سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 تعداد کل بازدید : 486677

  بازدید امروز : 42

  بازدید دیروز : 92

تکلیف الهی

 
فرشتگان برای جویای دانش آمرزش می طلبند و هرکس در آسمان و زمیناست، برای وی دعا می کند . [امام علی علیه السلام]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: چهارشنبه 96/10/27::: ساعت 10:0 عصر

یکی از خبرگزاری ها به مناسبت سالروز فرار شاه، در پست اینستاگرامی اش از این واقعه تاریخی با عنوان «پایانی بر استبداد و خودکامگی» یاد کرده است (1).

اما در حقیقت بهتر بود می نوشت «شاه مستبد و خودکامه رفت»، چرا که استبداد و خودکامگی را پایانی نیست و به تعبیر آن روح خدا، هیچکس مأمون نیست از اینکه به دام شیطان نیفتد (2)

آن مسؤولی که از انتقاد برآشفته می شود (3)، آن مأموری که می گوید «تو چه حقی داری کانال و سایت داشته باشی و اظهار نظر کنی؟!» (4)، آن عواملی که علیه مردم عادی پرونده سازی می کند (5) و ... همه در مسیر استبداد و خودکامگی گام برمی دارند؛ چه خوششان بیاید و چه بدشان بیاید !

شهید همت در وصیت نامه اش می گوید «جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسان ها بیرون ببرد» (6)

اما چه بسا صفات و اخلاق طاغوت در بعضی افراد با سابقه انقلابی کم کم حلول کند و ارزش ها وارونه شود که در این باره قبلاً زیاد نوشته ام (7) و به خواست باز هم خواهم نوشت.

پس  باور کنید طاغوت فقط در خاندان پهلوی و اسلافش خلاصه نمی شود!

هرکس در هر لباسی، در هر جایگاهی، با هر سابقه ای و با هر ادعایی، رفتار و منش طاغوتی داشته باشد، همان طاغوت است.

و ما وظیفه داریم برای حفظ انقلاب، از بازگشت روحیه طاغوتی به هر فرد و مجموعه ای (از جمله خودمان) جلوگیری کنیم و بدانیم که تمایز انقلابی نمایی و انقلابی گرایی در میزان فاصله افراد از روحیات طاغوتی است!

پی نوشت ها:

1- صفحه اینستاگرام خبرگزاری فارس

2- صحیفه امام، ج‏14، ص 365؛ سخنرانی در جمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی، 6 خرداد 1360

3- شهید آیت الله بهشتی: «آن مسؤولی که بی توجه به انتقادها باشد طاغوتی است که بر مستند کبریایی تکیه زده» (کتاب بایدها و نبایدها، صفحه 65)

4- کارمند را چه به فضای مجازی؟!+صوت

5- در مذمّت پرونده سازی برای مردم عادی+صوت

6- وصیت نامه شهید «حاج همت»

7- به عنوان نمونه: خاطره ای از طاغوتی گری یک مدیر حزب اللّهی


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: چهارشنبه 96/10/27::: ساعت 9:0 عصر

بریده سخنرانی

وَ لْیَکُنْ أَبْعَدَ رَعِیَّتِکَ مِنْکَ وَ أَشْنَأَهُمْ عِنْدَکَ أَطْلَبُهُمْ لِمَعَایِبِ النَّاسِ

فرمودند مالک! آنجا می روی حکومت به نام اسلام تشکیل می دهی، مواظب باش این آدم های فضولی که مدام می گردند دنبال عیب های مردم عادی، می خواهند عیب پیدا کنند، هی می خواهند پرونده سازی کنند برای مردم عادی، به تو و به حکومت اسلامی نزدیک نشوند!

فرمود این ها دورترین آدم ها باشند در رده بندی از حکومت! نگذار این ها بیایند تصمیم گیر شوند!

آدم هایی که به مردم مدام سوءظن دارند و هی دنبال عیب می گردند! عوض اینکه دنبال خوبی بگردند، دنبال بدی می گردند!

فرازی از سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی با موضوع «حضرت علی(علیه السّلام) و دو چهره از حکومت»، رادیو معارف، برنامه «برای بیداری»، 20 فروردین ماه 1396

دریافت بریده صوت

صوت سخنرانی کامل از سایت رادیو معارف


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 96/10/8::: ساعت 7:33 عصر

آقای نماینده ای برای توجیه افزایش 70درصدی حقوق نمایندگان مجلس می گوید: «مدیر را باید تأمین کنیم وگرنه فساد ایجاد می شود»! (1)

در حالی که اگر مدیری خودساخته باشد، در هیچ شرایطی دچار فساد نمی شود و اگر خود را در موقعیت فساد، ضعیف النفس و آسیب پذیر می داند، غلط می کند در نظام اسلامی مسؤولیت می پذیرد!

نایب رئیس جامعه‌ی جراحان نیز قبلا افاضه فرموده بود:«تا وقتی که تعرفه‌ها عادلانه نیست هر چیزی که پزشک می‌گیرد حقش است؛ حال نامش رومیزی یا زیرمیزی باشد»! (2)

در حالی که اگر پزشکی خود ساخته باشد، هرگز قی کرده افعی را حق خود نمی داند و اگر زیرمیزی را حق خود می داند غلط می کند سوگند نامه بقراط را بلغور کند!

چندی بعد از آن جامعه جراحان اعلام می کنند:«پدیده‌ی زیرمیزی به هر شکل آن مردود است ولی باید همانند سایر ناهنجاری‌های اجتماعی، عوامل به‌وجود آورنده‌ی آن از جمله تعرفه‌های ناعادلانه اصلاح شود» (3)

و چندی بعدتر بالاخره وزیر بهداشت با افتخار در تلویزیون اعلام می کند که ما زیرمیزی را با تصویب قانون به روی میز آوردیم! (4)

حرص و طمع که حد یقف ندارد؛ تا کجا می خواهید قانون را به نفع این حریصان و طمعکاران سیری ناپذیر، تغییر دهید؟!

خدا را شکر که کارمندان نه دچار فساد می شوند و نه حقوقشان غیرعادلانه است و با تصویب چندرغاز افزایش حقوق ده پانزده درصدی سالانه، منت هم سرشان می گذارند!

و اگر هم بخواهند حرفی از لزوم تأمین معیشتشان و عادلانه نبودن حقوقشان بگویند، ابزارهای قانونی فراوانی برای مهار کردنشان پیش روی این مدیران ضحاک صفت وجود دارد.

و بیچاره تر، کارگران جان به لب رسیده ای که اگر  بخواهند در یک مراسم فرمایشی، کف حق و حقوقشان را فریاد کنند، تهدید به خُرد کردن دهانشان می کنند! (6)

پس کی قرار است دندان طمع قارون صفتان کشیده شود و قانون به نفع ضعیفان و مردم کف جامعه تغییر کند؟

آیا هدف از انقلاب، غیر از این بود؟

پی نوشت ها:

1- صوت: سخنان جعفرزاده ایمن آبادی، نماینده رشت در مجلس

2- دکتر عباسیون: زیرمیزی حق پزشک است

3- واکنش رئیس جامعه جراحان ایران به دریافت زیرمیزی

4- دفاع وزیر بهداشت از طرح تحول سلامت و پاسخ صریح به حاشیه ها و نقدها

5-افزایش 10 درصدی حقوق کارمندان و کارگران در سال 97

6- فیلم: تهدید مجری برنامه روحانی به خرد کردن دهان کارگران!

 

لینک در کانال تلگرامی تکلیف الهی


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 96/10/8::: ساعت 5:15 عصر

بعضی ها آنقدر اومانیست شدند که حتی زلزله را هم ناشی از فعالیت های انسانی می دانند و مدام هارپ هارپ می کنند!؛ در حالی که حتی پس از اصابت مستقیم بمب اتم به مناطق زلزله خیز ژاپن هم هیچ زمین لرزه ای گزارش نشد!

بعضی ها هم آنقدر داروین زده شدند که از جبر قوانین طبیعت می گویند!؛ در حالی که طبق سیر طبیعی، دوره بازگشت هر زمین لرزه 150 سال است و آخرین زلزله مهیب تهران نیز 180 سال قبل اتفاق افتاده است؛ یعنی وقوع زمین لرزه بالای 7 ریشتری در تهران، تا کنون 30 سال تأخیر دارد!

خلاصه به همه چیز فکر می کنیم غیر از فلسفه نماز آیات: آیت و نشانه بودن؛ در نظر گرفتن علل و عوامل فراطبیعی، تأثیر اعمال ما انسان ها در بروز یا عدم بروز رخدادهای طبیعی و نقش قهر و لطف خدا در تأخیر و تعجیل و میزان ضعف و شدت این رخدادها.

لینک در کانال تلگرامی تکلیف الهی


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 96/9/19::: ساعت 11:15 صبح

پاسخی به سؤالات یک مسابقه فرهنگی به مناسبت هفته بسیج

بسیج چیست؟

بسیج عبارت است از پایگاه تجمع نیروهای داوطلب مردمی برای حفظ نظام مقدّس جمهوری اسلامی و تحقّق آرمان ها و اهداف انقلاب اسلامی در همه عرصه های سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، علمی و ...

بسیجی کیست؟

به تعبیر مقام معظم رهبری، «بسیجی یعنی علی(علیه السلام) که همه وجودش وقف اسلام بود».

بسیجی کسی است که طبق فرمایش مقام معظم رهبری باید وسط میدان بماند تا فضیلت های اصلی انقلاب حفظ شود؛ بنابراین بسیجی باید در درجه اول بر خصوصیات و موقعیت خود در هر میدانی که حضور دارد واقف باشد، وظیفه و رسالت خود در حفظ فضیلت های اصلی انقلاب در آن میدان را بشناسد و به موقع و به هنگام به تکلیف خود در آن میدان عمل کند.

بسیجیِ نمونه در ... باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

... بسیجیِ نمونه نباید به شناخت ارزش ها، تبلیغ ارزش ها و حتی عمل به ارزش ها بسنده کند، بلکه باید ارزش ها را اقامه کند؛ یعنی باید دغدغه های ارزشی داشته باشد و تا زمانی که ارزشی رعایت نشده و ضدارزشی کنار زده نشده، نباید آرام و قرار داشته باشد.

بسیجیِ نمونه، باید ضمن تبلیغ و ترویج فرهنگ بسیجی، با الگو قرار دادن شهداء و سرداران بسیجی، فرهنگ بسیجی را اقامه کند.

بسیجیِ نمونه باید ضمن رعایت قوانین و مقررات، اجازه ندهد ارزش های اخلاقی و آرمان های انقلابی پشت نقاب قانونمداری به محاق رود.

بسیجیِ نمونه باید ضمن رعایت احترام پیشکسوتان و مسؤولین، از طرح نظرات و نقدها و اشکالاتی که به نظرش می رسد دریغ نورزد.

بسیجیِ نمونه باید ضمن نقدپذیری، همواره نگاه انتقادی نسبت به پیرامون خود داشته باشد و به کمتر از فتح قله های ارزش آفرینی راضی نشود.

بسیجیِ نمونه با تهدید و طمع، شانه از زیر بار مسؤولیتِ انقلابی خود خالی نمی کند.

بسیجیِ نمونه آنچه را که حق می داند می گوید گرچه به برخی(از جمله صاحب منصبان) بربخورد و در راه خدا از ملامت هیچ ملامت گری نمی هراسد.

بسیجیِ نمونه نباید طاغوت را فقط در پادشاهان و استکبار را فقط در نظام سلطه جهانی خلاصه کند؛ بلکه باید همچون امام راحل(ره) در جبهه جهاد اکبر، ضمن شکستن بت طاغوت و استکبار درونی، هیچ رفتار و تصمیم طاغوتی و شبه طاغوتی را برنتابد و بداند که ظاهر و سابقه و ادعای انقلابی گری و جایگاه افراد در نظام اسلامی نمی تواند هیچ کسی را مصون از مکاید شیطانی و نفس امّاره قرار دهد.

بنابراین بسیجیِ نمونه، به هیچ وجه نباید به جایگاه و وظیفه رسمی و سازمانی خود بسنده کند، بلکه باید شأن انقلابی خود را در انجام تکلیف الهی و نظارت همگانی بشناسد و از هیچ تلاش و کوششی برای تحقّق شعارهای ارزشی انقلاب کوتاهی نکند.

 

و من الله توفیق

همایون سلحشور فرد


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: چهارشنبه 96/9/15::: ساعت 11:46 صبح

ظاهراً کلاس تقویتی تابستان سال 66 بود که یک معلّم سر کلاس، دانش آموز شرّی را با ضرب و شتم از کلاس بیرون انداخت.

جلسه بعد دو خط حدیث در مذمّت تنبیه بدنی، آن هم در مقابل جمع و اثرات نامطلوب آن بر تربیت، روی کاغذ نوشتم و آن را داخل تریبون آقا معلّم قرار دادم.

آقا معلّم همان ابتدای کلاس متوجّه کاغذ شد و بدون تأمّل و بی هیچ مقدّمه ای شروع کرد متن آن را برای همه خواند و ضمن اقرار به اشتباهش، بلافاصله گفت که به آن دانش آموز هم بگویید برگردد سر کلاس.

از یک طرف آن معلّم ادّعای ارزشی بودن نداشت و شعارهای ارزشی نمی داد  و از طرف دیگر نیز آن دانش آموز واقعاً شر و مقصّر بود.

حالا من نمی دانم بعد سی سال چه اتفاقی افتاده که هرچه برای افرادی ارزشی و ولایت مدار - که لابد مدّعی جذب حداکثری و دفع حداقلی هم هستند-، حدیث و روایت و سخنان امام(ره) و رهبری و سایر بزرگان انقلاب و سیره شهدا و خاطره و ... می گذاریم که متوجّه اشتباهاتشان بشوند و بفهمند این طرز برخوردها درست نیست که مثلاً به کسی بگویند «تو چه حقّی داری کانال و سایت داشته باشی و اظهار نظر کنی؟!»، کاملاً نتیجه عکس می دهد و در پی پرونده سازی و مچ گیری از لابلای گپ و گفت های خودمانی در شبکه های اجتماعی می روند و مرا متّهم می کنند به «درج شایعات و مطالب کذب ... در کانال تلگرامی خود»!

این خاطره را هم در کانال تلگرامی خود منتشر می کنم تا بدانند یک بسیجی به هیچ روی با این اتهّام زنی ها و تهدید به برخورد با بی رحمانه ترین شکل ممکن، شانه از زیر بار تکلیف الهی و رسالت انقلابی خود(*) خالی نمی کند.

و تا بدانیم روحیه طاغوتی و استکباری یک شبه سراغمان نمی آید.

اَعاذَنَا اللّه مِنْ شُرورِ اَنْفُسِنا وَ سَیئاتِ اَعمالِنا

پی نوشت:

*- همه چیز به همه ما مربوط است!


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 96/8/28::: ساعت 10:16 صبح

حسین یا امام حسین(علیه السّلام)؟!(*)

خداوند در قرآن احبار و علما و آخوندهای یهود را سرزنش و نفرین می کند که طمع و ترس باعث شد که دیگر انتقاد نکنند!(مائده/64)

امر به معروف، دفاع از ارزش ها و نهی از منکر را گذاشتند کنار... نهی از منکر یعنی انتقاد تا سر حد اعتراض!

امام حسین(علیه السّلام) می فرمایند نگاه کنید ببینید این آیات برای چه کسانی آمده!...

می فرمایند مگر خداوند نفرمود «فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ»؟! از مردم نترسید! از من بترسید!... چگونه می توان هم خداپرست بود و هم ترسید؟!

سپس اشاره می کنند که تنها راه دفاع از اسلام این است که اول ردّ مظالم، یعنی هرجا ظلمی شده باید برگردد... دوم مواجهه با ظالم!

باید جلوی آنهایی که ظلم کردند بایستی توی چشم، خطاب به آن ها داد بزنی!؛ یعنی هم مصادیق ظلم را اصلاح کنی و هم درگیر شوی با ظالم!...

 امام حسین(علیه السّلام) می فرمایند برگردید ببینید خدا چرا نخبگان امت های قبل را توبیخ کرد!... حرف مفت در جامعه زیاد زده می شد این ها هم هیچی نمی گفتند!...

 امام حسین(علیه السّلام) می فرمایند هم مبارزه با ظلم(یعنی ردّ مظالم) و هم مبارزه با ظالم هر دو لازم است؛ باید اسمش را ببری، جلویش بایستی بگویی تو!... ادامه مطلب...

 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: سه شنبه 96/8/16::: ساعت 10:44 عصر

چندی قبل یکی از آقایان علما در مسجدی بین دو نماز به نقل خوابی پرداخت که حجت الإسلام رحیمیان(سرپرست پیشین بنیاد شهید و تولیت فعلی آستان مقدس جمکران) برایش تعریف کرده بود.

وی ابتدا تأکید می کند که حاج آقای رحیمیان معمولاً اهل تعریف کردن خواب نیست، سپس در ادامه به جهت ذکر اهمّیت پرهیز از اختلافات، اینگونه نقل می کند که ایشان امام خمینی(ره) را در خواب دیده است در حالی که بسیار لاغر شده بود؛ لذا جویای احوال می شود و از امام سؤال می کند که چرا به این وضع درآمده اید؟!

امام(ره) در پاسخ می گوید:«من اگر می دانستم مردم پس از من اینگونه به اختلاف می افتند از اول نهضت برپا نمی کردم»!!!

با شنیدن حکایتِ این خواب، غرق در شگفتی و تعجّب شدم؛ چرا که  امامِ تکلیف گرایی که ما می شناسیم همواره خود را مأمور به انجام تکلیف می دانست و نتیجه برایش موضوعیت چندانی نداشت(1).

چگونه امام در عالم رؤیا و یا عالم برزخ تغییر می کند و از انجام تکلیف خود، پشیمان می شود؟!

آیا با اختلافاتی که مسلمانان صدر اسلام دچارش شدند، به گونه ای که دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را به خشم آوردند، علی(علیه السلام) را خانه نشین کردند، پیشوایان معصوم(علیهم السلام) را یکی پس از دیگری مقتول یا مسموم کردند و...، پیامبر اسلام هم باید بگوید «من از انجام رسالت خود پشیمان شده ام»؟!

امام راحل(ره) فقط درباره مقطع کوتاهی از نهضتِ پر برکتش فرمود «ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم؛ راستی مگر فراموش کرده‌ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده‌ایم و نتیجه فرع آن بوده است؟!.»(2)؛ آن وقت چگونه باور کنیم چنین فردِ تکلیف گرایی، یهویی در خواب از کلِّ نهضت پیامبرگونه اش پشیمان می شود؟!

بر فرض هم که خدای ناکرده روزی ملّت دچار اختلافاتی بدتر از عصر صدر اسلام و فاجعه بار تر از عصر حاضر در کشورهایی مثل مصرِ پس از سرنگونی مبارک شوند، باز هم امامِ ما از این جهت که تا وقتی بود به تکلیف خود عمل کرد و نهضت را پیش برد، نزد خدای متعال رو سفید است؛ چرا که «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفسًا إِلّا وُسعَها»

در قصص انبیاء(علیهم اسّلام) امّت هایی را شاهدیم که گرفتار «فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَیْنِهِمْ»، «فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ» و نظائیر آن شدند، امّا هرگز پیامبری از انجام رسالت خود پشیمان نشد و نگفت من اگر می دانستم چنین و چنان می شود، نهضت برپا نمی کردم!؛ چرا که خدا به آن ها مأموریّت انذار داد و تأکید فرمود «لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ»

امّا جالب اینجاست که حجت الاسلام رحیمیان سال گذشته در آستانه دهه فجر انقلاب اسلامی تأکید کرده بود:«نسل حاضر باید به‌جای استناد به خواب‌ها و خاطره‌ها و گفته‌های این و آن، استناد به وصیت‌نامه حضرت امام کنند.»(3)

حال به وصیّت امام راحل(ره) رجوع می کنیم که در تمجید از امّتش تأکید می کند: «من با جرأت مدعی هستم که ملّت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله(صلی الله علیه وآله) و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی(صلوات الله و سلامه علیهما) می‌باشند.»(4)

آیا امّتِ امام امروز تغییر کرده است؟ به جدیدترین دیدگاه نائب بر حقش، امام خامنه ای رجوع می کنیم: «نسل جوان، نسل نوجوان با همان روشن‌بینی که در اوّل انقلاب وجود داشت و از او توقّع می رود، امروز هم وجود دارد. دلیلش هم همین است که شما مشاهده می کنید؛ جوان دهه‌ی هشتادی که نه جنگ را، نه امام را، نه انقلاب را دیده امّا همان مفاهیم را با همان روشن‌بینی، با همان اقتدار که آن روز یک جوان فهمیده‌ای دنبال می کرد، امروز این نوجوان ما دارد دنبال می کند.»(5)

نه آقا جان! هر کس امام را با چنین وصفی در خواب ببیند، امام را ندیده است، بلکه شیطانی را دیده است که به شکل یک خمینیِ تحریف شده جعلی درآمده تا او را فریب دهد!؛ پس مراقب باشید نه خود فریب بخورید و نه دیگران را فریب دهید.

خمینیِ پشیمان از نهضت را مگر اینکه در همان خواب ببینید!

نهضت خمینی(ره) به خواست خدا با قدرت به پیش می رود، خس و خاشاک را کنار می زند و پشیمان ها و از نفس افتاده ها و منافقان را غربال می کند تا إن شاءالله به سر منزل مقصود برسد.

پی نوشت ها:

1- صحیفه امام خمینی » جلد 21 » صفحه 284: « همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه‌ایم نه مأمور به نتیجه»

2-همان

3-شبکه افق سیما، قسمت بیست و یکم برنامه جهان‌آرا (11 بهمن 1395)

4-متن کامل وصیت‌نامه الهی سیاسی حضرت امام خمینی رحمه‌الله

5- بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان/ 11 آبان 1396


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 96/8/11::: ساعت 2:37 عصر

صوت قدیمی:

نوحه خوانی حاج غلام کویتی پور و حاج صادق آهنگران

دهه آخر صفر سال 1365 شمسی

حسینیه عاشقان ثار الله سپاه

به مناسبت ایام عزاداری ماه صفر، یکی از نوارهای کاستی که دوران سربازی از تبلیغات سپاه  گرفتم، تبدیل به فایل صوتی کردم و تقدیم می کنم:

بین حسینت را به خون آغشته بی سر، یا جدّا

خواهم امشب خون ز چشم تر بگریم

یا حسین جان ما به قربانت/ جان به قربان کام عطشانت

 
پخش مستقیم از سایت روشنگری

دریافت از سایت روشنگری

دریافت از پرشین گیگ با کیفیت بالا


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: چهارشنبه 96/8/3::: ساعت 8:37 عصر

رنجنامه های دهه هفتاد/32

از حسینیه حاج همّت تا هیأت طلافروشان(درد دل مکتوب یکی از بسیجیان اکیپ تفحّص شهداء)/5

شب شام غریبان حسینی، عاشورای 73 در میدان محسنی (مادر) و خیابان میرداماد، حسابی جایت خالی بود تا ببینی در آنجا هیچکس غریب تر از آقا امام حسین (ع) نبود؛ به قول یکی از بچه ها، همه چیز دیده بودیم الا کوکتل پارتی محرم !

در جلوی پاساژ طلافروش ها، که به اصطلاح  محل برگزاری هیأت عزاداری طلافروش های میدان محسنی بود، انبوه پسران و دختران در دو طرف خیابان تجمع کرده بودند، طوری که حتی ترافیک هم مختل شده بود.

با خودم گفتم: «نباید اینقدر بی انصاف باشیم، چه کار به ظواهر آدم ها داریم؟! چه اشکالی دارد؟! هر چه هم که در شمال شهر غریب باشیم بالاخره اینجا هم جزو خاک مملکت ماست؛ ببین! این هم هیأت عزاداری برای سیدالشهدا(علیه السّلام)»

این بود که رفتیم قاطی این جمعیت که معلوم شد از اکثر نقاط همین محله آمده اند؛ قیافه های دختران 13 تا 20 ساله به اشکال عجیب و غریبی شبیه آنچه در مرکز خرید مرصاد دیده بودیم آرایش شده بود.

چپ و راست ماشین های لوکس هفت، هشت میلیون به بالا بود که جلوی پاساژ ردیف شده بودند؛ با مزه تر از همه جدال و چشم و هم چشمی پسرکی شانزده، هفده ساله بود که سوار بر یک میتسوبیشی گالانت اسپرت، داشت با دخترکی هم سن و سال خودش که پشت فرمان یک اپل متالیک مشکی لمیده بود و بستنی کیم می مکید، مجادله می کرد!؛ دعوایشان بر سر این بود که دست به فرمان کدامشان بهتر است و ماشین کدام، سرعتش بیشتر است ...

بگذار بقیه ماجرا را به زبان حال برایت بگویم که لطف بیشتری دارد! ادامه مطلب...

 
<      1   2   3   4   5   >>   >
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک