سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 تعداد کل بازدید : 438126

  بازدید امروز : 45

  بازدید دیروز : 73

تکلیف الهی

 
[ و در یکى از عیدها فرمود : ] این عید کسى است که خدا روزه‏اش را پذیرفته و نماز وى را سپاس گفته و هر روز که خدا را در آن نافرمانى نکنند روز عید است . [نهج البلاغه]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یادداشت ثابت - پنج شنبه 95/2/3::: ساعت 4:22 عصر


آدرس کانال تلگرامی تکلیف الهی
(کانال شخصی همایون سلحشور فرد):

@salahshoorfard

https://telegram.me/salahshoorfard

در این کانال، هم یادداشت های جدید منتشر می شود و هم به مناسبت هایی شاید به بازنشر یادداشت های گذشته این وبلاگ بپردازم.

البته سعی می کنم سر فرصت، یادداشت های جدید منتشر شده در این کانال را به وبلاگ نیز منتقل کنم.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: شنبه 96/4/31::: ساعت 7:37 عصر

با مشاهده تصویر حضور تتلو در جشن فارس پلاس، یاد یک نقد درباره سریال «خوش رکاب» در نشریه «صبح صادق» افتادم.

حجة الإسلام علی رازینی یکی از نقدهایش این بود که چرا پس از متحوّل شدن عزّت، سبیلش همچنان نعل اسبی باقی ماند؟!

حالا امیر تتلوی متحوّل شده در جشن فارس پلاس ردیف جلو نشسته، آستین هایش را بالا زده و همچنان با افتخار، خالکوبی هایش را به نمایش می گذارد!

می گویند چه بسا شهدایی بودند که بدن هایشان خالکوبی داشت و متحوّل شدند و پس از مجاهدت در جبهه های حق علیه باطل به شهادت رسیدند؛ امّا نمی گویند که همان شهداء، دیگر پس از متحول شدن با افتخار خالکوبی هایشان را به نمایش نمی گذاشتند، بلکه آرزو داشتند با گلوله مستقیم توپ به شهادت برسند تا اثری از آن خالکوبی ها باقی نماند.

امام خمینی(ره) نیز عمل به ظاهر شریعت را مقدّمه سیر و سلوک می دانند و بر ضرورتِ تبعیّتِ ظاهرِ عارف از باطن و منطبق بودن ظاهر بر  عقل و شرع تأکید می کنند.(*)

نمی گویم وی را به خاطر ظاهرش طرد کنیم و توقع داشته باشیم یهویی عارف کامل شود، بلکه می گویم به گونه ای تبلیغ نکنیم که بی قیدی نسبت به رعایت ظواهر شرعی و آداب آن، توجیه و تأیید و به نوعی قبح زدایی شود.

انصافاً صد رحمت به سبیل عزّتی! حجة الإسلام رازینی اگر تتلوی متحوّل شده در جشن فارس پلاس را ببیند چه می گوید؟!


پی نوشت:

*- به عنوان نمونه: «نیل به معرفت و باطن، جز از راه ظاهر و حفظ آن میسر نیست و کسی نمی تواند بدون رعایت ظواهر شرعی، ادعای رسیدن به باطن داشته باشد.»(تعلیقات علی شرح فصوص الحکم ومصباح الانس ، ص 201)


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: شنبه 96/4/31::: ساعت 7:11 عصر

امام جعفر صادق(علیه السّلام) فرمودند : «کسى که از حق دَم مى زند با سه ویژگى شناخته مى شود:

1- ببینید دوستانش چه کسانى هستند؟

2- نمازش چگونه است؟

3- و در چه وقت آن را مى خواند؟»(1)

روز عید فطر، برای نماز صبح به مسجد محله مان رفته بودم.

حدود 15 بسیجی آن مسجد با لباس فرم در خیابان جلوی مسجد جمع شده بودند تا برای انتظامات برگزاری نماز عید فطر آماده شوند.

آن زمان کار خاصی نمی کردند؛ با هم گپ می زدند و برای خودشان می چرخیدند.

نماز جماعت صبح برگزار شد؛ امّا محض رضای خدا یک نفر از این بسیجی ها در نماز جماعت شرکت نکرد!یعنی چی؟

قابل ذکر است که این پایگاه بسیج به دلیل بالا بودن آمار فعالیت هایش، به عنوان «پایگاه ویژه» شناخته شده است!

وقتی ملاک فعالیت ها عددی و آمارها فله ای باشد، توقع بهتر از این هم نیست و از حلقه های صالحین فرمایشی و بخشنامه ای، صالح در نمی آید.

«إن قُبِلت، قُبِلت ما سِواها و إن رُدَّت، رُدَّت ماسِواها»(2)

پی نوشت ها: 

1- محاسن/ صفحه 254/حدیث 281

2- وسائل الشیعه/جلد3/صفحه22/حدیث 10

یادداشت مرتبط: معاشرت بسیجی با مردم


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یکشنبه 96/4/18::: ساعت 10:28 عصر

هر از گاهی که توفیق زیارتی دست می دهد و فراغتی حاصل می شود، سراغ یک صحیفه سجادیه جیبی می روم که یکی از رفقا قبل از اولین سفرم به عتبات هدیه داده بود و فرازهایی از آن را می خوانم.

چندی قبل(روز چهاردهم تیر) نیز به همراه جمعی توفیق زیارت مسجد جمکران را داشتم و در آنجا به دعای چهاردهم رسیدم که چندان هم بی مناسبت نبود.

گرچه سعی کردم آن را بر کسی منطبق نکنم ولی به هر حال امر شده ایم به دعا و چه دعایی بهتر از ادعیه تعلیم داده شده از سوی یک انسان کامل؟!

خلاصه از قضای روزگار، آن شب قرعه به نام دعای چهاردهم افتاد؛ دعای آن حضرت هنگامی که بر او ستمی می رفت یا از ظالمین کار ناپسندی می دید:

«ای خدایی که یاریت به ستمدیدگان نزدیک است و کمکت دور است از ظالمین!

همانا ای خدای من، تو می دانی که از فلانی پسر فلانی به من آن رسیده که از آن نهی فرموده ای، و در پرده دری از حرمت من آن کرده که منع کرده ای!؛ و این طغیان و سرکشی اوست در نعمتی که تو داده ای و بی اعتنایی به مجازاتی است که مقرر داشته ای.

الهی بر محمد و آل او درود فرست و با قوت خود، ستمگران و دشمنانم را از ستم بازدار و با قدرتت از تندی و سلطه او بر من بکاه و او را به کار خود مشغول ساز ...

الهی بر محمد و آل او درود فرست و او را مجال ستم به من مده و به نیکی، مرا علیه او یاری نما و مرا از انجام عملی شبیه او باز دار و از گرفتار شدن به حالتی چون حال او حفظ فرما.

الهی بر محمد و آل او درود فرست و اینک چنان مرا بر دشمنم چیره ساز که خشم درونم آرام گیرد و داد دلم را از او به طور کامل بستان.

الهی بر محمد و آل او درود فرست و در عوض ظلم او، مرا بیامرز و به خاطر رفتار ناشایستش در حق من، رحمتت را بر من بگستر ...

الهی، آنگونه که مظلوم واقع شدن را در من نکوهیدی، مرا یاری کن تا به کسی ستم نکنم ...

پس بر محمد و آل او درود فرست و دعایم را به اجابت برسان و شکایتم را مقرون فرما با تغییر در حاکم.

الهی، مرا با ناامیدی از انصاف و عدالت خود و او را با ایمنی از عقوبتت آزمایش مکن تا بر ستمگری خویش اصرار ورزد و بر حقم سلطه یابد و او را با آنچه ظالمین را بیم داده ای و مرا به نویدی که برای اجابت درخواست بیچارگان داده ای آشنا ساز

الهی بر محمد و آل او درود فرست و مرا توفیق ده تا آنچه را به سود یا ضررم مقدر کرده ای بپذیرم و نیز به هرچه که مرا عطا کردی یا بازستاندی راضی باشم ... »


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: شنبه 96/3/27::: ساعت 7:37 عصر

شب های قدر که قرآن به سر می گیریم، اکثر مداحان و علما ابتدا به تفصیل به ذکر مصائب امام علی و حسنین(علیهم السّلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) می پردازند.

سپس به سرعت ادامه می دهند:بعلیّ ابن الحسین، بمحمّد ابن علی، بجعفر ابن محمّد ... تا بعلیٍ ابن موسی می رسند و یک «آی قربون کبوترای حرمت» و «قربون گنبد طلات» و ... می گویند و سپس باز به سرعت بمحمّد ابن علیٍ، بعلیّ ابن محمّد ... تا بالاخره بالحجّة  و دعا برای ظهور حضرت و به این ترتیب مراسم قرآن به سر گرفتن به پایان می رسد!

اما در این شب ها فقط قرار نیست با ذکر مصائب و توسل به اهل بیت(علیهم السّلام) گناهانمان بخشیده شود(شبیه تفکّر مسیحیّت که اعتقاد دارد مسیح به صلیب کشیده شد تا کفّاره گناهان مسیحیان باشد)، بلکه قرار است از این خاندان کرامت، درس زندگی و سرمشق برای یک سال دیگر عمرمان بگیریم.

حضرت زهرا(سلام الله) را فقط در بستر بیماری و درد پهلو خلاصه نکنیم؛ امام علی(علیه السّلام) را فقط با فرق شکافته در حال قربون صدقه رفتن سر فرزندانش تجسّم نکنیم؛ امام حسن(علیه السّلام) را فقط با چهره زرد ناشی از زهر حلائل نشناسیم و امام حسین(علیه السّلام) را فقط با بدن تکّه تکّه ترسیم نکنیم که تنها برای دردهای جسمی و عاطفی اش در روز عاشورا ناله کنیم.

چه خوب است علماء و مداحان در همین فاصله کوتاه قرآن به سر گرفتن و نام این 14 ذات مقدس را بر زبان راندن، به الگوهایی که می شود از آن ها برای زندگی گرفت و برخی نکات اخلاقی و اعتقادی از سیره و سخنان و ادعیه وارد شده از این بزرگواران نیز اشاره کنند: ادامه مطلب...

 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 96/3/25::: ساعت 11:20 عصر

به بهانه لیالی قدر

علمای اخلاق در شب های قدر به ما آموخته اند که از کسانی که در حق شما جفایی کرده اند بگذرید تا خدا هم از خطاها و گناهان شما بگذرد.

در واقع این نه به معنی ظلم پذیری و رضایت به جری شدن جفاکاران، بلکه به معنی مناعت طبع شماست که در قبال جفای آنان در حق شما، نه توقع داشته باشید که حسناتشان در پرونده تان ثبت شود و نه اینکه سیّئات شما در نامه عمل آنان منظور شود.

با خدا معامله می کنیم، از حق خود می گذریم و آن ها را به خدا وا می گذاریم تا خدا هم از جرم و خطای ما درگذرد؛ حال خداوند متعال یا هدایتشان می کند و یا خود به سزای اعمالشان می رسد.

از ساده ترین و ابتدایی ترین اصول اخلاقی آن است که عذر دیگران را بپذیریم تا خدا هم عذر ما را در گناهان و خطاهایمان بگذرد.

امیر مؤمنان، علی(علیه السّلام) در این باره می فرمایند:

اقبَلْ مِن مُتَنَصِّلٍ عُذرا ، صادِقا کانَ أو کاذِبا فتَنالَکَ الشَّفاعَةُ
عذرخواهی را بپذیر اگر چه به دروغ باشد.(1)

اقبَلْ عُذرَ أخیکَ ، و إن لَم یَکُن لَهُ عُذرٌ فَالتَمِسْ لَهُ عُذرا
عذر برادر دینی خود را بپذیر و اگر عذری ندارد برایش عذری بتراش(2)

أعظَمُ الوِزرِ مَنعُ قَبولِ العُذرِ
بزرگترین گناه، نپذیرفتن عذر است.(3)

حال جای تعجّب از کسانی است که استاد اخلاق دعوت می کنند و پای سخنانش دست به سینه می نشینند، امّا بدیهی ترین اصول اخلاقی را رعایت نمی کنند و در هر مرحله که عذر می آوریم متوجّه ارتباط فلان مطلب گُنگ و مُبهم با توهین نسبت به مدیریت فلان مجموعه نشدیم، باز هم نزد مراجع بالاتر طرح اتّهام می کنند.

چرا که وقتی بنا باشد حقِ ّ هیچگونه اظهار نظر و نقدی به رسمیّت شناخته نشود و علیه هر منتقدی به صرف طرح یک نقد ساده و نامحسوس و غیرجنجالی، از طرق دیگری غیر از موضوع انتقاد، پرونده سازی شود، دیگر اخلاق کیلویی چند؟!

سال سوّم راهنمایی، مدیر مدرسه ای داشتیم که محیط تعلیم و تربیت را تبدیل به شکنجه گاهی کرده بود و با کوچکترین خطایی به #بی_رحمانه_ترین_شکل_ممکن برخورد می کرد.

یک بار سر کلاس که برای وضو گرفتن آستین هایش را بالا می زد، گفت: «من هر بار که آستینم را بالا می زنم برای عبادت است؛ یا می خواهم وضو بگیرم یا می خواهم دانش آموزی را تنبیه کنم»!

حالا شما هم آستینتان را بالا بزنید و به هر نحو ممکن پرونده سازی کنید!

شب زنده داری کنید و زیرآب بزنید!

برای امام علی(علیه السّلام) عزاداری کنید و سخنانش را به هیچ بگیرید!

استاد اخلاق دعوت کنید و بی اخلاقی کنید!

در این شب های عزیز، شما را به صاحبان همان ارزش هایی که سنگشان را سینه می زنید وا می گذاریم.

 «أعاذنا اللّه من شرور أنفسنا و سیّئات أعمالنا»

پی نوشت ها:

1- وسائل الشّیعه، جلد 8، صفحه 553

2-بحار الأنوار ، ج 74 ، ص 165

3- غرر الحکم، 3004


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 96/3/25::: ساعت 6:58 عصر

دکتر کوشکی امشب در برنامه «جهان آرا» می گفت که در پی راهنمایی های حضرت امام(ره)، شهید لاجوردی  اصرار داشت به توبه منافقینی که چه بسا تروریست بودند و با صدام همکاری کرده بودند و سعی می کرد تا آن ها را به آغوش انقلاب برگرداند و خیلی ها هم با تلاش های آن شهید، توبه کردند و آزاد شدند.

حال جای تعجب است که در دهه چهارم انقلاب - که باید دهه تکامل آن باشد- بعضی ها دم از انقلابی گری می زنند و به واسطه برنتابیدن هرگونه نقد و نظری، سوءتفاهمات کوچک را بزرگ می کنند، هیچ عذری را نمی پذیرند و به هر شکل ممکن با پرونده سازی و زیرآب زنی، سعی در بیرون راندن افراد از آغوش انقلاب دارند.

یک وقت به تعبیر مقام معظم رهبری، دشمن سعی می کند مردم را از نظام اسلامی دلسرد و مأیوس کند؛ و یک وقت هم چه بسا دوستی منتسب به نظام اسلامی، ناخواسته چنین کند که «أعاذنا اللّه من شرور أنفسنا و سیّئات أعمالنا»



 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 96/3/15::: ساعت 4:59 عصر

رنجنامه های دهه هفتاد/26

از حسینیه حاج همّت تا هیأت طلافروشان(درد دل مکتوب یکی از بسیجیان اکیپ تفحّص)/1

بسم الله الرحمن الرحیم

دوست و برادرم، آقای  ... سلام

بنده نه اهل قلم و نگارش هستم و نه اصلاً با نامه نویسی و این جور کارها، میانه خوبی داشته ام

نه عزیز، والله مشوق من برای سیاه کردن این کاغذها فقط به این دلیل است که فکر کردم این چند خط دردل، اگر توی این سینه تنگ بماند خفه ام می کند؛ برای همین این چند خط را خطاب به شما می نویسم که فکر می کنم درد کشیده ای.

بنده در پادگان تهران، لشکر 27 حضرت رسول(ص) مشغول خدمت بودم و وقتی اعلام کردند برای گروه تفحّص احتیاج به راننده آمبولانس دارند، داوطلب شدم و اینطور بود که دست روزگار، ما را به پادگان سردار غریب دو کوهه، «حاج احمد متوسلیان» رساند ...

برادر جان! هیچ میدانی که دو کوهه الان در معرض ویرانی کامل است؟

حتماً می دانی علی رغم تأکیدات صریح «آقا» برای حفظ دو کوهه، به عنوان میراث فرهنگی دوران دفاع مقدّس و با وجود اوامر مکرّر فرماندهی محترم لشکر -حاج اقا کوثری - که باید دو کوهه را برای زیارت خانواده های شهدا، جانبازان و رزمندگانِ لشکر حتی از دوران جنگ هم آبادتر نگه داریم، این پادگان(یا به قول شما در مقالات خودتان «دروازه عشق آباد جبهه») روز به روز و ویران تر و درهم شکسته تر می شود!

کندوهای دو کوهه، همان ساختمان های سیمانی پنج طبقه که مأمن شهدای لشکر در طول 8 سال جنگ بودند، حالا از خرابه های تخت جمشید، داغان تر هستند.

باز خوش به حال خرابه های کاخ شاهان هخامنشی که هزار تا غمخوار از سازمان حفظ میراث فرهنگی گرفته تا وزارت ارشاد و سازمان جهانگردی و... دارند، اما دو کوهه چه؟! ظاهراً هیچکس در غم آن نیست.

آخر اگر دو کوهه با غفلت ما از این هم که هست ویرانه تر شود و از دست برود، چطور خواهیم توانست به نسل به قول تو «انقلاب و جنگ ندیده» جوان کشور نشان بدهیم که منزلگاه پرستوهای عاشق و آخرین قدمگاه شهیدان آن 8 سال دفاع مقدس، چگونه جایی بوده است؟!

بلی، این است وضع دو کوهه ...

ادامه دارد


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 96/3/15::: ساعت 1:56 صبح

امام خمینی(ره) ابتدا طاغوت درون خود را سرنگون کرد، سپس توانست طاغوت پهلوی را سرنگون کند.

امام اول با استکبار درون خود درافتاد سپس توانست با مستکبرین عالم در افتد و با قاطعیت اعلام کند:«آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند»

امام اول بت نفس خود را شکست، سپس توانست علیه بت های جاهلیّت مدرن تبر بردارد.

امام از پسِ نوشتنِ کتاب های «سرّالصّلاة»، «شرح حدیث جنود عقل و جهل»، «شرح چهل حدیث» و...، علیه استبداد خروشید، نقشه های استعمار را بر ملا ساخت، فریاد برائت سر داد و پیام استقامت صادر کرد.

لذا معلمی چون استاد محمد اکرمی، به عنوان شاگرد مکتب خمینی(ره) در ابتدای شکل گیری هر جمعی از جوانان انقلابی، ابتدا کتاب «شرح چهل حدیث» امام خمینی(ره) را محور بحث قرار می دهد تا کسی بدون توجّه به خودسازی و مراقبت از نفس، داعیه دار اداره جامعه و متولی هدایت دیگران نشود و به نام انقلابی گری و به کام اغراض نفسانی خود، آبروی جبهه انقلاب را نبرد.

کسانی که خود را فدایی ولایت می نامند و جبهه خودی را طرد می کنند، کسانی که خود را ذوب در ولایت می نمایانند و به روش طاغوتی رفتار می کنند، کسانی که خود را ارزشی می دانند و ارزشی برای زیردستان خود قائل نیستند، کسانی که از امام دم می زنند و بر خلاف مشی امام -که نقد و حتی تخطئه را یک هدیه الهی می دانست- حقِّ هیچ نقد و اظهار نظری را برای رعیّت خود به رسمیّت نمی شناسند و ...، حنایشان نزد شاگردان مکتب خمینی(ره) رنگی نداشته و ندارد، گرچه لباس تنشان در کنار لباس امام روی یک بند خشک شده باشد.



 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 96/3/11::: ساعت 12:33 عصر

می پرسند «آیا می دانید دلمان برای همه ی مظلومان دنیا می سوزد، الّا مظلومان میهن خودمان ...؟ »

در پاسخ، می پرسیم:

آیا می دانید چونکه صد آید، نود هم نزد ماست؟

آیا می دانید کسانی که بیشتر برای مظلومان دنیا دلشان می سوزد، بیشتر به محرومان میهن خودمان خدمت می کنند؟

آیا می دانید کسانی که دلشان برای مظلومان دنیا نمی سوزد، کمترین خروش را علیه بی عدالتی(نجومی بگیران، قرارداد های میلیاردی پولبالیست ها و بازیگران و...) دارند؟

آیا می دانید دشمنِ دشمنِ ما دوستِ ماست؟!

آیا می دانید اگر دلمان برای دوستانمان نسوزد، آن ها نمی توانند سد راه ناامنی برای هم میهنان خودمان شوند؟

آیا می دانید هزینه کردن برای یک عده چریک در فراتر از مرزهایمان، به مراتب کمتر از دفع شرّ دشمنان میهن در لب مرزهاست؟

آیا می دانید هزینه بودجه دفاعی کشور از هزینه بودجه های رفاهی و خدماتی برای هم میهنان خودمان، جدا و به مراتب کمتر از آن است؟

آیا می دانید بی عرضگی کسانی که وظیفه تأمین رفاه و آسایش هم میهنان خودمان را دارند، موجب این فرافکنی ها و طعنه به نیروهای دفاعی کشور است؟

آیا می دانید نیروهای نظامی و دفاعی کشور حاضرند با همان بودجه کمتر دفاعی، جایشان را با این مدعیان عوض کنند و عهده دار تأمین رفاه و آسایش هم میهنان خودمان شوند، به شرط آنکه این مدعیان معترض، از عهده تأمین امنیت کشور برآیند؟

آیا می دانید این مدعیان حمایت از مظلومان میهن خودمان، هیچ کارنامه و سابقه قابل ارائه ای در دفاع از کشور ندارند و بلکه هیچ شهیدی در این راه ندادند؟

آیا می دانید حضرت امیر(علیه السلام) می فرمایند «ذلیل نشد مگر ملتی که در خانه خودش با دشمنش بجنگد» (1)؟

آیا می دانید وصیّت مولای همه مظلومان آن است که «دشمنِ ظالم و یاورِ مظلوم باشید» (2) و هیچ محدوه جغرافیایی هم تعیین نکردند؟

آیا می دانید «هر که صبح کند و به امور مسلمین همت نگمارد، از آنها نـیـست؛ و هر که بشنود مردى فریاد مى زند "مسلمان ها! به دادم برسید" و جوابش نگوید مسلمان نیست»؟(3(

آیا دانید قرآن کریم نهیب می زند «شما را چه شده است؟! چرا در راه خدا و نجات بیچارگان از زن و مرد و کودک که می گویند "بارالها، ما را از این سرزمین که مردمش همه ستمگرند، بیرون کن و نجات بده و از ناحیه خود برای ما سرپرستی بفرست و یا از جانب خود مدد کاری برای ما روانه کن" پیکارنمی کنید؟»(4)؟

آیا می دانید «بنی آدم اعضای یکدیگرند/که در آفرینش ز یک گوهرند/چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار»(5)؟!

 آیا می دانید «تو کز محنت دیگران بی غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی»(6)؟!

پی نوشت ها:

1-نهج ابلاغه، خطبه 27: « فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا»

2-نهج ابلاغه، نامه 47: «کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً»

3-اصول کافى، جلد3، صفحه 239 روایت 5، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله): «مَنْ اَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِاُمورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادى یا لِلْمُسْلِمینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ»

4-سوره نساء، آیه 75: «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصیراً»

5-گلستان سعدی(علیه الرّحمه)، باب اول، حکایت دهم

6-همان


 
   1   2      >
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک