سفارش تبلیغ
صبا
 تعداد کل بازدید : 500468

  بازدید امروز : 71

  بازدید دیروز : 141

تکلیف الهی

 
[ و او را از ایمان پرسیدند ، فرمود : ] ایمان بر چهار پایه استوار است ، بر شکیبایى ، و یقین و داد و جهاد . و شکیبایى را چهار شاخه است : آرزومند بودن ، و ترسیدن ، و پارسایى و چشم امید داشتن . پس آن که مشتاق بهشت بود ، شهوتها را از دل زدود ، و آن که از دوزخ ترسید ، از آنچه حرام است دورى گزید ، و آن که ناخواهان دنیا بود ، مصیبتها بر وى آسان نمود ، و آن که مرگ را چشم داشت ، در کارهاى نیک پاى پیش گذاشت . و یقین بر چهار شعبه است : بر بینایى زیرکانه ، و دریافت عالمانه و پند گرفتن از گذشت زمان و رفتن به روش پیشینیان . پس آن که زیرکانه دید حکمت بر وى آشکار گردید ، و آن را که حکمت آشکار گردید عبرت آموخت ، و آن که عبرت آموخت چنان است که با پیشینیان زندگى را در نوردید . و عدل بر چهار شعبه است : بر فهمى ژرف نگرنده ، و دانشى پى به حقیقت برنده ، و نیکو داورى فرمودن ، و در بردبارى استوار بودن . پس آن که فهمید به ژرفاى دانش رسید و آنکه به ژرفاى دانش رسید از آبشخور شریعت سیراب گردید ، و آن که بردبار بود ، تقصیر نکرد و میان مردم با نیکنامى زندگى نمود . و جهاد بر چهار شعبه است : به کار نیک وادار نمودن ، و از کار زشت منع فرمودن . و پایدارى در پیکار با دشمنان ، و دشمنى با فاسقان . پس آن که به کار نیک واداشت ، پشت مؤمنان را استوار داشت ، و آن که از کار زشت منع فرمود بینى منافقان را به خاک سود ، و آن که در پیکار با دشمنان پایدار بود ، حقى را که بر گردن دارد ادا نمود ، و آن که با فاسقان دشمن بود و براى خدا به خشم آید ، خدا به خاطر او خشم آورد و روز رستاخیز وى را خشنود نماید . و کفر بر چهار ستون پایدار است : پى وهم رفتن و خصومت کردن و از راه حق به دیگر سو گردیدن و دشمنى ورزیدن . پس آن که پى وهم گرفت به حق بازنگشت ، و آن که از نادانى فراوان ، خصومت ورزید ، از دیدن حق کور گشت ، و آن که از راه حق به دیگر سو شد ، نیکویى را زشت و زشتى را نیکویى دید و مست گمراهى گردید ، و آن که دشمنى ورزید راهها برایش دشوار شد و کارش سخت و برون شو کار ناپایدار . و شک بر چهار شعبه است : در گفتار جدال نمودن و ترسیدن و دو دل بودن ، و تسلیم حادثه‏هاى روزگار گردیدن . پس آن که جدال را عادت خود کرد ، خویش را از تاریکى شبهت برون نیاورد ، و آن که از هر چیز که پیش رویش آمد ترسید ، پیوسته واپس خزید ، و آن که دو دل بود پى شیطان او را بسود ، و آن که به تباهى دنیا و آخرت گردن نهاد هر دو جهانش را به باد داد . [ و پس از این سخن گفتارى بود که از بیم درازى و برون شدن از روش کارى که در این کتاب مقصود است نیاوردیم . ] [نهج البلاغه]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 89/11/22::: ساعت 10:31 عصر

دو روز قبل می گفتیم "إن شاءالله 22 بهمن امسال "مبارک" نباشد" و آرزو می کردیم که ای کاش سقوط دیکتاتور مصر دقیقاً در یوم الله 22 بهمن اتفاق بیفتد تا شادی مضاعفی برای مردم و عصبانیت و وحشت مضاعفی برای دشمنان باشد و شکر خدا که چنین شد.
21 سال قبل مرحوم سید احمد خمینی در پیام ارتحال آن روح خدا گفت: "خورشید رهبری امام تابناک تر از گذشته بر عالم و آدم خواهد تابید" و 21 سال چه رنج و محنت هایی را تحمل کردیم و چه خون دل هایی خوردیم که فقط حرف امام و آرمان های امام(ره) در ذهن ها بماند و به گوش نسل سوم انقلاب برسد.
در این سال ها چه روسیاهانی که می خواستند رسماً امام را به موزه ها بسپارند و چه منافقانی که با داعیه داری خط امام می خواستند با نظام سلطه و صهیونیسم بین الملل آشتی کنند و آرمان حمایت از مستضعفین جهان و جنبش های آزادی بخش اسلامی را کنار بگذارند.
سال گذشته را یادمان نرفته که در طول 8 ماه فتنه گری این ناکثین چگونه سران استکبار و صهیونیسم گل از چهره شان شکفته بود و کم مانده بود از شدت خوشحالی جلوی دوربین رسانه ها برقصند! و اکنون می بینیم که چگونه به فضل خدا این فرعونیان و نمرودیان و یزیدیان زمان از قیام مردم مسلمان منطقه به دلهره و اضطراب افتاده اند.
و اینک گرچه فتنه سبز مرده است ولی همچنان طنز و لطیفه هایشان زنگ تفریحی است برای ملت شاداب ایران.
آری، همان ها که در اولین نطق تبلیغاتی شان می گفتند حمایت از مستضعفین جهان را کنار بگذاریم و به کشور خودمان برسیم، حالا مدافع مردم مسلمان مصر و تونس شده اند!
همان ها که در روز قدس سال 88 به تبعیت از سایت فارسی وزارت خارجه اسراییل، شعار"نه غزه نه لبنان" سر دادند، حالا مخالف نامبارکی شده اند که با تمام وجود به شعار "نه غزه"شان عمل کرد و اجازه نداد حتی کمک های بشردوستانه دیگر کشورها از طریق مرز کشورش به مردم ستمدیده غزه برسد.
همان ها که اگر خدای نکرده فتنه شان به ثمر می نشست امروز ملت هایی چون مصر و تونس با دیدن سرانجام ایران دیگر انگیزه و امیدی برایشان نبود که بخواهند شاهد پیروزی را در آغوش بکشند.
 ملت هایی که به خاطر هم پیمانی سرانشان با آمریکا و اسراییل قیام کردند چه تناسبی دارند با جماعت روسیاهی که در طول 8 ماه فتنه گری شان جمله ای در نفی نظام سلطه بر زبان و قلمشان جاری نساختند و از آن همه حمایت و تمجید سران و رسانه های آمریکا و اسراییل تبری نجستند؟
اینجاست که آن شاعر بسیجی(مرحوم آغاسی) باید بر سرشان فریاد بزند:
بس کن این مسخرگی! مسخ حقایق تاکی؟!
در قدح ریختن خون شقایق تا کی؟!


 
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک