[ و او را از قدر پرسيدند ، فرمود : ] راهى است تيره آن را مپيماييد و دريايى است ژرف بدان در ميائيد ، و راز خداست براى گشودنش خود را مفرساييد . [نهج البلاغه]
تکليف الهي
همايون سلحشور فرد ( يکشنبه 23/4/1387 :: ساعت 5:51 عصر )

علاقه نداشتم در وبلاگم وارد مسائل جنجالي سياسي بشوم و به پر و پاي کسي بپيچم ولي چه کنم که به قول حضرت آيت الله جوادي آملي «آن کسي که اين فکر پوسيده را در مغز پوسيده خود پروراند که دين از سياست جداست، نداست که اگر ديندار دست از سياست بردارد آن سياست مدار مکار دست از دين او برنمي دارد.»


وقتي در يکي از يادداشت هاي قبلي به افتخار علامه مصباح اشاره کردم يکي از دوستان در يک گروه اينترنتي بخشي از وب نوشته هاي آقاي محمد علي ابطحي را به رخم کشيد و مرا بر آن داشت تا در اين يادداشت به اين موضوع اشاره کنم که آقاي ابطحي – که برخي وب نوشته هايش محل انعکاس بخشي از تهمت ها عليه عالم جليل القدر حضرت آيت الله مصباح يزدي است- به چه چيز افتخار مي کند.


 روزنامه شرق مورخ 23 آذر 1382 به نقل از آقاي ابطحي، معاون پارلماني رييس جمهور(يعني به نقل از يک عالم ديني و يک شخصيت و مسؤول سياسي در کشور اسلامي) مي نويسد: «تا مي توان بايد خورد و از لذت آن بهره گرفت ... اصلاً مگر همه بايد لاغر باشند تا خوب باشند؟ مي گويند چاقي و شکم داشتن در مصر جزو زيبايي شناخته مي شود. خدا کند در همه جا اين طور بشود تا يک عمر را انسان از ترس چاق شدن با رنج طي نکند ...»


در دون شأن بودن اين سخنان همين بس که در همان زمان دکتر مهاجراني به او گفته بود: «اين سخنان سبک چيست که شما مطرح مي کنيد؟»


ياد سخنان حضرت آيت الله جوادي آملي افتادم که بارها و بارها به مناسبت هاي مختلف(درس تفسير قرآن، خطبه هاي نماز جمعه قم و ...) با نقل فرازي از نهج البلاغه(لاتجتمع عزيمه و وليمه) به علما هشدار مي دهند که عزم راسخ و تيزهوشي با پرخوري و سورچراني جمع نمي شود.


ياد سخني از حجت الاسلام شيخ حسين انصاريان افتادم. ايشان نقل مي کرد در زمان گذشته که کمتر کسي امکان استفاده از حمام شخصي و خصوصي را داشت و اکثر مردم از حمام هاي عمومي استفاده مي کردند، علامه مجلسي هيچ وقت وارد اين حمام هاي عمومي نشد.
از او پرسيدند که شما چرا از حمام هاي عمومي استفاده نمي کنيد؟ علامه مجلسي گفت:«من علي رغم اينکه کم غذا هستم ولي استعداد چاقي دارم و همين يک ذرّه غذايي هم که مي خورم چاقم مي کند. مي ترسم وارد اين حمام ها شوم و جواني شکم برآمده مرا ببيند و بگويد اين آخوندها چقدر مفت خورند. نمي خواهم باعث بدبيني جواني نسبت به علما بشوم»


راستي فرق علامه مجلسي با يک روحاني هم لباس او چيست که يکي از برآمدگي شکم خود شرم دارد و ديگري به چاقي خود افتخار مي کند؟


فرق علامه مصباح با ديگراني که هم لباس او هستند و به او اهانت مي کنند چيست؟


فرق حضرت امام(ره) با برخي هم حجره اي هاي او - که در مورد ظرفي که پسرش از او آب مي خورد حکم به نجاست مي کردند- چه بود؟




ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[5/6/1387- 6:48 ع] راز ترس از آمريکا
[29/5/1387- 5:13 ع] کرکره عقل شهدا (2)
[22/5/1387- 9:8 ص] کرکره عقل شهدا (1)
[1/5/1387- 5:11 ع] خطر تفکرات مصباح
[23/4/1387- 5:51 ع] افتخار آقاي ابطحي
[14/4/1387- 6:34 ع] پاسخ علّامه مصباح به اتّهامات
[7/4/1387- 1:8 ع] افتخار علّامه مصباح
[5/4/1387- 6:10 ع] آيت الله مصباح در کلام رهبري
[14/3/1387- 10:35 ع] بيستمين سال تولد دوباره
[27/1/1387- 6:34 ع] کدوم بازي آقاي خاتمي؟!
[20/7/1386- 3:3 ع] نسبت هاشمي با صهيونيزم؟!
[7/7/1386- 7:53 ص] پاسوربازي در ماه رمضان
[7/6/1386- 2:7 ع] چشم چراني پس از ندبه خواني(؟!)
[14/4/1386- 12:25 ص] شجاعت مهستي
[آرشيو شده ها]