• وبلاگ : تكليف الهي
  • يادداشت : انتقاداز ولي فقيه
  • نظرات : 0 خصوصي ، 9 عمومي
  • ساعت دماسنج

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + محمداين طالبي 

    مغز مردم رو شستو شو نده سلحشور

    دوست عزيز كه در سايت طرح پيام گذاشتي. اطلاع رساني ضعيف بوده قبول دارم. اما كمك مي خواهيم. در صورت تمايل در سايت طرح پيام بگذاريد.
    + لالل 
    کروبي بازهم يکي ديگر از توطئه‏هاي حاميان کودتا را فاش کرد
    جزييات ماجراي ترانه موسوي و ناگفته‏هايي از سوابق برخي از ائمه جمعه
    http://www.mowjcamp.com/article/id/18983
    يک‌شنبه، 25 مرداد 1388

    دبيركل حزب اعتمادملي ضمن اعتراض به توهين ، هتاكي و تهمت‏هايي كه‏از سوي مراكز و نهادهاي مختلفي و به دنبل نگارش نامه‏اي نسبت به‏او شد گفت : "‌طي هفته‏اخير حملات تندي نسبت به من وارد شد ، حملاتي كه‏از تريبون نماز جمعه و يا از سوي برخي از نمايندگان مجلس ، صدا و سيما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخي از روحانيت مطرح شد كه من در برابر اين مباحث گفته بودم كه چنانچه‏اين روند ادامه پيدا كند من ناگفته‏هايي را بازگو خواهم كرد."‌ كروبي هم‏چنين از انگيزه‏انجام مصاحبه‏اي در واكنش به‏اين مسائلي كه طرح شده سخن گفت و با اشاره به‏انتقاداتي كه به وي وارد شد گفت : "‌ پس از انتخابات رياست جمهوري دهم حوادثي در كشورمان رخ داد كه‏از نظر خشونت ، بي قانوني ، خودسري و دخالت افراد غير مسئول به نام نظام و شبه نظامي‏و لباس شخصي‏ها امري بي سابقه بود و چنين است كه‏انسآن‏هاي مسئول ، دلسوز و آگاه بايد احتياط و تحفظ را كنار گذاشته و به هر صورتي كه صلاح مي‏دانند اقداماتي انجام دهند كه مانع ازتكرار اين حوادث شده و ريشه برخوردهاي اين چنيني خشكانده شود."‌ وي افزود :‌" در هر كجاي دنيا ممكن است كه چنين حوادثي اتفاقي بيافتد كه در عرصه تظاهراتي جمعيتي را دستگير كنند اما فكر نكنم كه چنين برخوردهايي صورت گرفته باشد كه گروهي را دستگير كرده و آن‏ها را به مكآن‏هاي خاصي منتقل كنند و با آن‏ها هر رفتاري كه مي‏خواهند انجام دهند. در واقع ابتدا افراد را به مكآن‏هاي نامعلومي‏منتقل كنند كه كه حتي رياست قوه قضائيه و دادستان كل كشور كه بگويند اين رفتارهايي كه‏انجام شده‏است زير نظر زندآن‏هاي رسمي‏كه تحت نظر ما بوده روي نداده‏است و البته پس از مدتي مشخص شود كه زير زميني در وزارتخانه‏اي وجود داشته و يا اينكه در بازداشتگاه كهريزك ، كلانتري ، پايگاههاي بسيج برخوردهايي صورت گرفته‏است."ء

    كروبي خاطر نشان ساخت : "‌تمام اين حوادثي كه روي داده‏است به علت اعتراض مردم به نتيجه يك انتخاب بوده‏است آيا بايد با مردمي‏كه تنها از سرنوشت راي خود سوال مي‏كنند چنين برخورد كرد ؟ در عرض چند روز تعدادي كشته شده و برخي آسيب ديده‏اند به طوري كه دندآن‏ها و سرها شكسته شده‏است و حتي چشماني كور شده و برخي تحت شكنجه‏ها جان باخته‏اند. اين درحالي است كه معمولا شكنجه‏ها براي گرفتن اعتراف با حساب و كتاب صورت مي‏گيرد و حتي اگر آن فرد زير شكنجه‏از حال برود او را به بيمارستان منتقل مي‏كنند و باقي بازجويي را در حالي انجام مي‏دهند كه‏او تحت درمان است. بنابراين از اين جهت من مي‏گويم كه خشونت‏هايي از سوي افرادي ناآگاه و بي تدبير صورت گرفته كه بي سابقه‏است و البته‏اين رفتارها در قبال افرادي بوده كه تنها به‏انتخاباتي اعتراض داشته‏اند."‌ء
    (...)

    وي با ابراز تاسف از چنين برخوردهايي گفت : " افرادي كه بايد از تريبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را براي مردم بازگو كنند به بهانه‏اينكه من به نظام توهين كرده‏ام تهت و افتراهايي را عليه بنده وارد كردند كه‏البته درهمين راستا برخي از نمايندگان مجلس نيز با ادبياتي نامناسب به تكرار ان پرداختند. هرچند كه‏اگر وابستگان به نهادهاي خاص و يا برخي از مطبوعات و صدا و سيما چنين مطالبي را مطرح كنند دور از انتظار نيست چرا كه‏اين‏ها اجير و اسير هستند و بايد اين كار را انجام دهند و البته بسياري ديگر نيز از مظان اتهام اين‏ها به دور نيستند. از نظر اين نهادها و مراكز و به ويژه برخي مطبوعات كساني كه همفكر انان نيستند جاسوس ، ساده‏انديش و افراطي هستند كه دچار فساد اخلاقي و اقتصادي شده‏اند. به مانند اينكه‏اخيرا يكي از روزنامه‏ها كه عادت دارد با آبروي ديگران بازي كند جمعي از كارگزاران نظام كه‏اخيرا نامه‏اي را نوشته‏اند افراطي و رانت خوار ناميده‏است حال اينكه به عنوان مثال يكي از امضاكنندگان اين نامه محمدعلي نجفي است كه 8 سال وزير آموزش و پرورش ،‌وزير آموزش عالي كشور و رييس سازمان برنامه و بودجه بوده‏است كه زماني كه من نماينده‏امام در حج بودم در آنجا به من كمك مي‏كرد و اينك همين فرد را رانت خوار ناميده‏است. به نظر مي‏رسد كه‏اين نهادها خود را معيار و ميزان الاعمال مي‏دانند كه ديگران بايد خود را با آن‏ها بسنجند. اين‏ها به جاي اينكه كساني را كه به‏اين كشور خيانت كرده‏اند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله مي‏كنند و آبروي آن‏ها را مي‏ريزند. همين اندازه نيز بگويم روزنامه‏اي كه چنين مطلبي را مي‏نوسيد مسئولش از دوستان نزديك سعيد امامي‏و همكار او بوده‏است كه به قول يكي از بزرگان حاشيه‏امن دارد و رويين تن است ، اگر اسفنديار رويين تن بود و تنها چشمش آسيب پذير بود اين برادر رويين تني است كه چشمش نيز از آسيب مصون است."‌ كروبي با اشاره به‏انتشار اخبار دروغ در يكي از خبرگزاري‏ها كه‏ان نيزخود را مصون از هر چيزي مي‏داند گفت :‌"‌ اين خبرگزاري محترم به‏انتشار اخباز كذب عادت دارد به طوري زماني كه جواني به نام غنيان در اين حوادث پس از انتخابات كشته شد اين خبرگزاري به نقل از پدر اين فرد نوشت كه گفته‏است موسوي مسئول خون فرزندش است كه پدر غنيان چندي بعد اين خبر را تكذيب كرد. كه‏اينهم نمونه‏اي از آشكار شدن دروغ گويي برخي از رسانه‏هاست."‌ء

    كروبي در ادامه گلايه‏هاي بسياري داشت از ائمه جمعه‏اي كه با ادبياتي نامناسب به‏او حمله كردند و تهمت و افتراهايي را نسبت به‏او وارد كردند و براي روشن شدن افكار عمومي‏از جايگاه‏افرادي كه چنين حرمت تريبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشته‏اند به بيان برخي از ويژگي‏هاي شخصيتي آن‏ها پرداخت. وي گفت: " امام جمعه‏اي كه در كنار حرم ثامن الحج اين حرف‏ها را مي‏زند و بنده را تروريست مي‏خواند گويي فراموش كرده كه در همان روزگار مبارزه كه طيف روحانيون آواره و بي خانه و كاشانه بوده‏اند و همه تحت تعقيب قرار داشته و يا تبعيد بودند و بنده نيز به عنوان عضو كوچكي از اين نظام در ميان آن‏ها حضور داشتم ، ايشان به همراه جمعي ديگر با پول‏هايي كه در اختيار داشتند سفرهاي متعددي به پاكستان داشت تا انكه به تبليغ براي مرحوم آيت الله شريعتمداري بپردازد. ما كه به‏ايشان عيبي نگرفتيم ولي اين روال طبيعي تاريخ است كه‏اكنون او از تريبون نماز جمعه به دفاع از جمهوري اسلامي‏بپردازد و بنده را ضد انقلابي و تروريست بداند."ء

    كروبي با اشاره به سخنان امام جمعه تهران عليه خود گفت :‌"‌آقايي كه در تهران از تريبون نماز جمعه چنين حرف‏هايي را مي‏زند همان فردي است كه هرچه من از ديگران سوال كردم سوابقي از ايشان نداشتند و همن اندازه‏از دوستانش شنيدم كه در صف اول درس آيت الله منتظري مي‏نشسته و در زماني كه برخي از دوستان نزديك از مواضع ايشان گله مند بودند ايشان به شدت از مواضع او حمايت مي‏كرده‏است و پس از امام جز مخالفين درجه‏اول آيت الله منتظري تبديل شد و از اين طريق رشد جهشي و غير معقول پيدا كرد."ء

    كروبي با بيان اينكه من از ائمه جمعه‏انتظار چنين رفتارهايي را نداشتم گفت : "‌آيا نمي‏شد كه‏اين پيشنهاد دلسوزانه را مورد بررسي قرار مي‏دادند تا مورد رسيدگي قرار گيرد و ماموري و يا ماموريني كه متخلف بوده‏اند مجازات شوند و ان گاه به مردم بگوييم كه‏اين رفتار از سوي مامور يا ماموريني خودسر صورت گرفته و ربطي به نظام جمهوري اسلامي‏ايران ندارد ؟ آيا بايد با جنجال سازي و عبارت‏هايي تند چنين به نامه دلسوزانه‏انقلاب پاسخ داده مي‏شد."‌ء

    مهدي كروبي با اشاره به‏اظهارات مجلسي‏ها عليه وي گفت: "‌برخي دوستان مجلسي اظهاراتي را عليه بنده وارد كردند برخي از نمايندگاني كه‏اين حرف‏ها را مي‏زنند همان كساني هستند كه در سايه عدم صلاحيت نمايندگاني كه راي آور بودند و البته جر اصلاحاتي‏هاي داغ نبوده و هيچ نامه‏اي را امضا نكرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه يافتند و بايد نيز اكنون در قدرداني از اين چنين رفتاري اين چنين نيز حرف بزنند. چرا كه ديگر نيازي نبود به دادگاه ويژه روحانيتي برگردد كه زماني سيد‏هادي خامنه‏اي ، محتشمي‏پور ، مرحوم خلخالي ، موسويان و آيت الله بيات را محاكمه مي‏كردند چرا كه ديگر نمي‏شود به راحتي اين افراد را محاكمه كرد و البته برخي از مسئولان دادگاه نيز رضايتي به‏اين كار ندارند." وي همچنين به‏اظهارات امام جمعه موقت قم اشاره كرد و گفت : "‌از نظر بنده‏امام جمعه قم آيت الله جوادي و آيت الله‏اميني هستند و اينكه فردي را براي چنين مواقعي به عنوان امام جمعه معرفي مي‏كنند جالب توجه‏است البته من به علت آشنايي كه با پدر مرحوم ايشان دارم درباره‏اظهارات ايشان واكنشي نشان نمي‏دهم و حرمت پدرش را نگه مي‏دارم." ء

    (ادامه در زير)

    + لالل 
    ادامه جوابيه کروبي
    (...)
    كروبي در ادامه‏اين گفت وگو با تاكيد بر اينكه چنانچه‏اين روند ادامه پيدا كند مسائل ديگري را صريح از گذشته مطرح خواهد كرد به بيان واقعيت ماجراي ترانه موسوي پرداخت و تاكيد كرد : "‌من از پشت پرده‏اين ماجرا مي‏گويم تا ببينم كساني كه در مزمت دروغگويي صحبت مي‏كنند برآشفته خواهند شد و در برابر اين دورغ گويي موضع گيري كنند."ء

    وي چنين ماجرا را شرح داد : " مدتي پيش در سايت‏ها ،‌خبري منتشر شد مبني بر اينكه خانم ترانه موسوي به همراه تعدادي ديگر در حاشيه مراسم مسجد قبا ربوده شده‏است. مدتي بعد هرچند كه تعدادي از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولي ترانه موسوي آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانواده‏اش بيايند و جنازه‏اش را تحويل بگيرند. در همان زمان به جاي آنكه تحقيقاتي درباره‏اين موضوع انجام شود در مقابل هياهوي رسانه‏هاي بيگانه برخي مسئولان در انديشه طراحي سناريويي براي به‏انحراف كشاندن اين موضوع در داخل و خارج بودند. بنابراين طراحان نابغه و مديراني دور انديش سناريويي را نوشتند. براي اجراي اين سناريو به وسيله فردي كه نام او را نمي‏برم متوجه شدند كه خانواده‏اي عروسي دارند به نام ترانه موسوي كه در كانادا زندگي مي‏كند و تنها نياز به‏ان بود كه به صحنه سازي بپردازنند و خانواده‏اين دختر را وادار به‏انجام مصاحبه‏اي كنند كه در ان بگويند دخترشان زنده‏است و در كانادا زندگي مي‏كند. پس چند نفر از افراد نظامي‏،‌انتظامي‏و اطلاعاتي كه چهره‏هايي شناخته شده هستند به منزل اين خانواده محترم و شريف مي‏روند و خطاب به خانواده مي‏گويند كه ترانه موسوي دچار سانحه شوختگي شده و براي انكه معلوم شود اين عروس آن‏ها هست يا خير بيايند و جنازه‏اش را تحويل بگيرند. در همين هنگام پدرخانواده مي‏گويد كه عروس ما در ايران زندگي نمي‏كند و چون بزرگان خانه‏اهل سياست نبوده و چهره‏هاي علمي‏هستند بسيار ساده به‏اين موضوع نگاه كردند. در همين حال پدر خانواده به پسرش كه يكي از چهره‏هاي علمي‏و سياسي است تلفن مي‏كند و مي‏گويد كه چنين ماجرايي روي داده و شماره تلفن ديگر پسرش شوهر ترانه را مي‏خواهد كه فرزندش به‏او مي‏گويد برادرش براي انكه بداند موضوع از چه قرار است به كانادا رفته وهنوز نرسيده كه بتوانند با او تماس بگيرند. در همين حال مادر متوجه مي‏شود كه چنين اتفاقي افتاده و از حال مي‏رود و به بيمارستان منتقل مي‏شود. پدر خانواده وقتي كه متوجه مي‏شود قضيه جدي است براي بار دوم با پسرش تماس مي‏گيرد كه‏او متوجه مي‏شود قضيه بيخ پيدا كرده و بنابراين خود را شتاب زده به منزل مي‏رساند. او مشاهده مي‏كند كه چند نفري در خانه حضور دارند كه برخي از آن‏ها از چهره‏هايي هستند كه در دوران دفاع مقدس حضور داشته‏اند كه‏اين موضوع مرا به ياد سخني از شهيد حميد باكري مي‏اندازد كه مي‏گفت :‌" اي كاش ما درجبهه‏ها به شهادت برسيم زيرا اگر مانديدم معلوم نيست كه چه بلايي بر سرمان آيد و جز چه جمعيتي باشيم" اين آقا كه داراي آگاهي سياسي بود هنگامي‏كه با اين افراد صحبت مي‏كند مي‏گويد كه نزد من اين حرف‏ها را نزنيد چرا كه من مي‏دانم اصل قضيه چيست و حتي اين اصطلاح را به كار مي‏برد كه پيش كولي ملق نزنيد. آن افراد نيز چون متوجه‏اگاهي اين فرد مي‏شوند از اين جهت با او صحبت مي‏كنند كه براي حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازي‏هاي رسانه‏هاي بيگانه به صلاح است كه با آن‏ها همكاري كنند. در همان حال اعضاي خانواده گفته‏اند كه شما از ما چه مي‏خواهيد آن‏ها مي‏گويند كه شما در مقابل دوربين قرار بگيريد و بگوييد كه ترانه زنده‏است. برادر شوهر ترانه‏ابتدا مخالفت مي‏كند و مي‏گويد كه‏اصل اين قضيه صحيح نيست و از سوي ديگر ما هم تاحدودي چهره‏هايي شناخته شده هستيم و البته‏از آن‏ها پرسيده كه چنانچه چنين كاري انجام شود با ترانه واقعي چه كار خواهند كرد كه‏ان افراد گفته‏اند كه شما به‏اين كارها كاري نداشته باشيد و نگران نباشيد. همچنين اين خانواده گفته‏اند عكسي كه شما داريد عروس ما نيست كه‏ان‏ها مي‏گويند شما به‏اين كارها كاري نداشته باشيد. در همين حال برادر شوهر ترانه كه يكي از چهره‏هاي علمي‏و سياسي بوده‏است تحت تاثير قرار مي‏گيرد و فكر مي‏كنيد كه با انجام چنين كاري در مقابل سوءاستفاده بيگانگان ايستادگي مي‏شود ولي او پيشنهاد مي‏كند كه بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت كنند. در همين حال اين افراد شماره تلفن منزل آن‏ها را جويا مي‏شوند كه برادر شوهر ترانه مي‏گويد بنابراينكه‏ان‏ها منزلشان را تغيير داده‏اند ما شماره‏اي از آن‏ها نداريم و بردارم هم به مقصد نرسيده كه‏از او شماره شان را بگيريم. پدر شوهر ترانه نيز مي‏گويد كه شايد حاج خانم (همسرش ) شماره‏اي در اتاقش داشته باشد ولي بنابر اينكه همسرش به بيمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و كليد نبود كه‏افراد حاضر تصميم مي‏گيرند كه در اتاق را بشكنند كه با ممانعت اعضاي خانواده رو به رو شده‏اند كه خطاب به‏اين افراد گفته‏اند شما برويد و ما خودمان سعي مي‏كنيم شماره تلفن آن‏ها را پيدا كنيم.ولي جالب توجه‏اينكه قبل از انكه‏اعضاي اين خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پيدا كنند آن‏ها خودشان تلفن را پيدا مي‏كنند. در همين راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وي تماس مي‏گيرد و مي‏گويد كه شما تنها تا اين اندازه صحبت كنيد و خطاب به‏اين آقايان مي‏گويد كه‏اين خانواده در جريان موضوع نيستند و در اين اندازه تنها با آن‏ها صحبت كنيد. چنين شد كه مادر و پدر ترانه موسوي در مقابل دوربين قرار گرفتند و گفتند كه دخترشان زنده‏است و در كانادا زندگي مي‏كند. البته بعد از اينكه‏اين خانواده متوجه شده‏اند كه‏اصل ماجرا چه بوده‏است بسيار ناراحت شده‏اند و مي‏خواستند كه ماجرا را بازگو كنند كه همين برادر شوهر ترانه به‏ان‏ها گفته كه حرفي نزنيد و گرنه سرنوشت شما معلوم نيست كه چه شود."‌ء

    كروبي پس از شرح اين ماجرا از دروغ گويي‏هاي مسئولان ابراز تاسف كرد و گفت :‌"‌اين افراد اظهار كرده‏اند كه براي حفظ اصل نظام بايد اين خانواده‏اقدام به چنين كاري كنند ولي از نظر ما براي حفظ اصل نظام و پايبندي به قانون اساسي ، ارزشهاي انقلاب و آرمآن‏هاي حضرت امام مهم است. حفظ اصل نظام بر پايه عمل به وعده‏هايي است كه به مردم داده‏ايم ولي متاسفم كه‏اينك از انقلاب برگشته‏ايم و با آبروي نظام بازي مي‏شود."‌ء

    وي تاكيد كرد :‌"‌آيا مسئولان از اين طريق مي‏خواهند اعتماد مردم را جلب كنند ولي اين آقايان بسيار بي تدبير عمل كرده‏اند چرا كه مردم اين قدر هوشمند هستند كه‏اصل موضوع را بفهمند."ء

    كروبي با بيان اينكه براي مسئولان گوشه‏اي از حوادث تاريخي را بازگو مي‏كنم گفت :‌" هنگامي‏كه در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامي‏شروع شد يك سري افراد ناآگاه كه وابسته به حكومت بودند قصد داشتند تا با شبيه سازي ماجراي بهلول در حادثه مسجد گوهرشاد حركت امام را متوقف كنند. ماجراي بهلول از اين قرار بود كه هنگامي‏كه حادثه مسجد گوهر شاد روي داد مدتي بعد عكس فردي سر وحال را در رسانه‏ها منتشر كردند و گفتند كه‏اين همان فردي بوده كه عامل حادثه گوهرشاد بوده‏است ولي يك هفته طول نكشيد كه‏اعلاميه مبسوطي در مشهد منتشر شد كه بر روي ان دو عكس چاپ شده بود. يكي عكس فردي كه‏ان‏ها مي‏گفتند بهلول بوده و ديگر عكس بهلول واقعي كه معلوم شد اين فرد مدت‏هاست كه در زنداني در افغانستان بوده‏است. اين حادثه در 48 سال پيش روي داد و در ان زمان اين قضيه برملا شد حالا چطور اين مسئولان انتظار دارند كه در تهران و انهم در عصر ارتباطات حادثه‏اي روي دهد و كسي متوجه‏ان نشود."ء

    كروبي افزود :‌" همان شبي كه فيلمي‏درباره ترانه موسوي از تلويزيون پخش مي‏شد من قبل از انكه در جريان اصل ماجرا قرار گيرم تحت تاثير قرار گرفتم ولي همان شب به مراسم عروسي رفتند كه در ان مراسم جواني نزد من آمد و گفت آيا اين‏ها فكر مي‏كنند كه مردم نمي‏دانند چند تا ترانه موسوي در ايران وجود دارد و من از اين حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با اين سن و سال و تجربه‏اي كه دارم به موضوع شك كردم ولي اين جوان اصلا شك هم نكرده‏است."‌ء

    وي با اشاره به موثق بودن مبنعي كه جزئيات ماجراي ترانه موسوي را به وي منتقل كرده‏است گفت :‌"‌مي‏دانم كه‏ان‏ها از چه طريقي اين ترانه موسوي را پيدا كرده‏اند و منبع خبر نيز موثق است واگر لازم باشد در اين باره صريح تر صحبت مي‏كنم تا مشخص شود كه نقش افراد تا چه‏اندازه بوده‏است."‌ء
    (...)
    + سارا 

    برات متاسفم كه انقدر كوته فكري و فكر مي كني خدا اومده ولي فقيه انتخاب كرده برات متاسفم كه خودت خداپرست مي دوني اينقدر احمق خودت فرض مي كني كه يكي اينطوري بايد گولت بزنه

    بهت توصيه مي كنم با كسانيكه دارن دين تحريف مي كنن همكاري نكن اگه واقعا به اسلام عقيده داري بهتري يكم مطالعاتتو بيشتر كني تا كوركورانه بنده بنده خدا نشي

    پاسخ

    شما هم اونقدر کوته فکري که فکر مي کني در عصر غيببت، خداوند مهربان هدايت بشر رو رها کرده و اونا رو به حال خودشون رها کرده تا به چاله هر ايسم و مکتب مزخرفي بيفتن
    + كر ( تو پست قبلي) 
    اين كامنتي كه زير نوشته شده رو من ننوشتم
    + کر 

    تعدادي از پاسخ هاي شرعي استاد مصباح به سوالات اصحاب ولايت


    23 مرداد 1388 ساعت 11:41

    استاد تقي مصباح به همراه محمود احمدي نژاد شب قبل در کنار چاه جمکران واقع در حسينيه امام خامنه اي ( ص ) حاضر شد و به تعدادي از سوالات مجذوبين در ولايت جواب داد و بعضا فتوي صادر کرد.
    در زير به برخي از سوالها و جوابها اشاره ميشود.

    1- آيا اعتراف گيري تحت فشار و شکنجه روحي و رواني و جسمي اعتبار اسلامي دارد ؟

    ج - اعتراف گيري از ضد ولايت فقيه به هر شکلي جايز است

    2- اعتراف گيري با استفاده از مواد مخدر و افيون و داروهاي کدوئينه جايز است ؟

    ج - اعتراف گيري از ضد ولايت مطلقه به هر شکلي جايز است .

    3- آيا بازجو ميتواند به زنداني تجاوز جنسي کند تا اعتراف بگيرد ؟

    ج - احتياط واجب آن است که قبل از اينکار حتما وضو بگيرد و هنگام عمل ذکر گويد .اگرزنداني زن است هم از فرج و هم از دوبر دخول اشکال ندارد بهتر است در محل بازجويي کس ديگري نباشد . اما اگر زنداني مرد است احوط است در حضور ديگر باز جويان دخول صورت گيرد .

    4- اگر زن زنداني حامله شود تکليف چيست ؟ يا آن فرزند حرامزاده است ؟

    ج - فرزند ضعيفه ضد ولايت مطلقه فقيه مطابق نص قران مجيد در هر صورت حرامزاده است چه توسط بازجو باردار شود چه توسط شوهرش . اما اگر بازجو فرزندي طفل متولد شده را گردن نهد ، بنابر احتياط واجب طفل حلالزاده و شيعه اثني عشري است .

    5- آيا تجاوز جنسي در زندان به مردها و پسران جوان لواط محسوب نمي شود ؟

    خير . چون زنداني بدون ميل و رغبت به آن تن داده است . البته اگر جوان مفعول را خوشامده باشد احتياط مستحب آن است که ديگر اين عمل تکرار نگردد .

    6- تجاوز به دختران باکره در زندان چه حکمي دارد ؟

    ج - اگر قرار است زن را اعدام کنند ، براي بازجو به اندازه يک حج تمتع واجب صواب دارد و به همان اندازه بر گناهان دختر افزوده ميشود . اما اگر زنداني قرار نيست اعدام شود ، به اندازه زيارت کربلا براي بازجو صواب دارد .

    منبع : وبلاگ عشاق اهل بيت
    پاسخ

    بي شرفي و خباثت که حد و مرز نداره. خيلي بدبخت و ذليلي که اينچنين دروغ هايي رو مي سازي . مگر اينکه احمقي مثل خودت اين دروغ ها رو باور کنه و به يک دانشمند و عالم فاضل و وارسته نسبت بده
    + لال 

    مردم سالاري ديني يا مردم آزاري ديني؟

    آقاي رهبر اين بود مردم سالاري ديني ات؟ که يارانت به پسران مردم هم رحم نکنند و آنها رامورد تجاوز جنسي قرار بدهند ؟کثيف تر اينکه اين کار را با عنوان اسلام مي کنند.آقاي رهبر يعني شما چنين روحيه اي داشته اي و ما خبر نداشتيم؟ از من بپرسند مي گويم ماشا الله شما چنان هاله ي تقدسي در اين چند سال اخير به دور خود کشيديد که همه واهمه داشتند شما را بدون عنوان پس و پيش ، مد ظله العالي و آيت الله خطاب کنند.چه برسد به اينکه بخواهند شما را عامل اصلي چنين اعمال شنيعي و جنايات کثيف بدانند.اما بحث اينجاست که چرا اگر طرفدار آنها نيستيد خودتان را کنار نمي کشيد؟پس چرا اين اعمال را محکوم نمي کنيد.نه نگوييد که سکوت راه چاره است.من مي گويم مردم به اين يقين رسيده اند که شما سردمدار اصلي تحرکات شنيع اخير بر ضد ملت بوديد.شما مردم بي گناه را خون ريختيد.شما باعث همه ي کثافت کاري هاي اخير بوديد.اگر نبوديد خود را کنار مي کشيديد.و اگر مي کشيديد اين اتفاقات روي نمي داد.از حمايت بيجا از احمدي نژاد گرفته تا الان که کماکان دختران و پسران پاک ايران را تجاوز مي کنيد.آقا رهبر هنوز هم دير نشده است.به اسلام برگرديد اگر از ياران محمديد.حکومت با کفر باقي مي ماند اما با ظلم هيچ گاه هيچ حکومتي چندان دوامي نياورده است.مگر محمد (ص) اينگونه اسلام را نگه داشت؟با چماق و سر شکستن؟با تجاوز و شکنجه کجاي اسلام محمد (ص) اينگونه بود که شما حالا خود را ادامه دهنده ي آن اسلام مي دانيد؟چرا نام اسلام را خراب کرديد؟ بدانيد که اسلام برايم ارزشي داشت.اما شما آن را هم از من گرفتيد.نه از من بلکه از بسياري.روزي مي رسد که حکومت شما هم به پايان مي رسد و آن روز بر شما چه خواهد گذشت...

    پاسخ

    دروغ که حناق نيست. همين طور ببافيد و بنويسيد و بگوييد ببينيم به کجا مي رسين

    سرا پا اگر زرد پژمرده ايم

    ولي دل به پاييز نسپرده ايم

    چو گلدان خالي ، لب پنجره

    پرازخاطرات ترک خورده ايم

    اگر داغ دل بود، ما ديده ايم

    اگرخون دل بود، ما خورده ايم

    اگردل دليل است،آورده ايم

    اگر داغ شرط است،ما برده ايم

    اگر دشنه؟ دشمنان ، گردنيم!

    اگرخنجردوستان،گرده ايم!

    گواهي بخواهيد،اينک گواه:

    همين زخمهايي که نشمرده ايم!

    دلي سربلند و سري سر به زير

    از اين دست عمري به سر برده ايم

    ( مرحوم قيصر امين پور )