر در کشور ما جنگ هست یا نه؟» ...

سال پایانی جنگ چه امتحان بدی بود برای بعضی از ما.
خیلی ها کم آورده بودند.

وقتی این خاطرات تلخ را مرور می کنم مرتب یاد حرف استاد اکرمی می افتم که یکی از شهدا در چنین شرایطی به او گفته بود: «حاجی ما براچی موندیم اینجا؟ بیا ول کنیم بریم. بذار دشمن بیاد بالا سر ناموس اینا ببینیم بازم غیرت دارند از ناموسشون دفاع کنند یا نه؟!»
یاد حرف شهید چمران می افتم: «هنگامی که شیپور جنگ نواخته می شود، تشخیص مرد از نامرد آسان می شود. پس ای شیپورچی! بنواز!»

برای بهره بردن بیشتر از این خاطرات تلخ و پایان شیرین آن، یه سری هم به یادداشت جنگ هم بچّه بازی شده  بزنید.



 
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک