سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
 تعداد کل بازدید : 411937

  بازدید امروز : 18

  بازدید دیروز : 60

تکلیف الهی

 
خداوند ـ عزّوجلّ ـ به داوود علیه السلام وحی کرد :«ای داوود ! به من شادمان باش و از یادم لذّت ببر و با مناجات من متنعّم شو که به زودی، خانه را از فاسقانْ خواهم پرداخت ولعنت خود را بر ظالمان قرار خواهم داد» . [امام صادق علیه السلام]
 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: یادداشت ثابت - پنج شنبه 95/2/3::: ساعت 4:22 عصر


آدرس کانال تلگرامی تکلیف الهی
(کانال شخصی همایون سلحشور فرد):

@salahshoorfard

https://telegram.me/salahshoorfard

در این کانال، هم یادداشت های جدید منتشر می شود و هم به مناسبت هایی شاید به بازنشر یادداشت های گذشته این وبلاگ بپردازم.

البته سعی می کنم سر فرصت، یادداشت های جدید منتشر شده در این کانال را به وبلاگ نیز منتقل کنم.


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: شنبه 95/5/23::: ساعت 6:18 صبح

1- اگر منزل یک سالمند را که سال ها با آن خو گرفتند و از آن خاطرات دارند، تغییر دهید ممکن است دچار افسردگی شده و باعث کاهش طول عمر آنان شود.

2- مادر و پدر شهیدی که حدود 20 سال با مزار و حجله شهیدش خو گرفته و همدم و مونس تنهایی هایش بوده است، قطعاً با تخریب این آثار تنها خدمتی که به خانواده های شهداء می شود این است که آنان را زودتر به شهیدشان ملحق می کند.

3- زمانی که نوجوان بودم یکی از بهترین و عزیزترین یادگاری هایی را که یک قاری قرآن بسیجی به من هدیه داده بود، به یکی از خانواده های شهداء - که خیلی به آن ها ارادت داشته و دارم- دادم تا در حجله شهیدشان قرار دهند؛ بنابراین این نابخردان تخریب کننده مزار و حجله شهداء قطعاً با احساسات و عواطف بی شمار مردم نسبت به شهداء بازی می کنند.

4- اگر خیلی هنر سر و سامان دادن دارید بروید به قول سردار باقرزاده کوخ هایی را که شهداء در آن نشو و نما کرده اند سر و سامان دهید.

5- خدا عمرتان را کوتاه کند و دستتان را بشکند که به قول حاج صادق آهنگران «خود شما چوب میخوری! خود شما به اشکال مختلف گره و مشکل در کارتان در زندگیتان پیش می آید که نمی دانید از کجا دارید چوب می خورید»(*)

پی نوشت:

*- مراسم ایام فاطمیه سال 1373 در مصلای اهواز، همزمان با ورود تعدادی از شهدای تازه تفحص شده


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 95/5/22::: ساعت 10:8 عصر

درباره پدیده شوم سرقت از صندوق های صدقات معابر و بی مبالاتی قوه قضاییه و به تبع آن نیروی انتظامی در برخورد با سارقین تا به حال سه یادداشت در کانال خود(1) منتشر کردم که اولین آن تا کنون بیش از 7000 بار خوانده شده:

1.   قاضی با آزاد کردن دزد صندوق صدقات، خطاب به خادم مسجد گفت: «صندوق کمیته امداد به من و تو ربطی ندارد! کمیته امداد باید شاکی باشد» !!!

عجب! پس وظیفه مدعی العموم چیست؟

خدشه دار ساختن اعتماد عمومی

ناامن ساختن محیط مقدّس مسجد ...

جالب اینکه فردای همان روز دوباره دزد محترم بعد از نماز صبح مثل شاخ شمشاد وارد مسجد شد!

خادم هم بیرونش کرد و نفرین فرستاد بر قانونی که اینچنین دست دزد را باز می گذارد

کلانتری محل هم گفت او را به مسجد راه ندهید!

خدا به مسجد بعدی رحم کند و اعتماد مردمی که فضای مسجد را امن می پندارند و با طیب خاطر صدقاتشان را داخل صندوق کمیته امداد می اندازند و دلشان خوش است که مجری قانون، هیچگونه تعدّی نسبت به امنیت و آرامش مردم را - آن هم داخل مسجد- برنمی تابد!

2.   ناهنجاری اجتماعی، از کنسرت و دست فروشی تا دزدی از صندوق صدقات

چندی پیش در هوای گرگ و میش دیدم دزد معتادنشان محترمی مشغول ور رفتن به صندوق صدقات سر خیابان است.

به وی تذکر دادم و تهدید کردم که می روم پلیس می آورم.

رفتم به یک خیابان بالاتر و قبل از مراجعت به مسجد برای اقامه نماز صبح، به کلانتری واقع در همان خیابان مراجعه کردم و قضیه را به سرباز نگهبان آنجا گفتم که گفت "باشه، اطلاع می دهم".

نماز را در مسجد خواندم و پمپ بنزین هم رفتم و برگشتم دیدم هنوز آن دزد معتادنشان محترم به سختی مشغول کلنجار رفتن با صندوق صدقات است.

باز هم تذکر دادم و آن دزد محترم با خونسردی گفت: "باشه، الان تموم میشه"

دوباره رفتم خیابان بالایی و این بار به سرباز راننده ماشین گشت نیروی انتظامی اطلاع دادم و ایشان هم که گویی مثلا به لیوان شخصی اش ناخودآگاه صدمه زده باشم، با مهربانی و محبت خاصی گفت:"فدای سرت!"

با یکی دو نفر از اهالی مسجد محل قضیه را مطرح کردم، استدلال جالبی را نقل کردند که این ها معتقدند چه بهتر که مشغول صندوق صدقات بشوند، چون در این صورت کمتر سراغ بالا رفتن از دیوار خانه مردم و زورگیری می روند و آسیبشان برای جامعه کمتر است!

عجب! پس چرا نیروی انتظامی اصرار دارد که مثلا با پدیده بی حجابی و بدحجابی به عنوان یک ناهنجاری اجتماعی برخورد کند؟! مگر هر بی حجابی یک شاکی خصوصی دارد؟

چه اصراری هست که علی رغم مصوبه هیأت دولت، نیروی انتظامی از سوی ستاد کل نیروهای مسلح مکلف به برخورد با ناهنجاری های حواشی برخی کنسرت ها شود؟ خب، عده ای در داخل سالن سرپوشیده کنسرت هنجارشکنی کنند بهتر از ناهنجاری در سطح کوچه و خیابان است.

چرا شورای شهر، دستفروشی را جرم تلقی می کند؟ آیا نمی دانند جلوگیری از دستفروشی ممکن است زمینه بروز برخی ناهنجاری ها را از سوی این افراد در جامعه فراهم کند؟

چرا دزدی از صندوق صدقات -که موجب خدشه به سنت الهی صدقه و سلب اعتماد عمومی از نهاد خدمتگزار و انقلابی کمیته امداد امام خمینی(ره) می شود- به مسخره و شوخی گرفته می شود و نه قاضی آن را یک جرم عمومی تلقی می کند و نه مجری قانون آن را یک ناهنجاری می داند و اصولا هیچ ارگان و نهادی خود را مکلف به برخورد با آن نمی داند؟!

3.   انقضای تاریخ مصرف صندوق های صدقه نصب شده در معابر را اعلام کنید!

امروز هم سحرخیز بودم و کامروا و کام من دوباره روا شد و پس از اقامه نماز صبح در مسجدی، برای بار سوم باز هم شاهد دزدی از صندوق صدقه نصب شده در معابر عمومی بودم.

این بار دزد محترم با طیب خاطر به سراغ صندوق صدقه سر خیابان معروف به خیابان کلانتری آمده بود، یعنی به فاصله چند متری از کلانتری جنت آباد.

سارقین آگاه و باهوش هم فهمیده اند که مجریان قانون هیچ اراده ای برای برخورد با سرقت از صندوق های صدقات ندارند.

لذا برای بار سوم و بار آخر از حضرات مسؤولین اجرای قانون و نظم عمومی و همچنین از قوه قضاییه درخواست می کنم اگر پدیده شوم سرقت از صندوق های صدقات نصب شده در معابر را نوعی ناهنجاری اجتماعی لازم به برخورد تلقی نمی کنید و یا حتی جرم آسیب رساندن به اموال عمومی هم برای آن قایل نیستید، علنی اعلام کنید تا مردم صدقات خود را داخل این صندوق ها نیاندازند و کمیته امداد هم تاریخ انقضای این صندوق ها را اعلام کند و روش های جایگزین دیگری(همچون صندوق های الکترونیکی غیرقابل سرقت وجه نقد از آن، صندوق های خانگی و یا تحویل صندوق به متصدیان اماکن عمومی) را به مردم معرفی کند. 

اما پس از نوشتن این یادداشت ها با 197 تماس گرفتم و قضیه را گفتم و شکایت کردم که چرا وقتی گزارش می دهیم، نیروی انتظامی با سارقین برخورد نمی کند؟ پاسخش قابل پیش بینی بود. وقتی قاضی می گوید کمیته امداد باید شاکی باشد، نیروی انتظامی هم لزومی به برخورد با سارقین نمی بیند. اما طرف شاکی بود که رئیس کمیته امداد در مصاحبه ای گفته اگر بخواهیم با این سارقین برخورد کنیم می روند سراغ دزدیدن ضبط ماشین مردم و ...

این درحالی است که این نقل قول تکذیب شده(2) ولی هرچه این موضوع را مطرح کردم ظاهراً به نفعش بود که نشنود.

خلاصه اینکه در جمهوری اسلامی چه کسی باید امانت دار صدقه های مردم باشد؟

پی نوشت ها:

1. کانال تلگرامی تکلیف الهی به آدرس: https://telegram.me/salahshoorfard

2. روابط عمومی کمیته امداد در خصوص یک برداشت نادرست از مصاحبه رئیس کمیته امداد با هدف تنویر افکار عمومی اطلاعیه ای صادر کرد.

 


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: سه شنبه 95/5/5::: ساعت 12:30 عصر

رنجنامه های دهه هفتاد/17

صوت منتشر نشده از 

شعرخوانی شاعر بسیجی، مرحوم محمّدرضا آقاسی

مرداد ماه 1376

مراسم سالروز عملیات غرورآفرین مرصاد

مسجد جامع شهرستان دامغان

قسمتی از اشعار و سخنان مرحوم آقاسی در این مراسم:

ای شهر شهید پرور من!
با نعش برادرم چه کردی؟

وی داغ نهاده بر دل من!
با سیلی مادرم چه کردی؟

ای شهر شهید پرور من!
جولانگه فسق و بد حجابی!

آیا تو هنوز همچو دیروز
پابند به نسل انقلابی؟

ای شهر شهید پرور من!
خاموشی تو ز انفعال است

از بازوی خود بریده بهتر
دستی که به گردنی وبال است

ای چلچله های پر شکسته!
ای آنکه ز عشق پر گرفتید!

در وسعت آسمان سبکبال
سر داده ره سفر گرفتید

یوسف صفتان مصر غربت!
کنعان به شما نیاز دارد

تابوت شما مگر که ما را
از فکر گناه باز دارد

...

مرصاد تمام نشده! مرصاد جاری است! دیروز با توپ و تانک و مسلسل و جیپ و امثال این ها بود، امروز با قلم است! با تفکّر است!

خداوند لعنت کند همه منافقین را در هر لباس و در هر پُست و در هر جایی از این عالَم هستند.

فکر نکنیم که حالا دیگر چند تا بچه سوسول آمدند و چه کردند و توسط بچه های قرآن و توسط فرزندان پاک خمینی(ره) به درک واصل شدند دیگر مرصاد تمام شد!

اینک دشمن زبان دراز آمد
زان راه که رفته بود باز آمد

او افعی زخم خورده را مانَد
زنگار به هم فشرده را مانَد

 باز آمد تا ز ما عنان گیرد
نگذاریمش دوباره جان گیرد

 باز آمد و فتنه زیر سر دارد
غافل که خلیل ما تبر دارد

...

یک رباعی هم از زبان همه بسیجیان به همه ضدّبسیجی ها:

 ما منتظریم تا محرم گردد
هنگامه ی امتحان فراهم گردد

 ما می دانیم و تیغ و حلقوم شما!
یک مو ز سر ولی اگر کم گردد!

 دریافت فایل صوتی

پخش از سایت روشنگری

به مدت حدود 23 دقیقه

لینک در سایت افسران


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: شنبه 95/4/26::: ساعت 11:23 عصر

رنجنامه های دهه هفتاد/16

صوت منتشر نشده از

شعرخوانی شاعر بسیجی، مرحوم محمّدرضا آقاسی

27 تیر ماه 1375

مراسم سالروز پذیرش قطعنامه 598

میدان رسالت- حسینیه شهید هّمت

قسمتی از اشعار و اشاره ای به رویدادهای آن دوران:

بسیج ای دست و بازوی ولایت!
خط سرخ عزل تا بی نهایت!

تورا نشناختن حق ناشناسی ست
تعارض با تو کفر وناسپاسی ست

بسیجی سُست و بی حال است آیا؟!
زبان غیرتش لال است آیا؟
! 

بسیجی! از چه رو خاموش ماندی؟
زبان بستی سراپا گوش ماندی!

نمی بینی مگر دجاله ها را؟!
سُرود شوم نفی لاله ها را؟ (1)

ببین نُشخوار صبح وشامشان را
طنین طعنه و دشنامشان را

علی را بی عدالت نام دادند
ولایت را وکالت نام دادند (2)

به سر اندیشه هایی خام دارند
ولی داعیه ی اسلام دارند

کدام اسلام؟ اسلامی که مُرده ست!
سر تسلیم بر شیطان سپرده ست!

بسیجی سُست و بی حال است آیا؟!
زبان غیرتش لال است آیا؟!

دریافت فایل صوتی

پخش از سایت روشنگری

به مدت حدود 30 دقیقه

پی نوشت ها:

1- جمعی از بازیگران معروف سینما و تلویزیون از جمله ف.م. در یکی از روزهای دهه هفتاد در یک بزم پارتی ضمن رقص و پایکوبی با همان آهنگ فتح خرمشهر خواندند «ممّد نبودی ببینی رقص آزاد گشته»!
فیلم این حرکت وقیحانه به بیرون درز کرد و موجب رنجش مردم شهیدپرور و جریحه دار شدن احساسات بسیجیان و رزمندگان شد و خواستار اشدّ مجازات برای هتّاکان نسبت به ارزش های دوران دفاع مقدّس شدند.
در ابتدا این افراد ممنوع التّصویر شدند امّا چندی بعد طبق معمول که سیاست مداران همواره وامدار هنرمندان و ورزشکاران هستند، این حرکت وقیحانه مورد مداهنه قرار گرفت و هتّاکان مورد عفو قرار گرفتند.
ظاهراً حضرات در یک اقدام نمایشی به دیدار پدر شهید جهان آرا رفتند و بابت تمسخر بی شرمانه شان عذرخواهی کردند.
نشریه شلمچه متعلّق به آقای ده نمکی در واکنش به این اقدام نمایشی به موضوع جالبی اشاره کرد و عنوان نمود که آن ها در واقع به همه شهداء اهانت کردند نه فقط شهید جهان آرا، لذا باید از همه خانواده های شهداء عذرخواهی کنند.

2- اشاره به مقاله روزنامه همشهری در دهه هفتاد با عنوان «وکالت یا ولایت فقیه؟» نوشته "مهدی حائری یزدی" که در واقع این روزنامه با چاپ چنین مقاله ای اولین جرقه‌های تجدیدنظرطلبی ایدئولوژیک را در آن دوران زد.
انتشار این مقاله در واقع بروز یکی از اولین چالش های این روزنامه با ماهیت انقلاب اسلامی ایران در آن روزگار بود.

لینک در سایت افسران


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: دوشنبه 95/4/14::: ساعت 2:26 عصر

رنجنامه های دهه هفتاد/15

قربانیان تغافل رسانه های ما

به بهانه سالروز ربوده شدن 4 دیپلمات ایرانی

به بهانه سالروز ربوده شدن 4 دیپلمات دربند رژیم صهیونیستی، در این قسمت از رنجنامه های دهه هفتاد به مقاله ای از «حسین بهزاد» در روزنامه کیهان با عنوان «قربانیان تغافل رسانه های ما» می پردازم.

زمانی که دانشجو بودم این مقاله را به صورت یک بروشور برای توزیع، تدوین کرده بودم و امروز با توجه به حسّاس شدن نسل جدید نسبت به سرنوشت این عزیزان دربند و به دنبال فیلم «ایستاده در غبار» جا دارد متن این مقاله ارزشمند در فضای مجازی در دسترس همگان باشد: ادامه مطلب...

 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 95/4/11::: ساعت 12:18 صبح

سال 1372 اواخر سربازی در درمانگاه ستاد مشترک سپاه در میدان پیروزی مشغول بودم. ماه مبارک رمضان از فرصت استفاده کردم و شب ها تا حد مقدور به میدان قیام، حسینیه محبّین الأئمه(علیهم السّلام) پای منبر شیخ حسین انصاریان می رفتم و گاهی نوار کاست پربارترین مجالس را تهیه می کردم که قبلاً قسمت هایی از آن ها را به صورت فایل صوتی منتشر کردم(*).

برای امشب نیز که شب جمعه آخر ماه مبارک رمضان است، دعای کمیل شب جمعه آخر آن مجالس را انتخاب کردم که اتفاقاً مانند چنین شبی مصادف با شب 25 ماه مبارک بود:

دریافت فایل صوتی

پخش از فارس تی وی

*: گزیده ای از جالب ترین و زیباترین سخنان ایشان را که قبلاً از نوار کاست به فایل صوتی تبدیل و منتشر کردم به شرح ذیل است:

صوت: سزای گناهان جنسی در روز قیامت

صوت: اعتراف به گناه جنسی نزد حضرت علی(علیه السلام)

صوت: راه توبه از گناهان جنسی در شب قدر

صوت:وقتی عرب ها بی دین شدند

صوت:عاقبت اذان گویان چشم چران

صوت: علاج مشکلات روحی


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: جمعه 95/4/4::: ساعت 6:47 عصر

سخنی با سربازان جان باخته در حادثه تصادف نی ریز

خوش به حالتان که چقدر محترم بودید

برایتان از یک شرکت رسمی مسافرتی اتوبوس گرفتند تا پس از پایان دوره آموزش با عزت و احترام به آغوش خانواده هایتان برگردید.

و حالا هم که دچار حادثه شدید به برکت این شبکه های اجتماعی هزاران غمخوار پیدا کردید و آن شیخ(1) هم شاکی است که چرا همراه شما یک افسر به عنوان راهنما نفرستادند!

اما بشنوید از دوره آموزشی ما در ابتدای دوران به اصطلاح مقدّس و به واقع مزخرف سربازی ما: ادامه مطلب...

 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: پنج شنبه 95/4/3::: ساعت 3:48 عصر

به بهانه سالروز حماسه سوّم تیر

سخنرانی حجة الإسلام حمید رسایی در اجتماع حامیان احمدی نژاد

20خرداد88 در مقابل دانشگاه صنعتی شریف

عُلما به ما یاد دادند شما یا باید جیب تان باز باشد یا دهانتان

و آقای احمدی نژاد آمد جیبش را بست، دهانش را باز کرد

ما رئیس جمهوری می خواهیم که جیبش بسته باشد و دهانش باز باشد

پخش از فارس تی وی

دریافت صوت


 
نویسنده: همایون سلحشور فرد ::: شنبه 95/3/8::: ساعت 6:27 صبح

مدیر اسلامی چه کسی است؟

 آنچه نگفتند!

در روایات ما آمده تمام کسانی که وارد مدیریت ها می شوند این ها مهمانند، مردم میزبانند، مردم صاحب خانه اند.

مدیر اسلامی کسی است که خودش را جای مردم بگذارد؛ این ها حرف هایی است که به ما زده اند!

حضرت امیر فرمودند در حکومت اسلامی ما با مردم شفاف هستیم؛ یعنی همه چیز در اتاق شیشه ای مدیریت می شود.

فرمودند هیچ چیز را از مردم مخفی نکنید! غیر از مسائل امنیتی که دشمن اگر بفهمد ضربه می زند، ما هیچ اسراری نداریم!

«مخفی کاری، آی کسی نفهمد، آی نگوییم بفهمند، آی به شما مربوط نیست، به ما مربوط است» نداریم! همه چیز به همه مربوط است!

کسی که آمادگی ندارد که حتی مردم به او توهین کنند، مسؤولیت نبپذیرد! کسی که ظرفیت و تحمّل فحش خوری ندارد حق ندارد مسؤولیتی بپذیرد که با مردم سر و کار دارد!

هرچه اختیاراتت بیشتر شد و مهم تر شدی باید متواضع تر، مؤدب تر نزد مردم و فحش خورتر باشی!

وظیفه بعدی این است که هرچه مسؤولیتش مهم تر شد، اختیاراتش بیشتر شد، مقامش رفت بالاتر، به مردم نزدیک تر شود نه اینکه فاصله اش از مردم بیشتر شود!

باید بروی حرف مردم را بشنوی ولو اینکه چرند و بی ربط بگویند؛ در این صورت - حتی آن هایی که مشکل دارند-راضی خواهند بود و می گویند لااقل آدم هستند، به ما احترام می گذارند.

این ها را گوش کنید هی علی علی می گویید! بیشتر شیعه قلّابی هستیم!

حضرت امیر فرمودند من وظیفه دارم هیچ حقی از حقوق شما را به تأخیر نیندازم ... مدیر اسلامی حق ندارد کاری که امروز می تواند بکند بگوید فردا می کنم؛ یعنی نگو حالا این کار را ده روز است نکردیم ده ماه دیگر هم می شود نکرد!

یا اینکه حقی که اینجا باید داده شود جای دیگر بدهی، دیر بدهی

شما اگر حق مردم را بدهی ولی دیر بدهی باز هم خیانت کردی! برای اینکه حق او این نبود که فقط این را بدهی، حق او این بود که در این لحظه بدهی، او این چند سال باید از حقش استفاده می کرد.

نگو حقّش را دادیم حالا دیر و زود داشت، سوخت و سوز نداشت؛ دیر و زود خودش سوخت و سوز است!

فرمود مردم! حق شماست بر من که همه تان نزد من مساوی باشید، هیچ کس بر هچ کس مقدّم نیست.

اصلاً ما در یک عوالم دیگری هستیم! ما از حضرت امیر فقط یک شب 19 و 21 ماه رمضان می شناسیم و یک 13 رجب چراغانی کنیم! این سهم ما شده از علی!

فرمود می دانید کی واجب می شود که شما از من اطاعت کنید؟! به اندازه ای که من به همین ها عمل کنم!

به همان اندازه که من اسلامی باشم شما وظیفه دارید از من اطاعت کنید!

می دانید یعنی چه این حرف؟  یعنی شماها که رئیس هرجایی هستید و آن ها که در تشکیلات شما مسؤولند، این ها شرعاً حق ولایت و تصرف در اموال و امکانات ندارند، مگر اینکه به این ها عمل کنند!

به آن اندازه ای مسؤولیت ها مشروعیت دارد که به همین ها عمل شود.

سپس به مردم فرمود خذوا هذا من أمرائکم! این هایی که گفتم از مسؤولین تان بگیرید!

اگر دیدید مسؤولین تان شفاف نیستند، با مردم فاصله دارند، رابطه ندارند، توجهی به حقوق شما ندارند، اگر می بینید ادا در می آورند، عمداً حقوق شما را به تأخیر می اندازند حضرت امیر فرمود خذوا هذا من أمرائکم! یقه شان را بگیرید!

بایستید جلوی این مدیران و مسؤولین تان! اعتراض کنید! نهی از منکرشان کنید!

مگر اینکه توضیح بدهند ما می خواهیم این کار را بکنیم، نمی توانیم، یک مشکلی داریم؛ یعنی یک عذری باید بیاورند، توضیح بدهند شفاف.

ولی اگر به مردم بگویند به شما مربوط نیست، حضرت امیر می گوید توجه نکنید، بگویید به ما مربوط است، اصلاً شما نوکر مایید!

استاد حسن رحیم پور ازغدی/سخنرانی 13 رجب سال 1394/ با عنوان: حکومتی ها در ترازوی علی(علیه السّلام)

دریافت فایل تصویری

دریافت فایل صوتی

لینک انتشار در سایت افسران


 
   1   2      >
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

لوگوی دوستان

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک