سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
 تعداد کل بازدید : 492225

  بازدید امروز : 213

  بازدید دیروز : 144

تکلیف الهی

 
سنگى که به غصب در خانه است ، در گرو ویرانى کاشانه است . [ و این گفتار از پیامبر ( ص ) روایت شده است و شگفت نیست که دو سخن همدیگر را ماند که از یک چاه کشیده است و در دو دلو ریخته . ] [نهج البلاغه]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 97/6/8::: ساعت 12:42 عصر

به بهانه عید غدیر و نمایشگاهِ نامِ علی (علیه السّلام) در اشکالِ مختلفِ هنری

ماشاءالله در شعار و نمایش کم نمی آوریم و در شرایطی که بیگانگان، سخنان مولا را سر دست می گیرند، ما فقط سرگرم نامش هستیم و گویا خود را از سخنان ایشان بی نیاز می دانیم.


به جای نمایش نام "علی" (علیه السلام) در اَشکال مختلف هنری، این قبیل سخنانش را جلوی چشم مسؤولین نمایش دهید:"إنّ عملک لیس لک بطعمة ولکنّه فی عنقک أمانة؛ مسؤولیت برای تو، طعمه ای نیست [برای دریدن]، بلکه امانتی بر گردنت!" (1)

و یا این جمله را جلوی چشم ما کارکنان قرار دهید تا بدانیم که "اضاعة الفرصة غصة؛ از دست دادن فرصت باعث غم و اندوه است." (2)

به جای نام علی (علیه السلام) سخنانش را بنویسید تا آن مسؤولی که در برابر انتقاد، برآشفته می شود بداند:" باید برگزیده ترین افراد در نزد تو کسی باشد که سخنِ تلخِ حق به تو بیشتر گوید، گرچه این حقگویی او سبب دلتنگی تو شود" (3)

سخنان علی (علیه السلام) را بنویسید تا عوامل یک مسؤول، اجازه و یا دستور نداشته باشند علیه افراد عادی پرونده سازی کنند:" و باید که دورترین افراد از تو و دشمن ترین آنان در نزد تو، کسى باشد که بیش از دیگران عیبجوى مردم است" (4)

بنویسید تا مسؤولین بدانند چه حقوقی را از رعایا بر گردن خود دارند:"حقى که شما بر عهده من دارید این است که چیزى را از شما مخفى ندارم جز اسرار جنگ را، و کارى را بى مشورت شما نکنم جز اجراى احکام خدا را، و حقى را که از آن شماست از موعد خود به تأخیر نیفکنم و تا به انجامش نرسانم از پاى ننشینم" (5)

 ... اصلا من چرا این ها را می گویم؟ من چه حقی دارم و چه جایگاهی دارم که جایگاه داران را زیر سؤال ببرم؟! (6)

آقایان علما! شما باید به جای «گل و بلبل» و «شرح فراق» و ...، این ها را بگویید!؛ شما که کمتر از منِ دون پایه از اسکرین شات و پرونده سازی و تهدید و توبیخ صاحب منصبان و عواملشان در امانید!

پی نوشت ها: 

1- نهج البلاغه، نامه 5

2-همان، حکمت 114

3- همان، نامه 53 / فیلم: مسؤول باید انتقادپذیر باشد!

4- همان/ در مذمّت پرونده سازی برای مردم عادی+صوت

5- همان، نامه 50/ آنچه نگفتند!

6- گرامی داشت اولین سالروزِ «تو چه حقّی داری ...؟!»


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 97/6/4::: ساعت 5:0 صبح

به بهانه روز کارمند

اگر کارمند یعنی «صندلی پُر کُنِ ساکت ِ مجالس»، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

اگر کارمند بودن یعنی «زینة المجالسِ صاحب منصبان» بودن، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

اگر کارمند کسی است که بتوان به او گفت «تو چه حقّی داری اظهار نظر کنی؟!»، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

اگر کارمند کسی است که با یک «تشر» و «توبیخ» ساکت شود، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

اگر کارمند بودن یعنی «آسّه برو آسّه بیا که گُربه شاخت نزنه!»، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

اگر کارمن بودن یعنی «رفتار طاغوتی» را برتافتن، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

اگر کارمند در برابر «ناحق» سکوت می کند، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

اگر کامند رزقش را دست رئیسش می بیند، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

اگر کارمند «مُنتقد» و «مُصلح» نیست، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

اگر کارمند جرأتِ بیانِ اشکالات و نصیحت نسبت به اُمرا را ندارد، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

اگر کارمندِ «انقلابی» بودن جمع نقیضین است، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

اگر کارمند اهل «اتلاف وقت» است و «فرصت خدمت» را غنیمت نمی داند، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

اگر کارمند در «روزمرّگی» ها کپک می زند، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

اگر کارمند یعنی «پُشت میزنشینِ بی خاصیّت»، امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

امروز چهارمین سال متوالی است که در مراسم «روزِ کارمند» شرکت نمی کنم، پس امروز روز من نیست، به من تبریک نگویید!

این یادداشت مرا هم می توانید به فهرست تخلّفاتم اضافه کنید؛ اگر روزی همان شهدایی که مرا متّهم به وهن مقام شامخشان کردید، جان دادند که طاغوت برنگردد، من افتخار می کنم که با قلمم نگذارم روحیه و رفتار طاغوتی در مجموعه ای از این نظام اسلامی، نهادینه و عادی شود.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 97/5/25::: ساعت 10:32 صبح

کسانی که به راحتی آب خوردن اتّهام تراشی و پرونده سازی می کنند، خوب بشنوند!

کسانی که فعالیت های زیردستانشان را در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی با سوءظن رصد می کنند و اسکرین شات می گیرند و بدون حمل بر صحت کردن، گزارش مغرضانه تنظیم و ارسال می کنند خوب بشنوند!

کسانی که بر اساس آن گزارش های مغرضانه و علی رغم عذر و استدلال و انکار متّهم، حکم ظالمانه صادر می کنند، خوب بشنوند!

کسانی که در برابر مراجع رسیدگی کننده به شکایات به جای پذیرش اشتباه خود، از سوءسابقه ای سخن می گویند که خود به ناحق برای دیگران تراشیده اند، خوب بشنوند! :

گزیده ای از برنامه «پارسایان» رادیو معارف/ 19 دی ماه 1396 :

دریافت از سایت روشنگری

دریافت از پرشین گیگ


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: شنبه 97/5/6::: ساعت 4:44 عصر

بریده سخنرانی(قابل توجّه تشکیلاتی که حراستش می گوید: «تو چه حقّی داری کانال و سایت داشته باشی و اظهار نظر کنی؟!») :

امام رضا (علیه السّلام) فرمودند جدم رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) فرمود «امت من در آن لحظه ای که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند اعلام جنگ کنند با خدای متعال! »

امر به معروف و نهی از منکر یعنی نظارت بر اتفاقاتی که در جامعه می افتد و انتقاد!

امر به معروف یعنی یک ارزش هایی باید باشد، نیست، فریاد کن و مطالبه کن که چرا نیست!

نهی از منکر یعنی ضدّارزش، فساد، بی عدالتی، انحرافات فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی

و شما بی تفاوت نباید باشید، باید فریاد بزنید! باید افشا کنید، اعتراض کنید و دست کم سؤال کنید (البته مراتب دارد.)

حضرت رضا (علیه السّلام) فرمودند جامعه دینی جامعه ای است که مردم حاکمیت را، حاکمیت مردم را، حاکمیت خودش را، اجزای حاکمیت یکدیگر را، مردم خودشان یکدیگر را، همه از چهار جانب مراقب و مواظب همدیگر باشند؛ یک نظارت عام و همگانی به عنوان واجب شرعی در حد نماز

امر به معروف و نهی از منکر واجب است یعنی آزادی بیان و آزادی انتقاد ادامه مطلب...

 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 97/4/18::: ساعت 6:7 صبح

از هیبت و وجهه و سابقه ی مهاجمی که می خواهد ما را از ایفای نقش خود در میدان های مختلف زندگی باز دارد، نهراسیم و به خاطر آنچه که می نمایاند و آنچه که درباره اش می گویند، خود را نبازیم و صحنه را خالی نکنیم.

از انجام آنچه که تکلیفمان است کوتاه نیاییم و با ایستادگی و بیان به جا و به موقع انتقادات و حرف حق، رفتارهای طاغوتی صاحب منصبان را مهار کنیم. 



 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 97/3/17::: ساعت 9:21 عصر

تا قبل از این ها هرکس می پرسید کی بازنشسته می شوی، می گفتم من که عجله ای ندارم، هرچه دیرتر بهتر، فرصت خدمت را باید غنیمت دانست.

ولی سال گذشته خدمتگزاران ارزشی به من خدمتی کردند که در سال جدید در اولین فرصت با صرف حدود پنج میلیون تومان هزینه به صورت قسطی برای احتساب دوران سربازی ام به عنوان سابقه خدمت اقدام کردم تا بلکه دو سال زودتر بازنشسته شوم.

خلاصه اینکه در این شب های عزیز قدر که تأکید و اصرار روی گذشت و بخشیدن یکدیگر می شود خواستم با صدای بلند اعلام کنم که بعد 32 سال بخشیدن در شب های احیاء، امسال دیگر خبری از بخشش نیست.

از هرکسی که سر سوزنی باعث شده باشد سر سوزنی شوق خدمت رسانی ام کاهش پیدا کند، سر سوزنی گذشت نخواهم کرد.

گذشت و بخشش در حق کسانی است که از کرده خودشان پشیمان شده باشند، نه کسانی که علی رغم آن همه نصیحت در باب اهمیت انتقادپذیری و روشنگری در خصوص شاخص های ارزشمداری، همچنان مُصر بر پرونده سازی و سوءسابقه تراشی باشند.

کسانی که همچنان به جای پاسخگویی و پذیرش اشتباه خود، به دیگران می گویند «فلانی سوءسابقه دارد ...» (*) و پشیزی حفظ آبروی زیرمجموعه شان برایشان موضوعیت ندارد.

کسانی که در برابر آنچه خطا می دانند، به تعبیر خودشان با بی رحمانه ترین شکل ممکن برخورد می کنند، دیگر در چنین شب هایی نباید توقع رحم و گذشت داشته باشند.

آری، منِ خلاف کارِ جهنمی، هرگز از تهمت های درشتِ شما ارزشی نمایانِ بهشتی گذشت نخواهم کرد.

پی نوشت:

*- منم، خلافکار دست به کانال!


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: چهارشنبه 97/3/9::: ساعت 6:25 عصر

سی سال قبل خبری از سلفی و استوری و این ها نبود اما لحظاتی که در چنین روزی در کابین آمبولانس در همین زاویه دو ساعتی کنار تابوت مهمان محله مان، شهید بهزاد مفتوحی نشسته بودم، به خوبی در خاطره ام ثبت شده است.(1)

آن روز فکر می کردم که ای کاش می شد هر سال در همین روز، همین مسیر را طی کنم و تجدید عهد کنم، اما حالا پانزده سالی هست که هر روز برای رسیدن به گلخانه عطرآگین، مشرف بر گلزار شهدای بهشت زهرا (سلام الله علیها) می شوم.

امروز هم بر سر مزارش نه سلفی می گیرم و نه استوری می گذارم، اما می نویسم تا این لحظات ثبت شود. ادامه مطلب...

 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 97/3/4::: ساعت 6:19 عصر

به بهانه سوّم خرداد، سالروز حماسه فتح خرمشهر

جهت یادآوری به آقای کویتی پور

حاج غلام عزیز! دیگر نگو که «با صدای داریوش نفس می گیرم» (1).

تو با روضه حسینی بزرگ شده ای و با نفس خمینی جان گرفته ای.

هم نفس شدن با شهداء و برای «جهان آرا» ها خواندن (2)، کفاره ی غفلتِ هم نفس شدن با خواننده های طاغوتی بود.

به دوران جاهلیت خود برنگردید و به آن افتخار نکنید!

زمانی که با نوایت مردم را به دفاع از شرف می خواندی، بی شرفی مثل این خواننده طاغوتی کجا بود جناب کویتی پور؟!

زمان اشغال و بازپس گیری خرمشهر، آن زمان که در اضطراب اشغال خرّمشهر، شهید جهان آرا ناله سر می داد «یا ربّ العالمین! مپسند بر ما ذلّت و خواری را!» (3)، این بی غیرت های بی وطن کجا بودند؟!

پی نوشت ها:

1- اظهارات عجیب کویتی پور در گفتگو با تی وی پلاس

2- نوحه معروف «ممّد نبودی ببینی ...» با صدای کویتی پور

3- جمله آخر وصیّت نامه شهید جهان آرا


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 97/3/4::: ساعت 5:56 عصر

این یادداشت را چندی قبل به بهانه روز معلم در کانالم منتشر کرده بودم:

امسال سی اُمین معلّمی استاد محمّد اکرمی است؛ رزمنده ای که پس از جنگ هم ندای امام راحل (ره) را لبیک گفت.

آن روح خدا پس از پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ، ضمن پیام تاریخی اش سفارشی داشت که کمتر کسی - به خصوص از دولتمردان-  به آن توجه کرد.

خمینی کبیر فرمود: «امروز، روز هدایت نسل های آینده است» و رزمنده ها و انقلابی های کمتری توانستند علی رغم بودجه ناچیز و بی اعتنایی دولتمردان نسبت به این سفارش حضرت امام (ره) در این میدان بمانند و به تکلیف خود عمل کنند.

اما او در این میدان ماند و علاوه بر تربیت نسل های بعدی انقلاب، حتی شهیدانی را نیز پس از جنگ تربیت کرد؛ از شهید مبارزه با اشرار و امر به معروف و نهی از منکر تا شهید مدافع حرم.

پس از تبریک روز معلّم به این بهترین معلّم نسل های آینده پس از جنگ که افتخار شاگردی اش را داشتم، سی اُمین سال آشنایی با او و شاگردی اش را به خودم نیز تبریک می گویم.

گرچه به گَرد پای شاگردانش همچون شهیدان محمد عبدی، محسن سیفی، غلامرضا زبونی، علی خلیلی، محمدحسین محمدخانی و ... نرسیدم اما خدا را شکر هنوز محافظه کار نشدم، نان به نرخ روز خور نشدم، پاچه خوار نشدم، بی دغدغه و بی درد نشدم، با کج رفتاری انقلابی نماهای بی اخلاق مأیوس نشدم، شانه از زیر بار تکلیف خالی نکردم و همچنان تفکّر و رفتار طاغوتی را با هر قالب و در هر جایگاهی بر نمی تابم.

رزمنده بسیجی و شاگرد مکتب خمینی (ره)، استاد محمّد اکرمی در عمل به ما آموخت که زندگی همانا عقیده و جهاد است.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 97/2/7::: ساعت 4:18 عصر

امسال 30 سال از سال 67 می گذرد.

قبلا گفتم که سال 67 بر حسب یک اتّفاق ساده، در مراسم تشییع یک شهید در محلّه مان، عقب کابین آمبولانس‌ نشستم و تا بهشت زهرا (سلام الله علیها) کنار تابوت آن شهید بودم و برای اولین بار بود که یک جنازه می دیدم، آن هم پیکر مطهر یک شهید (*)

پس از آن همواره دغدغه داشتم چطور باید راه این شهداء را ادامه دهیم و سپس با نزدیک شدن به سن قانونی تصمیم گرفتم به جبهه بروم که جنگ تمام شد.

اما جنگ برای من تمام نشده بود و به تعبیر شهید آوینی «شاید جنگ پایان یافته باشد اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت ».

لذا سی سال است که دستمان روی ماشه است؛ چرا که آموخته ایم جهاد فکری و فرهنگی، در واقع همان جهاد اکبر پس از جنگ نظامی است.

سلاح ما قلم ماست و هر جا که لازم باشد می نویسیم.

امروز هم ولی امرمان تأکید کرده اند روی تولید محتوا در فضای مجازی و رسانیدن حرف حق به مخاطبان در فضای مجازی.

حال اگر کسانی مقتضیات این عرصه را نمی شناسند و ما را متّهم به خلاف کاری می کنند، چه باک؟!

اگر خلاف ما این است که به تعبیر شما «دست به کانال» هستیم، ما به این خلافکاری افتخار می کنیم.

شما به آنچه که تکلیف خود می دانید عمل کنید و پرونده سازی و اتهام تراشی کنید، ما هم به آنچه که تکلیف خود می دانیم، عمل می کنیم.

إن شاءالله روزی همان شهدایی که مرا متّهم به وهن مقام شامخشان کردید، بین ما و شما قضاوت خواهند کرد و من هم هرگز از کسانی که مقام شامخ شهید و شهادت را دستاویز إعمال غرض ورزی هایشان قرار دادند، گذشت نخواهم کرد.

بچرخید تا بچرخیم!

أعاذنا الله من شرور أنفسنا و سیّئات أعمالنا

پی نوشت:
*-
بیستمین سال تولد دوباره


 
   1   2   3   4   5   >>   >
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک