سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران
 تعداد کل بازدید : 453899

  بازدید امروز : 30

  بازدید دیروز : 281

تکلیف الهی

 
آنکه در پاسخ دادن شتاب کند، پاسخ را درنیابد . [امام علی علیه السلام]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 92/12/16::: ساعت 10:29 صبح

رنجنامه های دهه هفتاد (7)

یکی از روزهای پر مرارت دهه هفتاد، اسفند ماه در آستانه سالروز شهادت حاج محمد ابراهیم همّت مقاله ای در روزنامه کیهان به قلم "حسین بهزاد" منتشر شد که طبق معمول مقاله های ایشان حسابی اشک آور و پر درد و سوزناک بود.
می خواستم در این ایام متن کامل آن را منتشر کنم ولی چون متن آن زیاد بود گفتم با نویسنده تماسی بگیرم ببینم متن تایپ شده آن را دارد که کارم راحت تر شود یا نه. اما ای کاش تماس نمی گرفتم. چون ایشان درخواست کرد که فکر انتشار آثار قدیمی شان را از سر بیرون کنم و متواضعانه مرا به آثار دیگر همسگرانشان ارجاع داد.
اما وقتی فیلم "چ" را دیدم و پس از آن ترانه "چشم مجنون" را شنیدم حیفم آمد به گوشه هایی کوتاه از آن مقاله اشاره نکنم تا جوانان متولد دهه 70 بدانند نسل انقلاب در آن ایام چه مرارت هایی کشیدند تا امروز شاهد آثار فاخری همچون فیلم "چ" برای شهید چمران و ترانه "چشم مجنون" برای شهید همّت باشیم.
حسین بهزاد در مقاله مفصّل "هیچکس نمی داند" در فرازهای ابتدایی آن می گوید:" ... درست است که در بین نوجوانان و جوانان این آب و خاک، هرجا که بروی به برکت ماهنامه ها و هفته نامه ها و رنگین نامه های سوبسیدی مروج زباله های بیهودگی غرب، همه می دانند که جناب "رودگولیت" چه روز هایی در طول هفته زلف های افشان خودش را می بافد و "باجیو"ی تازه بودایی چند بار در روز از گاو مقدّس برای زدن گل های پولساز به تیم حریف، طلب دوپینگ! ببخشید، یاری می کند و "آرلوندشوارتزنگر" ... "

سپس ترجیع بند "هیچکس نمی داند" مقاله خود را اینگونه آغاز می کند:" ... آری اینها همه درست است! خیلی خیلی هم درست است ... اما یک جای کار پنداری می لنگد. کجا؟ بیا و بنگر: در چارگوشه این پایتخت مبتلا به تب داغ دلارزدگی و سکه پرستی اگر بروی، در بین نسل نوخاسته و انقلاب و جنگ ندیده ما، بی تعارف و تکلف بگویم، هیچکس حتی نام فاتح خرمشهر را نمی داند، هیچکس نمی داند بین دارنده دکترای فیزیک پلاسما از معتبرترین دانشگاه آمریکا با بنیانگذار واحد جنگ های نامنظم دفاع مقدس و سردار مظلوم دهلاویه چه نسبتی برقرار است. هیچکس نمی داند ..."

و بالاخره مقاله با این فرازهای مطالبه گرانه به پایان می رسد " ... آیا وقت آن نرسیده است تا از خود بپرسیم در این ندانستن ها ما تا چه حد ذی سهم بوده ایم؟ ... حال به استقبال 23 اسفند می رویم، سالروز شهادت پرچمدار رشید سپاه اسلام، سردار سرلشگر شهید حاج همّت، فرمانده کل سپاه 11 قدر(5 لشگر سپاه) در حماسه عاشورایی فتح جزیره مجنون؛ هرچند متولیان اصلی امر برگزاری مراسم گرامیداشت این اسوه زبده انسان محصول مکتب روح الله(ره) ... تا به این ساعت که این قلم شکسته بر سینه سپید کاغذ بر گردش است، هیچ اقدامی در جهت اقامه مراسمی بسیجی پسند در سطح تهران - این عقبه لشگر تحت فرماندهی شهید حاج همت- نکرده اند، حتی دریغ از چاپ یک برگه پوستر از سیمای خورشیدوش همت، ولو بر روی کاغذی کاهی!.
آیا با این کاهلی ها و همین غفلت از رویکرد، شناخت و شناساندن اسوه ها نیست که ما را به چنین رعب و وحشت ساده لوحانه از ماهواره ها مبتلا ساخته است؟ ... دوستان!، یه به قول شهید رشید «حاج همت»: «عزیزان من! شهیدان از تکریم ما و شما بی نیازند؛ تکریم شهداء تکریم خود ماست!؟»
آیا بلیغ تر از این هم سخن گفت؟ نسل نوخاسته این آب و خاک، خواهی نخواهی به دنبال الگوی هویتی خویش به هر سو هروله می کند... «اسوه» های شجاعت، جوانمردی و شهادت طلبی همچون حاج همت و سلاله همت را تا چه حد به نسل نوخاسته و انقلاب و جنگ نادیده این سرزمین معرفی کرده ایم؟ مقابله با تهاجم فرهنگی یعنی چه؟! آیا با اسطوره های مضحکی همچون ... و ... می خواهیم در برابر الگوتراشان صاحب ماهواره ای که در هر ثانیه یک «ترمیناتور» و «استاروارز» برای نسل تازه بالغ ما رو می کنند، عرض اندام کنیم؟
غرب، این تجسم راستین دجال در عصر ظهور، از سمینارها و سمپوزیوم های مبارزه با تهاجم فرهنگی ما کک اش هم نمی گزد. آنچه رعشه بر کالبد شیطان باخترنشین و ایادی داخلی آن می افکند، رویکرد نسل جوان این ملک به مرگ آگاهی است. جان مرگ آگاه تن به عبودیت شیاطین درون و بیرون نمی دهد. او را با سکس و هالیوود و پنتاگون نمی توان مستحیل و مسخ و مرعوب کرد و غرب نیز از همین کیمیای مرگ آگاهی و اسوه های آن، انسان هایی از طراز حاج همت اسیت که وحشت دارد.
خلف صالح امام الشهداء چه زیبا فرمود که :«می خواهم بگویم که این جنگ یک گنج است! آیا ما خواهیم توانست که این گنج را استخراج کنیم یا نه؟!»
عزیزان خاکریز فرهنگ مقاومت!
... تا سالروز طلوع سرخ خورشید خیبر تنها 2 روز فاصله داریم؛ دیده شود چه می شود ... والسلام"

اما امروز می بینیم که در اسفند ماه سال 92، بسیج شهرداری تهران با نصب بنرهایی زیبا از تصاویر سرداران شهید در جای جای شهر دیدگان مردم را روشن می کند، فیلم "چ" حاتمی کیا در جشنواره فیلم فجر غوغا می کند، حامد زمانی، ترانه سرای خاکریز مقاومت ترانه "چشم مجنون" را برای شهید همّت می خواند و ... جهاد همچنان ادامه دارد:



دانلود با لینک مستقیم


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: چهارشنبه 92/11/16::: ساعت 10:44 صبح

در همایش انتخاباتی حامیان موسوی در دوم خرداد سال 1388 هر کس میکروفون به دستش می رسید از هر توهینی به احمدی نژاد دریغ نمی کرد:  کلیپ شماره1 - کلیپ شماره 2  

از جمله جناب کامبوزیا پرتوی در این همایش گفت:

"چهار سال احساس حقارت کردم

چهار سال با هر سفر رییس جمهور به استان، به روستا، به خارج از کشور احساس حقارت کردم

چهار سال با هر تریبونی که دستش می گرفت من احساس حقارت کردم

اما یک چیزی بیشتر از همه این حقارت ها منو اذیتم می کرد و آن هم دروغگویی بود

... چهار سال این آدم کوچولو منو کوچولو کرد"

جناب پرتوی! نام شما در لیست حامیان رییس جمهور فعلی در ایام انتخابات به چشم می خورد.

دوست دارم بدانم وقتی این تصاویر را دیدی احساس حقارت نکردی؟

از دروغگویی این دولت - از اعلام خالی بودن خزانه گرفته تا عدم شمول اختصاص سبد کالا به کلیه اقشار اعلام شده از سوی دولت- احساس حقارت نکردی؟

از بی عدالتی در اختصاص این سبد کذایی به اقشار مختلف مردم احساس حقارت نکردی؟

از Ctrl+z زدن این دولت تا دهه 60 احساس حقارت نکردی؟ (هرچند من در دهه 60 صف کوپن و دریافت کالا به این فجیعی ندیده بودم)

از اینکه دولت به جای کارت خرید و احترام به حق انتخاب مردم در خرید کالای مورد نیاز خود، اینچنین تحقیری را در حق آن ها روا می دارد احساس حقارت نکردی؟

خلاصه اینکه از این همه حقارت ها احساس حقارت نکردی؟

رییس جمهور کوتوله باشه

حموم نرفته باشه

تیپ و قیافه نداشته باشه

آداب دیپلماسی بلد نباشه

...

اما اینچنین ملت را تحقیر نکند: مشاهده تصاویر و لینک های مرتبط در ادامه مطلب

ادامه مطلب...

 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 92/11/14::: ساعت 10:39 عصر

در حال گوش دادن به اخبار بودم
آقای ظریف گفت: " ایران در مورد تلاش کنگره آمریکا برای اعمال تحریم های جدید نگرانی ندارد زیرا ... "
منتظر شنیدن جمله ای غرورانگیز بودم، مثلاً: " ... زیرا ملت بزرگ ایران را با این تحریم ها نمی توان به زانو در آورد"
اما فکر می کنید دلیل عدم نگرانی جناب ظریف چه بود؟ امید به وعده های الهی؟ اتکاء به ایمان ملت بزرگ ایران؟ یا ...؟
بله، آقای ظریف با قاطعیتی مثال زدنی و شجاعت انقلابی در دهه فجر انقلاب اسلامی اعلام کرد:
" ایران در مورد تلاش کنگره آمریکا برای اعمال تحریم های جدید نگرانی ندارد زیرا اوباما قول داده آن را وتو کند " + !!!

خوب است آقای ظریف قدری هم به قول خداوند متعال در قرآن کریم توجه کند آنجا که رهبران کفر و زمامداران شرک را ناقض عهد و پیمان معرفی می کند * 

واقعاً این کاریکاتور را که در سایت افسران دیدم، به جای شرح و تحلیل بیشتر کفایت می کند:

* - «... فَقَاتِلُوا أئِمَ?َ الکُفر إنَّهُم لَاأَیمَانَ لَهُم...»(سوره توبه، آیه 12) 
محور اصلى مبارزه با رهبران کفر و زمامداران شرک این است که آنان، عهد و پیمان را به رسمیت نمى شناسد و هماره نقض عهد مى کنند؛ یعنى، سبب مقاتله با زمامداران خودسر و سرکش خوى استکبار و طغواى آنهاست، نه صرف کفر، زیرا با کافر مى توان زندگى کرد، ولى با مستکبر توان زندگى مسلوب است (آیت الله جوادی آملی)


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: چهارشنبه 92/10/18::: ساعت 5:23 صبح

به مناسبت سالروز درگذشت جهان پهلوان غلامرضا تختی

نقل است که: ده روز پیش از مرگ تختی، یک موسسه تجاری به او پیشنهاد داد تا اجازه دهد در مقابل یکصد هزار تومان، عکسش را در حال تراشیدن ریش با نوعی تیغ صورت تراشی در پشت جلد یکی از مجلات چاپ کنند. او در برابر این پیشنهاد تنها یک جواب داشت: «من از این پول ها نخورده ام و نخواهم خورد.»*

هر کس می خواهد مرام تختی را - و نه صرفاً نامش را- زنده کند، در قدم اول مردم را ترغیب کند این کتاب "تربیت پهلوانی" نوشته "اسماعیل شفیعی سروستانی"(مدیر مؤسسه فرهنگی موعود عصر و مدیر مسؤول دوماهنامه موعود) را بخوانند.

من آن متن را که جستجو کردم دیدم فقط روزنامه همشهری در سال 1383، این قسمت از کتاب "تربیت پهلوانی" را - البته بدون ذکر منبع- در مقاله ای با عنوان "به یاد جهان پهلوان غلامرضا تختی، میراث دار پوریای ولی" آورده است.

کمی دیگر که جستجو کردم متوجه شدم متأسفانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌دو سال بعد از صدور بخشنامه‌ای که هنرمندان و ورزشکاران را در تبلیغات کالا و محصولات ممنوع می‌کرد، نظرش را تغییر داد و با بخشنامه‌ای جدید تصمیم گرفت‌این ممنوعیت را لغو کند: +

------------------------------


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 92/10/15::: ساعت 11:5 عصر

به مناسبت 16 دی ماه، سالروز حماسه کربلای هویزه - قسمت اول

مرثیه سرایی منتشر نشده از حاج صادق آهنگران، پس از حماسه کربلای هویزه 

بخش هایی از آنچه در این فایل صوتی خواهید شنید:

چند خبر از جبهه براتون اوردم: بارالها! پروردگارا! معبودا! به ما چند شب پیش خبر دادند این برادران هویزه در محاصره اند؛ ما که می دونستیم چه بچه های خوبی، چه برادران والایی در این محاصره قرار دارند رفتیم دعای توسل رو خوندیم، از تو برای نجات جان این برادران دعا کردیم، گریه کردیم، پروردگارا چند روزی نگذشت ما در دعای کمیل از تو تقاضا کردیم فقط جسدهاشون رو به ما تحویل بدن؛ آخر این برادران حتی جسدهاشون به دست مادرانشون نرسید.

ما یه حدیثی داریم میگه اگر شاد شدی، هر وقت غمگین شدی، برو به قبرستان سری بزن، برو به بهشت آباد اهواز سری بزن؛ برو به شهید آباد اهواز سری بزن؛ زمین جدیدی داره این شهر اهواز گورستانش، به خدا داره پر میشه از شهید؛ اهواز یک حال دیگری داره، دزفول یک حال دیگری داره، رنگ هوای اهواز رنگ دیگری داره؛ اکثراً خانه ها رو نگاه می کنی پرچم عزا زده اند.

یا امام زمان(عج) خودت توجهی کن! یا مهدی ما می دونیم تو بالا سر جنازه های برادران ما رفته ای، یا مهدی می دونیم جنازه ها رو در بغل گرفته ای

خبر از جبهه براتون اوردم؛ برادرانی که در جبهه اند گفتند برادر! هر کجا که دعای کمیل می خونی ما رو دعا کن. خدا شاهده چندین نفر از این برادران شهید شدند.

برادر ما حسین علم الهدی یک شب قبل از شهادتش مادرش در قمه، شب خوابش رو می بینه ...

میگه در همین حال بود زنگ می زنن از اهواز میگن حسین زخمی شده، گفت من با اون خواب دیشبی گفتم نه، شما دروغ میگین، می دونم پسرم شهید شده. میگه رفتم ضریح معصومه قم رو گرفتم گریه کردم، ناله کردم، گفتم خدایا، خوب چیزی رو از من گرفتی، قبولش کن

زنگ می زنن به دایی حسین علم الهدی یعنی برادر مادرش ... خبرش میدن میگن حسین شهید شده؛ یک لا إله إلّا ألله میگه و سکته می کنه و می میره؛ این مادر دو داغ دیده، داغ پسرش و برادرش.

یا امام زمان(عج)! خودت توجهی کن در این مهدیه ...

یک خوابی دیگه براتون تعریف کنم از این سید حکیم که در این جریان شهید شد. یکی از برادران مسجد جزایری خواب می بینه ...

وصیت نامه های برادارن شهید رو بخونین ببینین چی میگن. از مادرش تقاضا کرده وقتی شهید شد در خانه رو آب پاشی کنه. پرچم سبزی که وقتی حاجی ها از مکه برمیگردن بالای خونشون نصب کنه. به مادرش گفته بود گریه نکن، هر شب جمعه سر قبر من قدری حنا بیار بمال؛ گفته بود شیون نکنن، گریه نکنن؛ من نوحه ای می خونم در وصف این برادر شهید، زحمت رو کم می کنم: ...

شیون مکن مادر در مرگ خونبارم
بگذر ز من دیگر، عزم سفر دارم

گر کشته گردیدم در جبهه  ای مادر
بهرم مکن زاری، بهرم مزن بر سر

یک پرچم سبزی در خانه زن مادر
بهرم چراغان کن، شوق خدا دارم

رخت حسین بر تن، عزم سفر دارم
شیون مکن مادر در مرگ خونبارم

چون قاسم داماد بهرم حنا سازید
در هر شب جمعه قدری از آن آرید
بر قبر من مادر قدری از آن مالید

چون قاسم داماد این آرزو دارم
شیون مکن مادر در مرگ خونبارم

همون حسین بود که شهر رو می چرخوند، شهر اهواز رو می چرخوند وقتی من رو می دید می گفت: "برادر! یا شهید میشیم یا در کربلا همدیگر رو می بینیم"؛ حالا به بزگترین آرزوش رسید، شهید شد؛ یا امام زمان(عج) یا مهدی جان، سیدی! خودت نظری بفرما، قسمت ما رو کربلا کن.

سیدی یک نظر سوی ما کن
قسمت ما همه کربلا کن

لینک دانلود - به مدت 13 دقیقه و 10 ثانیه

اردوی راهیان نور از دانشگاه علوم پزشکی کاشان-سال 1380-مزار شهدای هویزه:


-------------------------------

ماجرای حماسه شهدای هویزه در 16 دی ماه 1359


لینک همین یادداشت در پایگاه اینترنتی عمارنامه


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 92/10/8::: ساعت 10:41 عصر

باور کن بی صبرانه منتظر نصب سنگ مزارت بودم تا ببینم روز تولدت چه روزیست. روی چهلم از پدر بزرگوارت پرسیدم، حضور ذهن نداشت، گفت حدود دهم دی

بالاخره سنگ مزارت نصب شد؛ خدای من، چه روزی! 9 دی، روز بصیرت

فکر می کردی مصادف با روز تولدت در خلق چنان حماسه عظیمی نقش داشته باشی؟

هرکس تو را بشناسد و از تو و جهاد مخلصانه ات برای روشنگری و بصیرت بخشی به جامعه بگوید، دیگر نیازی به تعریف و تبیین واژه بصیرت ندارد.

امروز گرچه در سالروز حماسه 9 دی، جای تو خالیست و "ستاره" دارها صد روز از بی دولت شدنشان می گذرد، اما راه تو ادامه دارد و آن خبرنامه کاغذی همچنان منتشر می شود:  

به بهانه فرا رسیدن سالروز 9دی؛
81 اُمین شماره «خبرنامه کاغذی دانشجویان ایران» منتشر شد/دانلود

قضیه آن دو شاخه گل کوچک روی مزارت هم بماند برای بعد.

تولدت مبارک


یادش بخیر

این تصویر جشن تولد(بالا) و برخی لینک ها مربوط است به وبلاگ مشترک برادر "کردلو"(نفر وسطی) و مرحوم "معین رئیسی"(نفر سمت چپ)

تصویر پایین رو هم یکی از خوانندگان محترم معرفی کردن و آدرس دادن بذارم:

این هم جشن تولد امسالت؛ ایشالا توی بهشت مهمونی دور هم جمع بشیم



 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 92/10/1::: ساعت 11:33 عصر

مرثیه ثرایی حاج صادق آهنگران- شب اربعین سال 1368 شمسی - حسینیه عاشقان ثارالله ستاد مشترک سپاه پاسداران: 

آمدم از شام ویران، با غم و رنج فراوان، ای برادر زینبم من
بازگشتم با اسیران، تا بگویم شرح هجران، ای برادر زینبم من

السّلام ای قافله سالار عدل و جانفشانی
السّلام ای غرق در خون، ای شهید جاودانی
السّلام ای صاحب نام ذبیح الله ثانی
السّلام ای مجری احکام و دستورات قرآن
ای برادر زینبم من، ای برادر زینبم من

خاطرات این سفر را، بشنو ای در خون تپیده
در جوارت ای حسین جان، کاروان غم رسیده
همسفر با من سر تو، رنج بسیاری کشیده
من اسیر ظالمان و رأس تو بر نیزه تابان
ای برادر زینبم من، ای برادر زینبم من

عصر عاشورا فغان و بانگ واویلا به پا بود
بستر جسم شریفت، خاک گرم کربلا بود
هر طرف طفلی هراسان، شعله ها بر خیمه ها بود
من چو آهویی پریشان، می دویدم در بیابان
ای برادر زینبم من، ای برادر زینبم من

خون دل خوردم برای کودکان نازدانه
می زدند بر پیکر رنجورشان با تازیانه
شاهد این صحنه بودم، خون ز چشمانم روانه
قلبم از جا کنده می شد، از فغان این یتیمان
ای برادر زینبم من، ای برادر زینبم من

چون به شهر کوفه رفتم، با شجاعت خطبه خواندم
با پیامم آرمان انقلابت را رساندم
کوفیان بی وفا را من به رسوایی کشاندم
که ای گنه کاران بی دین! تا به کی در چنگ عدوان؟!
ای برادر زینبم من، ای برادر زینبم من

گر بپرسی از چه رو، نآمد رقیه در بر تو
در جوابت ای حسین، شرمنده باشد خواهر تو
خفته در خاک خرابه، آن سه ساله دختر تو
چون سر از تن جدایت، را گرفت بر روی دامان
ای برادر زینبم من، ای برادر زینبم من

در بیان شرح حالم، هر که در محفل نشیند
قلبش از داغم بسوزد، اشک او در گل نشیند
هر سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند
آسمان از این مصیبت، خون بگرید جای باران
ای برادر زینبم من، ای برادر زینبم من

دانلود فایل صوتی:

 لینک دانلود از فارس تی وی

پخش آنلاین از فارس تی وی

لینک دانلود از پرشین گیگ

به مدت 18 دقیقه 29 ثانیه
با حجم 16.9 مگابایت


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 92/9/8::: ساعت 3:54 عصر

این روزها بعضی ها اعتقاد دارند "همین مذاکره ساده ژنو رو خیلیا تو 8 سال نتونستن انجام بدن همین که دولت اعتدال محور تو 100 روز انجام داد خودش کلیه"

اصلاً بگذریم از اینکه "شاید توافقات ساده ژنو نتیجه منفی برای مردم ایران داشته باشه که مسئولین توی اون 8 سال راضی به رخ دادنش نبودن تا ملت ایران دوباره خوار و خفیف بشن مثل دوران آقای روحانی که مسئول و دبیر شورای عالی امنیت ملی بودند و اون افتضاح رو به بار اوردن!"

و فرض کنیم مذاکرات ژنو صد در صد موفقیت آمیز بوده

اول اینکه مگر یادمان رفته که بعضی ها در دوران قبل هر موفقیت و اقدام و بهره برداری از طرح ها و پروژه های ملی و ... را حاصل تلاش و برنامه ریزی های دوره های قبل تر آن(یعنی دوران سازندگی و اصلاحات) می دانستند و به این سؤال پاسخ نمی گفتند که مگر بین شروع یک طرح و به ثمر رسیدن آن و یا بین کلنگ زنی تا افتتاح یک پروژه یا ... چقدر می تواند طولانی باشد که در همان دوره 16 سال قبل آن به ثمر نرسیده بود؟ فی المثل آن ها اجرای موفقیت آمیز طرح هدفمندی یارانه ها در دولت اصولگرا را حاصل تلاش و برنامه ریزی دولت های سازندگی و اصلاحات می دانستند!!!  

بسیار خوب، بر این اساس می توان گفت اکنون نیز اگر موفقیتی در مذاکرات هسته ای نصیب دولت فعلی شده، حاصل تلاش های طولانی مدت دوره های گذشته بوده.

دوم اینکه هرچقدر موفقیت در این توافقات متصور باشد(چه صد در صد و چه کمتر) و هر چقدر که حق مسلم ما مورد پذیرش قرار گرفته باشد، تمام آن حاصل ایستادگی و پایمردی و صبر و استقامت ملت شریف ایران است و تمامی نقاط ضعف آن هم حاصل وادادگی و ضعف ایمان دولتمردان ماست.

تمامی موفقیت های مذاکرات هسته ای مرهون گزینه هایی است که ملت ایران روی میز مذاکرات گذاشت؛ همان گزینه هایی که برخی دولتمردان سعی داشتند با فشار و لابی (نظیر فشار به شهرداری در پایین کشیدن بیلبوردهای "صداقت آمریکایی"، فشار به ستاد نماز جمعه مبنی بر خودداری از شعار علیه آمریکا و ...) از روی میز بردارند.

آری، هر موفقیتی در این مذاکرات متصور باشد اول مرهون تجمع بی سابقه 13 آبان امسال در قرار دادن گزینه "اظهار نفرت از آمریکا"ست و دوم مرهون قرار دادن گزینه "لبیک یا حسین" (به جای "غریب مادر حسین") در روز عاشوراست.

و در یک کلام، همین تولّی و تبرّی ملت ایران است که موجب جلب لطف و عنایت و امداد و نصرت الهی می شود. همین تولی و تبری که برخی روشنفکرنماهای واداده آن را به سخره می گیرند.



 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 92/9/3::: ساعت 9:7 عصر

حاج صادق آهنگران- دهه آخه صفر - سال 1365 شمسی - حسینیه عاشقان ثارالله ستاد مشترک سپاه پاسداران  

در ادامه سلسله صوت های قدیمی که از روی نوار کاست انتخاب کردم تا به فایل صوتی تبدیل کنم، این بار نیز به مناسبت ماه عزای حسینی قطعه ای دیگر از نوحه های حاج صادق آهنگران را انتخاب کردم که در دوران سربازی از واحد تبلیغات ستادمشترک سپاه تهیه کرده بودم و این شعر زیبا و حماسی را هم ندیدم جایی منتشر شده باشد:

به پا در کربلا شد نهضت گلفام عاشورا
که آزادی بماند جاودان با نام عاشورا

حسین با انقلابش می کند بیدار انسان را
فدا در راه اهداف بزرگش می دهد جان را
نه تنها جان خود، بلکه جان های جوانان را
که جاودان شود با خون، بهین فرجام عاشورا

حسین بر صاحبان زور و زر کرنش نمی خواهد
حسین با دشمن دین خدا سازش نمی خواهد
حسین بر سایه تسلیم، آسایش نمی خواهد
همین اندیشه باشد رمز استحکام عاشورا

قیام سرخ او تدوین کند قانون آزادی
زند بر بام عالم پرچم گلگون آزادی
به جوشش در رگ آزاده آرد خون آزادی
کند بت های باطل خرد زیر گام های عاشورا

حسین مرد شهادت، جاودان مردیست و آزاده
که در راه عقیدت، جان و مال و هستی اش داده
پس از وی اهل بیتش در مسیر نهضت آماده
کند روشن اسارت نقطه ابهام عاشورا


لینک دانلود - به مدت 8 دقیقه 29 ثانیه

پخش آنلاین از فارس تی وی


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 92/8/23::: ساعت 8:12 عصر

مراسم مرثیه سرایی جانسوز حاج صادق آهنگران
شب شام غریبان - سال 1375 شمسی - مسجد جزایری اهواز

غرق خون صحرا و بیابان است
صبح غم یا شام غریبان است؟

همه هستی مانده آرام و فاطمه گرم شیون است امشب
همه عالم گشته تاریک و مطبخ خولی روشن است امشب

رسد امشب ناله زهرا، مخفیانه از علقمه امشب
مگر بهر دیدن سقا، آمد از جنّت فاطمه امشب؟

چرا امشب فاطمه از خون گیسوی خود را لاله گون کرده؟
مگر قاتل جسم صد چاک نور عینش را غرق خون کرده؟

چرا امشب زینب کبری در بیابان ها گشته آواره؟
مگر زیر بوته های خار، کرده در صحرا، گم دو مه پاره؟

لینک دانلود روضه خوانی

هر طرف می گردم اینجا
من حسین گم کردم اینجا

خاک مقتل را ز اشک خود بشویم
شاید اینجا لاله خود را بجویم

لاله خونین خود در بر بگیرم
بلکه من هم در کنار او بمیرم

ساربان ها لحظه ای محمل مرانید
ساعتی دیگر در این صحرا بمانید

گشته ام مبهوت و یاد سر جدایم
می زند از گوشه مقتل صدایم

خوش بود بنشینم و با یاد رویش
بوسه بردارم ز رگ های گلویش

من که در دل اشک و سوز و ناله دارم
داغ مرگ یک گلستان لاله دارم

لینک دانلود مراسم سینه زنی


 
<      1   2   3   4   5   >>   >
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک