سفارش تبلیغ
صبا
 تعداد کل بازدید : 507442

  بازدید امروز : 14

  بازدید دیروز : 58

تکلیف الهی

 
با بی رغبتی به آنچه در دست مردم است، با آنان اظهار دوستی کن، تا دوستی شان را به دست آوری . [امام علی علیه السلام]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: چهارشنبه 90/6/9::: ساعت 11:37 عصر

امروز به لطف و مدد رسانه ملّی و ده ها جریده ریز و درشت دیگر همه می دانیم آن فوتبالیستی که از رییس جمهور وقت نشان شجاعت گرفت چگونه در بازی با استیل آذین دستور توقف بازی جوانمردانه را به بازیکنان تیمش صادر کرد تا نشان دهد در منطق او شاخص شجاعت در اسلام(أشجع النّاس من غلب هواه) موضوعیت ندارد اما وقتی در برنامه خنده بازار، مصاحبه های سخیف و بی ادبانه اش مورد تمسخر قرار می گیرد یادش می افتد لزوم رعایت اخلاق و ادب اسلامی را به رسانه ملّی گوشزد کند!

همه می دانیم آن فوتبالیست دیگری که کاپ اخلاق گرفت و خادم افتخاری حرم رضوی شد چگونه خبرنگار شیرازی را مورد ضرب و شتم قرار داد، با لگد به صورت تماشاگر اهوازی زد و ... سپس اندکی پس از اعلام محرومیت یک ساله اش، سرمربی تیم استقلال اهواز شد و باز هم رسانه ملّی جمهوری اسلامی - آن هم در شبکه آموزش!- با او گل گفت و گل شنفت که وقتی 12 ساله بود ناهار چه می خورد و چه می پوشید و ...

... اما هنوز بعد از گذشت 24 سال از ماجرای انتشار نامه های تکان دهنده یک نوجوان 17 ساله در نشریه زن روز مورخ 5 اردیبهشت 1366 و قرائت متن کامل این دو نامه توسط شیخ حسین انصاریان در یکی از منبرهای پرمخاطب ایشان در اواخر ماه مبارک رمضان سال 66، هنوز هیچ نام و نشانی(به جز نام های کوچک امین یا امیر) از این اسوه مبارزه با نفس نداریم .
 تعداد رسانه هایی که طی دو دهه اخیر به انتشار مجدّد این نامه ها پرداختند شاید به زحمت به تعداد انگشتان یک دست برسد(1) و علی رغم اینکه تا اواخر دهه 60 نوار آن سخنرانی با عنوان"مبارزه با نفس" در همه مراکز عرضه محصولات فرهنگی موجود بود، امروز دیگر هیچ کجا خبری و اثری از این محصول فرهنگی نیست. فضای سایبر را هم که جستجو کردم فقط یکی دو جا فایل های این سخنرانی را پیدا کردم که البته هر چه تلاش کردم قابل دانلود یا قابل اجرا نبودند.

با این وصف فکر می کنید از بین متولّدین دهه های 60 و 70 چند نفر ماجرای یوسف 17 ساله انقلاب را شنیده اند و یا خوانده اند؟
هرچند حضرت یوسف(علیه السّلام) در خانواده نبوّت تربیت شده بود و فتنه زلیخا هم فقط یک بار برایش اتفاق افتاد اما یوسف 17 ساله ما در یک خانواده ای بی دین رشد یافته بود و هر روز که از مدرسه به خانه می آمد روزی 10 ساعت در برابر وسوسه شیطانی دختر خاله اش قرار می گرفت.
این فایل های صوتی را که بارگذاری کردم هرکدام حدود 10 دقیقه شامل سخنرانی شیخ حسین انصاریان در اواخر ماه مبارک رمضان سال 1366 است که در آن پس از ذکر مقدماتی کوتاه، متن نامه های این نوجوان را قرائت می کند:

فایل صوتی قسمت اول، شامل: مقدّمه- ویژگی عارف از نظر حضرت علی(علیه السّلام)

فایل صوتی قسمت دوم، شامل: ادامه مقدّمه- آدرس عارف در قرآن کریم

فایل صوتی قسمت سوم، شامل: شروع قرائت نامه اول- حالا اونایی که میگن نمیشه و وقتی آدم گرفتار شهوت میشه محکوم میشه این دو تا نامه رو عنایت بکنند.

فایل صوتی قسمت چهارم، شامل: ادامه نامه اول(... تنها کارهای دختر خاله ام را در یک جمله خلاصه می کنم:"درخواست از من برای انجام بزرگترین گناه کبیره" ... دوست داشتم در خانواده ای فقیر زندگی می کردم و زشت ترین پسر روی زمین بودم ولی گیر این دختر خاله شیطان صفت نمی افتادم که نمی گذارد تا قبل از ازدواج پاک بمانم...) - شروع قرائت نامه دوم- من متن این دو تا نامه رو خوندم که نوار بشه بعداً همه گوش بدن، این همه دیگه نامه ننویسن هر شب که ما نمیتونیم خودمون رو نگه داریم، چیکار کنیم  ... حدود یک هفته بعد از اینکه برای شما نامه ای نوشتم و گفتم خواهر خوانده ام من را ترغیب به گناه کبیره زنا می کند ، شبی در خواب دیدم ...

فایل صوتی قسمت پنجم، شامل: ادامه نامه دوم(من می روم اما بگذار این دختر فاسد بماند ... هیچ گناه کبیره ای ندارم و برای گناهان ریز و درشت دیگرم از خداوند طلب مغفرت می کنم. من می روم ولی بگذار پدر و مادرم که هر دو دکتر هستند و ادعای تمدّن می کنند بمانند و به افکار غربزده خود ادامه دهند. امیدوارم که به زودی از خواب غفلت بیدار شوند ... قلبم با شنیدن کلمه شهادت تندتر می زند و عطش پایان ناپذیری در رسیدن به این کمال در وجودم شعله می کشد ...)

فایل صوتی قسمت ششم، شامل: در رثای اسوه مبارزه با نفس- مو کز سوته دلانم چون ننالم/مو کز بی‌حاصلانم چون ننالم/نشتـــه بلبلان با گــل بنـالـند/مو که دور از گلانم چون ننالم

گرچه دم مسیحای امام عزیز بسیاری از این عرفای بی نظیر و کم سن و سال را تربیت کرد که چه بسا با وجود فراهم بودن شرایط گناه و تمتّع از لذّات نفسانی سخیف در خانواده و محیط اطرافشان، یوسف وار به همه این زخارف پشت پا زدند ولی همانطور که "حسین فهمیده" در نبرد با دشمن بیرون به عنوان یک شاخص ایثار و ایمان و شجاعت به خصوص برای نوجوانان مطرح شده است، جا دارد این جوان 17 ساله نیز به عنوان سمبل مبارزه با نفس و دشمن درون به نسل جوان معرفی شود تا شاخصی باشد برای ملاک شجاعت در اسلام(أشجع النّاس من غلب هواه) و معرفی یک انسان طراز جمهوری اسلامی(2) در برابر قهرمانان تقلّبی(3) که فرسنگ ها با این شاخص ها فاصله دارند.

دست اندرکاران آن روز مجله زن روز که نام خانوادگی شهید و حتی نام دبیرستان و مدیر مدرسه را به خاطر حفظ آبروی خانواده اش مخدوش کردند و با توجه به جواب دیرهنگام و سربالا و غیرمتعهدانه ای که به نامه اول این جوان دادند بعید می دانم دغدغه ای در این زمینه داشته باشند.
هنگام دریافت CD آن سخنرانی از مسؤول وقت مرکز فرهنگی گلزار شهدای بهشت زهرا(سلام الله علیها) نیز وقتی از ایشان(آقای جوزی) گله و پیگیری کردم که چرا همّت نمی کنید مزار این شهید مشخص و به زائرین شهدا معرفی شود، در جواب گفت: متأسفانه خانواده اش با ما همکاری نکردند.
فکر می کنم اگر یک مرجعی لیست مشخصات شهدای عملیات کربلای 4 را بررسی کند شاید بتوان مزار این شهید را پیدا کرد. مگر ما چند نفر امیر(4) 17 ساله(یعنی متولد حدود 1348) داریم که در عملیات کربلای 4 و در تاریخ 5 دی 1365
 به شهادت رسیده باشد و احتمالاً ساکن تهران و مدفون در بهشت زهرا(سلام الله علیها) باشد؟
اگر هم خانواده ایشان از جمله آن دخترخاله محترم نگران آبرویشان هستند می توانند نام خانوادگی این شهید را از روی سنگ مزارش محو کنند و یا یک نام خانوادگی مستعار برایش انتخاب کنند. ما اصراری به دانستن و شناساندن نام خانوادگی این عزیز نداریم، فقط می خواهیم این دارالشّفا را به نسل جوان و نسل های آینده معرفی کنیم تا مأمن و مأوا و محل توسّل جوانانی باشد که می خواهند در محاصره انواع امواج شیطانی ساطع شده از فضای سایبر، ماهواره، بلوتوث و ... یوسف وار زندگی کنند و پاکدامن بمانند.

دریافت فایل PDF دستخط شهید در مجله زن روز با کیفیت خوب

تصویر 1

تصویر 2

تصویر 3

پی نوشت ها:
1- البته با بررسی که کردم تعداد معدود دیگری از رسانه ها(شامل سایت، وبلاگ، فروم ها و انجمن ها و ...) پس از انتشار این نامه ها در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی در اسفند ماه 1388 به نقل از این منبع به این موضوع پرداختند.
2- مقام معظم رهبری 14 اردیبهشت 1390 در دیدار هزاران نفر از معلمان سراسر کشور فرمودند: شما میتوانید به معناى حقیقى کلمه، انسان طراز اسلام را به وجود بیاورید؛ میتوانید نیروى انسانى طراز جمهورى اسلامى را به وجود بیاورید؛ این نقش معلم است.
3- در برخی یادداشت های قبلی به نمونه هایی از این قهرمانان تقلبی اشاره کردم: فوتبال و آشغال های خطرناک فرهنگی - اندام نمایی بی شرمانه داخل مسجد
4- شیخ حسین انصاریان در آن سخنرانی نام این شهید را "امین" می خواند. قبلاً هم در موزه گلزار شهدای بهشت زهرا(سلام الله علیها) تصویر نامه های این شهید در مجله زن روز را قاب گرفته بودند و بالای آن تیتر زده بودند: "آیا شهید امین را می شناسید؟" اما سال ها بعد و اخیراً در برخی سایت ها و نشریات دیدم نام ایشان را "امیر" ذکر کرده اند. بالاخره در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی -که به سختی توانستم تصویر دست خط این شهید را در مجله زن روز بررسی کنم- متوجه شدم به احتمال زیاد نام کوچک این شهید، "امیر" است.


 
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک