| تکليف الهي |
| | |||||
| همايون سلحشور فرد ( سهشنبه 5/6/1387 :: ساعت 6:48 عصر ) در ادامه نقل بحث هايي که در يک گروه اينترنتي داشتيم، تنها جوابي که در پاسخ به يادداشت قبلي(کرکره عقل شهدا (2)) دريافت کردم و پاسخي که دادم به شرح ذيل بود: سلام مي خواستم جوابتو بدهم اما فکر کردم ديدم نبايد جواب بدم. مي دوني چرا چون بعضي ها از اون سوء استفاده کرده و پرونده سازي مي کنن. از دوستان خوبم هم مي خوام با ذکر مشخصات جواب ندهند چون باعث عواقب بدي براي آنها خواهد شد راز ترس شما از آمريکا در همين جاست عزيز من شما که جرأت ابراز عقيده در يک گروه محدود اينترنتي را نداريد بايد هم از قدرت آمريکا بترسيد.چرا که به قول شهيد آويني: « شيطان حکومت خويش را بر ضعف ها و ترس ها و عادات ما بنا کرده است و اگر تو نترسي و از عادات مذموم خويش دست برداري و ضعف خويش را با کمال خليفه اللهي جبران کني، ديگر شياطين را بر تو تسلطي نيست ... آن کس که ضعيف تر است از قدرت آمريکا بيشتر مي ترسد و انسان هايي وارسته و قدرتمند چون حضرت امام خميني(ره) که پاي بر فرق همه تعلقات نهاده اند و ترس را در وجود خويش کشته اند، به حقيقت مي دانند و مي گويند که "آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند"» البته در پاسخ، جوابي نسبتاً طولاني از يکي ديگر از دوستان دريافت کردم که إن شاءالله در يادداشت بعدي به آن خواهم پرداخت. | |||||
| | |||||
| | |||||
| همايون سلحشور فرد ( سهشنبه 29/5/1387 :: ساعت 5:13 عصر ) جوابي را که در پاسخ به يادداشت قبلي دريافت کردم، در اين يادداشت با رنگ قرمز آورده ام: از کي تا حالا فرانسه شده مهد دموکراسي؟؟ مگه نمي گفتيد اين غربي ها آزادي و دموکراسي ندارن فقط ما داريم؟؟ لازم به تذکره که در قرآن نام کوروش کبير آورده شده در حد يک پيامبر. اين تاريخ درخشان ماست ثانياً قرآن هيچ صراحتي ندارد که ذوالقرنين پيامبر بوده و روايات ما هم از حضرت علي و امام صادق (عليهما السلام) تأکيد دارند که ذوالقرنين پيامبر نبوده بلکه يک مرد دانشمند و آدم خوبي بوده. جالب اينکه همين افرادي که به زعم شما کرکره عقلشان را پايين کشيدند، 30-20 سال قبل در وصيت نامه ها و دستنوشته هايشان جواب امثال شما را داده اند: مگه فقط شما شهيد دادي؟ جوانان ما با غيرت تر از اين هستند که با اين حرفها برن جنگ ولي خب بالاخره بعضي ها اين حرف ها رو مي زدند و خواهند زد. حرف ما اين بود اين يادداشت را هم با سخناني از شهيد آويني(راوي انگيزه هاي مقدس رزمندگان اسلام) به پايان مي برم و تشکر مي کنم که باعث شديد اين انگيزه هاي مقدس را بار ديگر مر | |||||
| | |||||
| | |||||
| همايون سلحشور فرد ( سهشنبه 22/5/1387 :: ساعت 9:8 صبح ) چندي پيش در يک گروه اينترنتي در مورد مانور موشکي سپاه بحثي در گرفته بود که در اين ميان شخصي اينچنين اظهار نظر کرد: ... لازمه يه چيزي رو به شما يادآوري کنم. اينجا يه گروه دانشجوييه. مردم بي سواد کوچه و بازار نيستن که با حرفايي مثل آمريکا از ما مي ترسه و ... بخواي سخنراني کني. اين حرفها مال 30 سال پيش بود که ملت با شنيدن اين حرفها کرکره عقلشونو مي کشيدن پايين همين طور مثل 30 سال پيش نيست که با حرفهايي مثل : "امام حسين رو دارن تو کربلا شهيد مي کنند" يا "هر کي بره بهشت حوري نصيبش مي شه" ملت رو بفرستن رو مين که خودشون رو حفظ کنند … به نظر شما غيور مردان ايران اونهايي هستند که به خاطر منافع خودشون مي خوان يک ملت رو قرباني کنند؟ همانطور که بارها اين کار رو کردند. نه جانم. اونهايي که شما و امثال شما هموطن دشمن خطاب مي کنيد(فقط به اين خاطر که همسوي شما نيستند) بيش از شما خواهان آزادي و استقلال اين مملکت هستند لطفا بيش از اين هم دم از اسلام و ايران نزنيد که شما و امثال شما کساني بودند که بيشترين صدمات رو بر پيکر اسلام و ايران وارد کردند. يادمان باشد که طالبان هم با الله اکبر خون هزاران انسان بيگناه را بر زمين ريخت و همين الله اکبر روزي انتقام اين خون هاي ريخته شده را از آنان خواهد گرفت و اما جوابي که داديم به شرح ذيل مي باشد: بسم ربّ الشّهداء والصّدّيقين إنّا للّه و إنّّا إليه راجعون من وقتي وارد گروه شما شدم فکر کردم به قول يکي از دوستان، اين گروه يک گروه دانشجوييست که بهترين فايده آن اينست که ميتواند محلي باشد براي بحث و تبادل افکار و آراء آزاد و اطلاعات ، ولي حالا مي بينم که اينجا همانند گوي و ميدان مسابقه اي شده براي هتّاکي و فحاشي و کينه ورزي نسبت به يکديگر کدام شهيد در وصيت نامه اش نوشته که به عشق حوري بهشتي به جبهه رفته؟ يک نمونه براي اعضاء گروه بياور وگرنه اين تهمت سفاهتي که به شهدا زدي قابل گذشت نيست چه کسي ملت رو روي مين فرستاده که خودش رو حفظ کنه؟ رهبر اين مملکت که خودش 33 روز دوشادوش مردم خرمشهر در محاصره مقاومت کرده بمب در آغوشش منفجر شده و پس از آن در اولين فرصت با دستي فلج و فکي داغون شده به جبهه رفته. شما اگر خواهان آزادي و استقلال اين مملکت هستي بدان که در اين سرزمين اين آزادي و استقلال جز با اين انگيزه ها تأمين و حفظ نخواهد شد و هر تلاشي که براي هتاکي و به سخره گرفتن اين انگيزه ها صورت گيرد درواقع تلاش در راه متزلزل کردن پايه هاي آزادي و استقلال اين مملکته. کلامم را با سخني از شهيد آويني(خطاب به شهيد رضا مرادي) به پايان مي برم و از حضور اعضاء محترم گروه خداحافظي مي کنم | |||||
| | |||||
| | |||||
| همايون سلحشور فرد ( سهشنبه 1/5/1387 :: ساعت 5:11 عصر ) آقاي محمد علي ابطحي –که زماني مسؤول دفتر رييس جمهور وقت و معاون پارلماني آقاي خاتمي بوده- چندي قبل در وب نوشته هايش به خطر تفکرات آيت الله مصباح اشاره کرده و به نقل از آقاي توسلي آورده که امام(ره) با انتصاب افراد نزديک به تفکرات آيت الله مصباح در سپاه مخالف بود. | |||||
| | |||||
| | |||||
| همايون سلحشور فرد ( يکشنبه 23/4/1387 :: ساعت 5:51 عصر ) علاقه نداشتم در وبلاگم وارد مسائل جنجالي سياسي بشوم و به پر و پاي کسي بپيچم ولي چه کنم که به قول حضرت آيت الله جوادي آملي «آن کسي که اين فکر پوسيده را در مغز پوسيده خود پروراند که دين از سياست جداست، نداست که اگر ديندار دست از سياست بردارد آن سياست مدار مکار دست از دين او برنمي دارد.» وقتي در يکي از يادداشت هاي قبلي به افتخار علامه مصباح اشاره کردم يکي از دوستان در يک گروه اينترنتي بخشي از وب نوشته هاي آقاي محمد علي ابطحي را به رخم کشيد و مرا بر آن داشت تا در اين يادداشت به اين موضوع اشاره کنم که آقاي ابطحي – که برخي وب نوشته هايش محل انعکاس بخشي از تهمت ها عليه عالم جليل القدر حضرت آيت الله مصباح يزدي است- به چه چيز افتخار مي کند. روزنامه شرق مورخ 23 آذر 1382 به نقل از آقاي ابطحي، معاون پارلماني رييس جمهور(يعني به نقل از يک عالم ديني و يک شخصيت و مسؤول سياسي در کشور اسلامي) مي نويسد: «تا مي توان بايد خورد و از لذت آن بهره گرفت ... اصلاً مگر همه بايد لاغر باشند تا خوب باشند؟ مي گويند چاقي و شکم داشتن در مصر جزو زيبايي شناخته مي شود. خدا کند در همه جا اين طور بشود تا يک عمر را انسان از ترس چاق شدن با رنج طي نکند ...» در دون شأن بودن اين سخنان همين بس که در همان زمان دکتر مهاجراني به او گفته بود: «اين سخنان سبک چيست که شما مطرح مي کنيد؟» ياد سخنان حضرت آيت الله جوادي آملي افتادم که بارها و بارها به مناسبت هاي مختلف(درس تفسير قرآن، خطبه هاي نماز جمعه قم و ...) با نقل فرازي از نهج البلاغه(لاتجتمع عزيمه و وليمه) به علما هشدار مي دهند که عزم راسخ و تيزهوشي با پرخوري و سورچراني جمع نمي شود. ياد سخني از حجت الاسلام شيخ حسين انصاريان افتادم. ايشان نقل مي کرد در زمان گذشته که کمتر کسي امکان استفاده از حمام شخصي و خصوصي را داشت و اکثر مردم از حمام هاي عمومي استفاده مي کردند، علامه مجلسي هيچ وقت وارد اين حمام هاي عمومي نشد. راستي فرق علامه مجلسي با يک روحاني هم لباس او چيست که يکي از برآمدگي شکم خود شرم دارد و ديگري به چاقي خود افتخار مي کند؟ فرق علامه مصباح با ديگراني که هم لباس او هستند و به او اهانت مي کنند چيست؟ فرق حضرت امام(ره) با برخي هم حجره اي هاي او - که در مورد ظرفي که پسرش از او آب مي خورد حکم به نجاست مي کردند- چه بود؟ | |||||
| | |||||
| | |||||
| همايون سلحشور فرد ( جمعه 14/4/1387 :: ساعت 6:34 عصر ) موقعي که نهضت اوج گرفت و تبديل به حرکتي انقلابي و عمومي در سراسر کشور شد و کشتارهاي وسيعي که در
اگر راست باشد اين نکته اش اين بود که من آن زمان رازدار اين جمعيت بودم و قرار بود در کارهاي علني شرکت نکنم. و حالا فرض کنيم بنده گناه کبيره اي نه اصلاً ضد انقلاب بودم، چه ربطي به استدلال و بحث هاي ما دارد؟! مگر من خواستم رييس جمهور بشوم؟ مگر دنبال چه بودم که شما شخصيت مرا ترور مي کنيد که گناه بنده اين بوده که 20 سال پيشتر شما پيشنهاد کرديد نامه اي را امضاء کن و من امضاء نکردم؟! ... به هر حال اگر کساني اهل دقت باشند خواهند فهميد که اگر در طول زندگي بنده چيزي بود که قابل ذکر باشد اشاره مي کردند. اگر کساني مايل باشند بيشتر سؤال کنند از اشخاصي که اسم بردم مي توانند تحقيق کنند و آن کتابي که آقاي هاشمي نوشتند درباره تاريخ انقلاب مي توانند مراجعه کنند و به اساسنامه جامعه مدرسين مراجعه کنند که اصلاً چه کساني بودند که پايه اين تشکيلات سياسي را در قم گذاشتند. الان در مقدمه اساسنامه جامعه مدرسين همين جريان هيأت مدرسين و اسامي کساني که بيان گذار آن بودند، آمده و از جمله اسم اين حقير | |||||
| | |||||
| | |||||
| همايون سلحشور فرد ( جمعه 7/4/1387 :: ساعت 1:8 عصر ) نوشتند که بعد از هر سخنراني شما روزنامه ها دست به تحريف مي زنند. چه انتظاري غير از اين هم داريد از اين روزنامه ه البته متأسفانه امروز برخي حجت الاسلام ها و آقايان علما – که از هم لباس هاي آن ها آموختيم تهمت چه گناه سنگيني است- مشغول هتّاکي شدند و سابقه فعاليت ايشان را در دوران انقلاب و مبارزه با رژيم ستمشاهي منکر مي شوند. لذا إن شاء الله در يادداشت بعدي به پرسش و پاسخ ديگري در اين باره مي پردازم. | |||||
| | |||||
| | |||||
| همايون سلحشور فرد ( چهارشنبه 5/4/1387 :: ساعت 6:10 عصر ) چند سال گذشته زماني که هتک حرمت ها و توهين ها به حضرت آيت الله مصباح يزدي به اوج خود رسيده بود پس از گذراندن دوره طرح ولايت خدمت مقام معظم رهبري رسيديم که بعد از سخنراني حضرت آيت الله مصباح يزدي، ايشان در اواخر سخنان خود فرمودند: | |||||
| | |||||
| | |||||
| همايون سلحشور فرد ( سهشنبه 14/3/1387 :: ساعت 10:35 عصر ) با توجه به اينکه توصيه شده بخش "درباره خودم" وبلاگ،کوتاه و مختصر باشد تصميم گرفتم به مناسبت بيستمين سال تولد دوباره ام(9 خرداد)، يادداشت اين بخش را در قالب يادداشت جديدي در وبلاگم قرار دهم: يک بار هم 9 خرداد 1367 متولد شدم. همان روزي که شهيدي 20 ساله(شهيد بهزاد مفتوحي) را به محله مان آورده بودند و من بر حسب يک اتفاق ساده و بدون اينکه هيچ آشنايي قبلي با شهيد و خانواده اش داشته باشم، عقب آمبولانس نشستم و تا بهشت زهرا(سلام الله عليها) کنار تابوت شهيد بودم و در بين راه يک بار هم براي اينکه عکس بياندازند، در آن تابوت را باز کردند و ... | |||||
| | |||||
| | |||||
| همايون سلحشور فرد ( سهشنبه 27/1/1387 :: ساعت 6:34 عصر )
| |||||
| | |||||
| | |||||
| همايون سلحشور فرد ( جمعه 20/7/1386 :: ساعت 3:3 عصر ) چندي پيش در حالي که مشغول رانندگي بودم به اخبار سراري راديو گوش مي کردم که خبري را با اين مضمون شنيدم: «صهيونيست ها مي گويند که احمدي نژاد فردي متعصب، خشک مقدس و خطرناک براي منافع ماست و بايد ترور شود» همين طور مشغول شنيدن اخبار بودم که چند دقيقه بعد به سخنراني آقاي هاشمي رفسنجاني در مراسمي اشاره شد که مضمون سخنان ايشان چنين بود: «حضور افراد متعصب و خشک مقدس در ارکان نظام براي آينده نظام اسلامي خطرناک است»ادامه مطلب... | |||||
| | |||||
| | |||||
| همايون سلحشور فرد ( شنبه 7/7/1386 :: ساعت 7:53 صبح ) طبق معمول هر ساله، يک روحاني به عنوان مبلغ ماه مبارک رمضان به خوابگاه آمده بود. اين روحاني که گويا خيلي از مسائل و معضلات را براي اولين بار شاهد بود، خيلي حرص و جوش مي خورد. يک روز که حسابي کلافه و ناراحت بود مي گفت:ادامه مطلب... | |||||
| | |||||
| | |||||
| همايون سلحشور فرد ( چهارشنبه 7/6/1386 :: ساعت 2:7 عصر ) چند سال پيش يکي از دوستان که به تازگي در انجام برنامه هاي فرهنگي دانشگاه فعال شده بود، اردويي ترتيب داده بود و عده اي از دانشجويان را از دانشگاه علوم پزشکي کاشان به تهران آورده بود که اولين برنامه اردو شامل شرکت در مراسم دعاي ندبه مهديه تهران بود.ادامه مطلب... | |||||
| | |||||
| |