سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
 تعداد کل بازدید : 462430

  بازدید امروز : 19

  بازدید دیروز : 208

تکلیف الهی

 
لغزش دوستت را برای هنگام یورش دشمنت، تحمّل کن . [امام علی علیه السلام]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: شنبه 96/7/22::: ساعت 10:9 عصر

رنجنامه های دهه هفتاد/31

از حسینیه حاج همّت تا هیأت طلافروشان(درد دل مکتوب یکی از بسیجیان اکیپ تفحّص شهداء)/4

... یکی از بچه ها، رادیوی ماشین را روشن می کند؛ اخبار فرهنگی... صدای شاد گویند بشارت می دهد «341 سکّه متعلّق به عصر قاجار در یک حفاری بدست آمد؛ به گزارش خبرنگار ما...»

موج رادیو را عوض می کنم؛ از شنیدن رنگ تند پرقمیش ویلون و شارت و شورت سینتی سایزر، می فهمم روی موج «رادیو پیام » آمده ایم.

آوای سوزناک خانم مجری با چاشنی غلیظ آهی کشدار، در حال دکلمه اشعار بی وزن و قافیه سپهری به گوش می رسد که «به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیایید!»؛ خفه اش می کنم! خانم مجری را نه، رادیو را!

بعد از پیاده کردن یکی از بچه ها در خیابان شهیدبهشتی سابق(!) - عباس آباد فعلی - جهت خرید بعضی مایحتاج، به فروشگاه دائمی مستقر در مصلّای تهران می رویم.

به به! چه نام زیبایی دارد: «مرکز خرید مرصاد»!

در جا به یاد آن «وقت اضافی» مسابقه 8 ساله شهادت می افتم؛ به یاد عملیات مرصاد و شهدای خوش شانس آن آخرین حمله؛ به یاد بچه هایی که اراذل عضو ارتش آزادیبخش(!) عراق، پیکرهای زخمی از نفس افتاده آن ها را در اسلام آباد یک جا گرد آوردند، دست هایشان را از پشت با کش جوراب زنانه بستند و بعد از بریدن شاهرگ گلویشان ... محض اطمینان تیری هم به پهلوی چپ این بچه ها خالی کردند ...؛ تو که در حمله مرصاد بوده ای، می دانی چه می گویم!

حالا ما به مرکز خرید مرصاد آمده ایم؛ اینجاست که می بینیم چطور همه عناوین و اسماء مقدّس انقلاب و جنگ دارند لوث می شوند! ادامه مطلب...

 
<      1   2   3   4   5   >>   >
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک