سفارش تبلیغ
صبا
 تعداد کل بازدید : 453968

  بازدید امروز : 99

  بازدید دیروز : 281

تکلیف الهی

 
حرص دردانشمند [از بدترین چیزهاست] . [امام حسین علیه السلام]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 86/5/29::: ساعت 7:20 صبح

هفته گذشته متوجه شدم که قرار است به مناسبت سالگرد پیروزی حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه مراسم جشنی در میدان فلسطین تهران برقرار شود، من که صحنه های هیجان انگیز و بانشاط این جشن ها در لبنان را از طریق برنامه های خبری صدا و سیما دیده بودم با ذوق و شوق با یکی از رفقا قرار گذاشتم تا در این مراسم شرکت کنیم ولی متأسفانه آنچه که دیدیم جز بر حسرتمان نیافزود.

راستش اصلاً میل و رغبت نداشتم در این باره یادداشتی بنویسم، می بینید که عکس هم تهیه نکردم ولی وقتی در یکی از خبرها دیدم به مناسبت سالروز این پیروزی غرور انگیز ، در سواحل کانادا چنان تابلوی بزرگ و جذّاب و زیبایی از سیّد حسن نصرالله و برخی مقامات لبنانی نصب کرده اند که از سواحل آمریکا نیز به راحتی قابل رویت است و این موضوع خشم و عصبانیت مقامات آمریکا را برانگیخته است، حسابی حسرت و تأسّف خوردم که یعنی ما در پایتخت ام القرای جهان اسلام عرضه نداریم چنان جشنی به این مناسبت برگزار کنیم که چشم ابرقدرت های ظالم دنیا از شدت عصبانیت و حسادت بترکد و فرزندان معنوی امام خمینی(ره) در آن طرف مرزها به وجد آیند و بیشتراحساس دلگرمی کنند؟

1- اگر بیلبوردهای زیبا و جذّاب نمی توانستند تهیه کنند، لااقل نمی توانستند بیلبوردهای مسابقه عکس آسیب های اجتماعی(اعتیاد، تکدّی گری، بزه کاری و ...) و نمایشگاه ماشین آلات صنایع نسّاجی را موقتاً از پشت جایگاه برگزاری مراسم بردارند و یا حداقل پارچه نوشته یا پرچمی روی آن بکشند؟!!!!

2- اگر نمی توانستند نور و روشنایی لازم را برای فضای محل برگزاری مراسم تأمین کنند، لااقل نمی توانستند با اداره برق هماهنگ کنند که کلیه لامپ های موجود در میدان فلسطین - از جمله لامپ موجود در جایگاه برگزاری مراسم- روشن شود؟!!!!

3- آیا نمی شد با تبلیغات وسیع تر - از جمله در صدا و سیما و یا حداقل در مساجد و پایگاه های سطح شهر - جمعیت بیشتر و چشم گیرتری را در محل برگزاری مراسم شاهد می شدیم ؟!!!!

4- آیا مجری و دکلمه خوان قویتری نداشتیم که شور و حرارتی درخور شأن مراسم جشن این پیروزی باشکوه ایجاد کنند؟!!!

5- آیا سخنران قوی تری نداشتیم که به جای صحبت های کلیشه ای و تکراری، با نطقی گیراتر و جذّاب تر و پر شور و حرارت تر، جمعیت حاضر را به وجد آورد و بر معرفت و آگاهی آنان بیافزاید؟!!!

6- آیا نمی شد به جای گروه های سرود نظامی ارتش و سپاه - که سربازان فاقد انگیزه کافی و با اکراه و اجبار اجرا می کنند- یک گروه سرود قوی تری (مثل برخی گروه های سرود بسیج دانش آموزی و دانشجویی و یا برخی پایگاه های مساجد) را با برنامه ریزی قبلی کنار دست گروه سرود اسراء حزب الله لبنان می گذاشتند و به اتفاق هم و به دو زبان فارسی و عربی، سرودهای مشترکی را اجرا کنند تا بر شکوه و جلال مراسم بیافزایند و همبستگی و هم خونی و اتحاد و انسجام ملت های مسلمان و عزم آنان را برای خرد کردن دندان ها و پنجه های استکبار جهانی نشان دهند؟!!!!

فکر می کنم بیشترین سنگ تمام را همین مهمانان(گروه سرود اسراء حزب الله لبنان ) برای برگزاری این جشن گذاشتند و با وجود اینکه تنها 4 نفر بودند و لب خوانی می کردند ولی از مرشدشان آموخته بودند مهم برایشان ادای تکلیف الهی باشد، نه فراوانی و اندکی جمعیت استقبال کننده و کج سلیقگی میزبانان و ... و اندکی ناراحتی و یأس و نگرانی از بابت وضعیت اسف بار نحوه برگزاری مراسم در چهره نورانی و بشّاش آنان مشاهده نمی شد.

البته برخی برنامه های جالب میزبانان نیز به شرح ذیل بود:

1- توزیع پرچم های کوچک و بزرگ حزب الله لبنان در بین جمعیت

2- بر تن کردن لباس های حاوی آرم حزب الله لبنان و عکس سید حسن نصر الله توسط گردانندگان مراسم

3- توزیع ویژه نامه ای زیبا و پرمحتوا از سوی فرهنگ سرای انقلاب( البته ویژه نامه یاد ماندگار هم از سوی فرهنگ سرای پایداری توزیع شد ولی چنان برگه های آن کاهی و نازک و احتمالاً بازیافتی است که آدم می ترسد دو دفعه که ورق بزند، برگه های آن محو شود!)

4- توزیع سی دی نسیم حیات از سوی مرکز فرهنگی میثاق( البته ما شاهد توزیع آن نبودیم ولی دیدم یک سی دی - که گویا قبلاً توزیع شده بود- روی زمین افتاده و صاحب ندارد که به آن دستبرد زدیم و قسمت ما شد)

5- از همه مهم تر اجرای برنامه نورافشانی زیبا و جذّاب به خصوص هم زمان با اجرای سرود توسط گروه سرود اسراء

با همه این احوال، خلاصه کلام عرض من این است: آیا نمی شد با یک برنامه ریزی قبلی برای برگزاری این جشن، با طرّاحی فضا، نصب پارچه نوشته ها، برگزاری نمایشگاه عکس جانبی، پخش نماهنگ های زیبا، اجرای برنامه های جذّاب و پرمحتوا و ایراد سخنانی به وجد آورنده توده های مؤمن و مسلمان و درهم کوبنده کاخ شیشه ای اهریمنان کاری کنیم که وقتی یک جوان و یا هر رهگذز عادی از آنجا عبور می کرد و از خود می پرسید «آخه جشن و شادی من برای پیروزی حزب الله لبنان چه دخلی به حال من دارد و چه مشکلی از من جوون ایرانی حل می کند؟!» با 5 دقیقه توقف و دیدن و شنیدن، پاسخ سؤال خود را دریابد؟!!!!

امروز که دیگر مانند دوره های قبلی با برخی اعمال محدودیت ها و کارشکنی ها و سنگ اندازی ها از سوی برخی سازمان های دولتی در برگزاری این قبیل برنامه ها مواجه نیستیم، پس دیگر چه بهانه ای برای این بی عرضگی ها داریم؟!!!


 
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک